
از علاقه مندان موضوع کارآفرینی هستم و فکر می کنم طرح مباحث کار آفرینی نیاز امروز جوانان ماست
لطفی 09143062856
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
مرداد 1386
آبان 1385
فروردین 1384
اسفند 1383
لینک ها
وب نويس
كتاب رايگان
mouood
خانه شاعران تبریز
معرفی بهترین های کتاب
كارآفرينان تبريز(وبلاگ ديگر من كه مطالب خوبي دارد)
يك اهري و اتفاقات ساده
يادداشتهاي يك دختر ترشيده
دختررودسري
فرهنگ مديريت و كسب و كار
مديريت كسب و كارهاي كوچك
بيزبلاگر وبلاگ مشاوره شغلي
جدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار
كارآفريني وبلاگ آقاي علي پرورش
چهارراه تبليغات
iKarafariniکارآفرینی و خلق درآمد و ارزش در اینترنت
خاطرات یک مدیر
تبليغ سيتي
من ِ موفق
انجمن زنان مدير كارآفرين
انجمن علمی کارآفرینی
خلاقيت نوآوري و كارآفريني
فرصت هاي تجاري
وثوق مشاور تخصصي حقوق كارآفريني
بازاريابي
مشاورين بازاريابي نوين
به خوندنش مي ارزه
مديريت بازرگاني
گلد كابين
ركز كارآفريني دانشگاه صنعتي شريف
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
وقتی کارآفرین بازاریابی نمیداند...
درباره شروع یک کسب و کار مستقل، کارآفرینی، ملاحظات، پیش فرضها و آگاهی از چند و چون آن حوزه مورد نظر و علاقه و میل به کار، ریسکپذیری و... صدها مطلب دیگر، بسیار سخن گفته شده است. درباره بازاریابی هم این طورست. ولی بین شروع یک کسب و کار و آغاز پروسه و طرح بازاریابی، شکاف کوچک ولی مهمی وجود دارد که بسیاری از کارآفرینان تازه کار به آن برمیخورند و آن نداشتن کوچکترین ایدهای راجع به بازاریابی کالا و خدماتشان است. جالب اینجاست که اینها در اغلب موارد کارآفرینان و صاحبان مشاغلی خلاق، علاقهمند و آگاه از مشکلات و بازار رقابتی پیش رویشان هستند ولی نمیتوانند روشی برای بازاریابی کسب و کارشان پیدا کنند. متاسفانه این همان شکافیست که میتواند یک تکنسین، یک لولهکش، یک پزشک یا یک معلم ماهر، حاذق و توانا را شکست دهد. اگر کسی صاحب کسب و کار و مهارتی را نشناسد چطور به او مراجعه کند؟!
شاید شما هم به این مشکل برخورده باشید، توصیههای زیر مفید و سودمند واقع خواهند شد و خطوط راهنما را پیش چشمانتان ظاهر خواهند کرد:
- گام اول، شناخت بازارست، شناخت کل بازار یک مسئله مهم است و شناخت بازار هدف حرفی بسیار مهمتر و حیاتیتر، مردمان بازار هدف کسانیاند که بقا و دوام کسب و کارتان به تصمیمات آنها بستگی دارد. یک کسب و کار به غیر از شرکای تجاری و طرفهای معاملات تجاریش، با عده زیادی از مردمان بازار هدف، طرف معامله است. آنها کالای شما را میخرند و در قبالش پول میپردازند و شما هم وظیفه دارید، نیازها و خواستههای مشتریان خود را برآورده کرده مشکلاتشان را حل نمایید و گرهی از کارشان بگشایید. چطور میتوان به کسی خدمت کرد که از او چیزی نمیدانیم و از خواستهها، امیال، سلیقهها و مشکلاتش بیاطلاعیم؟
مردمان بازار هدف مشخصههای گوناگونی دارند که چند تا از مهمترینشان را برمیشمریم. دانستن پاسخ سوالات زیر در آغاز کار ضروری هستند و بدون این جوابها کاری از پیش نخواهد رفت.
1- این گروه در چه رده سنی قرار گرفتهاند؟ و بیشتر زنان هستند یا مردان؟ نیازهای جوانان 16 تا 25 ساله با خواستهای افراد میانسال 35 تا 50 ساله متفاوت است.
2- کجا زندگی میکنند؟
مرکز شهر، حومه شهر، خانههای ویلایی،آپارتمان و نکات ظریف دیگرند که بین دو گروه از مشتریان بالقوه تمایز ایجاد میکنند.
3- چقدر درآمد دارند؟ شاید این از مهمترین پرسشها باشد. عرضه کالاهایی مرغوب،مورد نیاز و متناسب با سلیقه حاصلی مردمان بازار هدف که پرداخت قیمتش در توان آنها نباشد، نخواهد داشت.
- رسانهها، لغتی است که انگار بازاریابی و تبلیغات را به یادمان میاندازد و قبل از هر چیز آگهیهای بازرگانی تلویزیون و پس از آن تصاویر مجلات و روزنامهها به ذهنمان خطور میکند. هر روزنامه،مجله، ایستگاه رادیویی و کانال تلویزیونی، عده خاصی و گروه مشخصی از مردم را بیشتر جذب میکند. حتما شنیدهاید که یکی از اطرافیان گفته: من فقط این مجله را میخرم یا این روزنامه همانیست که مطالب دلخواهم را دراد یکی از همین گروههای ویژه و هوادار یک رسانه مشخص، میتواند جزو بازار هدف شما نیز باشد.
- آگاهی از میزان تحصیلات گروه هدف ، فاکتور کمک کنند در این جهت است و تا اندازه زیادی نوع و سطح مجلات و روزنامههای مورد مطالعه و کانالهای تلویزیونی و رادیویی محبوبترشان را مشخص مینماید. به عبارتی پاسخ پرسشهای اول در یافتن نوع رسانهای که برای معرفی کالا و خدمات شما سودمند باشد، نقشی عمده دارند. رده سنی مشتریان بازار هدف، نیز تاثیرگذار در نوع رسانه انتخابیشان است. یک معلم باز نشسته شصت ساله و یک معلم سی ساله دلمشغولیها و علاقهمندیهای متفاوتی دارند.
- محل زندگی هم بعضی اوقات ساکنانش را به انتخاب رسانهای محدود میکند. یک روزنامه نه چندان مشهور برای ساکنان یک شهرک کوهستانی، شناخته شده نیست. تلویزیون و رادیو ابزارهایی تقریبا فراگیرند.
- مخاطبان هر سن، شغل و درآمدی که داشته باشند و در هر کجا که زندگی کنند، یک بازاریاب موفق سعی میکند که از طریق رسانه مورد پسند آنها به ذهنها و خانههایشان راه یابد.
- یکی از ایستگاههای رادیویی محلی،زنان هجده تا سی ساله را مخاطب قرار میدهد. هفته نامهای در همان منطقه برای رفع نیاز صاحبان بنگاههای معاملات ملکی، چاپ میشود یک ماهنامه تخصی صنعتی هم در همان منطقه به چاپ میرسد ولی مخاطبان او در سراسر کشور پراکندهاند و صنعتگرانی در آن زمینه تخصصی هستند.
- همه کسب و کارهای موفق، بازاریابی دارند که توانستهاند این مجاری را بیابند و خودشان را با مهارت در آن جای دهند. گاهی اوقات ممکن است ندانید که مخاطبان یک کانال تلویزیونی یا یک ایستگاه رادیویی یا مجله، بیشتر چه کسانی هستند. در این حالت بهترین راه اینست که از مدیر فروش آگهیهایشان سوال کنید. آنها فواصل زمانی مشخص نظرسنجی انجام میدهند تا میزان محبوبیت خودشان و نوع مخاطب نشان را بشناسند. به طور مثال ممکن است به تصور شما، این مجله یا هفتهنامه، مخاطبان شما را در بین خوانندگانش نداشته باشد ولی مدیر فروش عکس این مطلب را خواهد گفت برعکس قضیه هم بسیار روی میدهد.
- به خاطر بسپارید که رسانهها فقط به تلویزیون و نشریات محدود نیست. یک تبلیغات گران و پرزرق و برق تلویزیونی میتواند شما و کسب و کارتان را معرفی کند و چند خودکار و لوازمالتحریر رایگان و راحت و مناسب که نام و علامت کسب و کار شما را با خود داشته باشد نیز معرف همان صاحب آگهی تلو یزیونیست.
- در به کارگیری رسانهها دقت کنید. تبلیغاتی که دوام و استمرار داشته باشد پاسخگوست. بله حضور در تلویزیون، رادیو، چند مجله و یک روزنامه مشهور، وسوسهکننده است و اگر در هر کدام از این مجاری تبلیغاتی قوی ظاهر شوید. تاثیری به مراتب بیشتر را شاهد خواهید بود. ولی این مخصوص کسب و کارهای بزرگ است. شما تازه کار و نوپایید. پس رسانهای که بین مشتریان بالقوهتان بیشترین طرفدار را دارد، برگزینید و قوای بازاریابی را به آن سو متوجه کنید. مخاطبان باید بارها، بارها و بارها درباره شما بشنوند و آن قدر که نامتان را به خاطر بسپارند. قانون مشهوری در بازاریابی هست که به "قانون هفت" شهرت دارد. به این مفهوم که مشتری احتمالی باید پیش از این که به خرید اقدام کند، حداقل هفت بار نام و جملات کلیدی کسب و کارتان را شنیده باشد.
در ضمن یک رسانه و استفاده از آن هم دقت میخواهد چون اگر خیلی گران باشد، نمیتوانید هفتهها از آن استفاده کنید. پس رسانه ارزانتری را انتخاب کنید که بودجهتان اجازه دهد مدتی طولانی در آن ظاهر شوید.
- از فایده کالا صحبت کنید نه از خودش. مشتری میخواهد بداند که آیا پس از خریدن این کالا و استفاده از این خدمات، تغییر مثبتی در زندگیش حاصل خواهد شد یا این که پولش را هدر داده و جسمی اضافی و بی مصرف را به خانهاش اضافه خواهد کرد. از خودتان بسپارید که آیا کالا و خدمات من میتواند به مشتریان کمک کند و اگر پاسخ را مثبت دیدید چگونه و از چه طریقی؟ از زبان یک مشتری و کسی که به سراغ کسب و کارتان آمده با مشتری بالقوهتان سخن بگویید و از احتیاجات و انتظاراتش پرسوجو کنید. زمان چیزی است که همگی مردم جهان رنگارنگ و پرهیاهوی امروز از کمبودش شکایت دارند و طالب کالاها و خدماتیاند که در کمترین وقت به نهایت کمکشان کند. آیا کالا و خدمات شما اینچنین ویژگی و خاصیتی دارد؟
- درباره قیمت هم که مسئله روشن است. مشتریان بهترین کیفیت و پایینترین قیمت را خواستارند. البته فراموش نکنید که یک کسب و کار موفق بین این دو کفه ترازو، تعادل برقرار میسازد شما هم دقت کنید که کیفیت فدای قیمت ارزان نشود. و اگر کالا و خدماتی بتواند وضع مالی مشتری را بهبود بخشد، به مراتب پرطرفدارتر خواهد بود.
- روند بازاریابی یک کسب و کار مطرح و شناخته شده، مزیتهایی که به آنها اشاره شد را به خانه مشتریان بالقوه میآورد. زمانی که میخواهید مشخصات برجسته کالایتان را معرفی کنید به منافع و مزیتهای هر ویژگی اشاره نمایید.
- و در پایان این که توسعه کسب و کار فیزیکیتان را به کسب و کار آن لاین از یاد نبرید. شبکه گسترده جهانی، رسانهایست که به کسب و کارهای کوچک اجازه میدهد، به رایگان و یا با هزینهای ناچیز در آن ظاهر شده خودشان را معرفی کنند. موتورهای جستجو، رنکینگ بالا در صفحات موتورهای جستجو و لیستهای آنان و برقراری لینکهای موثر از مجاری و روشهای پررنگ نمودن حضور کسب و کارها در شبکه هستند.
مترجم: آذین صحابی
مرجع: روزنامه سرمایه- خانه کارآفرینان
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388-14:36 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

کم کم دیگه صدای پای بهار میاد قسمت بشه نوروز ۸۸ قصد زیارت مشهد داریم با هزار مصیبت بلیط قطار پیدا کردیم اونم نه یکسره بلکه از تبریز تا تهران و از تهران تا مشهد یعنی چند ساعتی توی تهران منتظر خواهیم بود حالا شما دعا کنید که بتونیم بریم البته ۹ فروردین حرکت خواهیم کرد
یکشنبه هجدهم اسفند 1387-12:34 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

من دوستي را سراغ داشتم كه كارخانه خوراك دام و طيور داشت برايش وام تصويب شده بود من نمايندگي تبريزش را داشتم چون وامش را ندادند كار خانه را فروخت و افتاد تو كار قاچاق پارچه در مقطعي هم ميخواست آدامس هاي تركيه را در لابلاي كنسانتره دامي به تهران منتقل كند و بفروشد او بدون شك يك كار آفرين بوداما سيستم كاغذ بازي دست او را بسته بود چون خوب مي شناختمش از عزت نفس و پاكي نيت او هم مطمئن بودم اما مجبور شده بود به اين كار دست بزند
به نظر من او یک کارآفرین بود نظر شما چیست؟
نمونه دیگر این نوع کار آفرینی را در وبلاگ دوست عزیزم آقای کیهانی ببینیدکیهانی
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387-8:57 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

آیا باور دارید که گاهی بدون پول هم میشود کارهایی را شروع کرد و به سر انجام رساند؟ البته چنین کارهایی معمولا به راحتی انجام نمی شوند ازساده ترین این کارها میتوان به بنگاه های املاک اشاره کرد که طرف هیچ سرمایه ای ندارد اما در معاملات معمولا درآمد خوبی نصیبش می شود معمولا در برخی واسطه گری ها نیاز به سرمایه نیست یعنی لزومی ندارد شما سرمایه زیادی داشته باشید البته این نظر من هست نمی دانم نظر شما چیست؟
راستی بد نیست به این وبلاگ هم سری بزنید مطالب خوبی داردفرصتهای تجاری
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387-8:13 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

|
كارل لايت فوت 40 ساله مربي يوگا و نويسنده آزاد، يك روز وقتي به اسم طراحي لباس همدلي برمي خورد، به فكرفرو مي رود. او مي گويد: «وقتي كه يكي از زانوهايم صدمه ديد ديگر نتوانستم به عنوان مربي، يوگا آموزش دهم پس به فكر كار ديگري افتادم، يك كيف دستي داشتم كه روي آن اين عبارت نوشته شده بود؛ «عشق، ما اعتماد مي كنيم»، اين پيام باعث شد به فكر شروع كار توليد كيف دستي بيفتم و بعد سوالي را از خود پرسيد كه همه كارآفرينان آينده هم از خود خواهند پرسيد: «حالا چه كنم؟» |
پنجشنبه دهم بهمن 1387-12:40 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

من شعرهاي مرحوم عمران صلاحي را دوست دارم اين شعر را در وبلاگ من موفق ديدم جالب بود
يك نفر آمد و بر پنجر ه ام گل ماليد
من ولي منتظر بارانم
پنجشنبه دهم بهمن 1387-12:4 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

من کارمندم وطبیعتا سرمایه زیادی هم ندارم خیلی علاقمندم شغلهای پر درآمد را تجربه کنم شما پیشنهادی ندارید؟آماده شراکت یا همکاری با شرکتها یا افراد علاقمند هستم راستی ما میتوانیم یک تیم بازاریابی برای سراسر ایران راه اندازی کنیم و برای کالا های مختلف بازار سازی و بازاریابی کنیم نظر شما چیه؟
البته من مدتی هم در کار خرید و فروش اوراق مسکن بودم حالا بازارش کساده
من از دوستان میخوام پیشنهاد بدهند ممنون از لطفتون
سه شنبه هشتم بهمن 1387-11:22 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

مدتی بود که وبلاگ را نمی توانستم بروز کنم اما سعی میکنم از این به بعد باز وبلاگ را بروز نگهدارم شما هم با نظر هایتان تشویقم کنید
پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387-13:19 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

اكرم حميديان: راه آغاز كسب و كار تداوم كارآفريني لزوما دشوار نيست اما از آن جا كه بسياري از افراد قبل از وارد شدن اين عرصه به نكات مهم و اساسي توجهي ندارند، پس از آغاز فعاليت خود را در مسيري دشوار مي يابند. در مقاله حاضر به مهم ترين اشتباهات كارآفرين ها اشاره مي شود. اين گروه از افراد بايد طوري به نكات ذكر شده در اين مقاله توجه كنند كه گويي زندگي حرفه اي شان به اين توجه و اجتناب از اشتباهات بستگي دارد.
1- توجه بيش از حد به كارهاي روزمره: مسلما كارآفرين ها در تمام شركت ها چه كوچك و چه بزرگ بايد تا اندازه اي در فعاليت هاي روزمره كسب و كار درگير شوند اما به ياد داشته باشيد كه شما همواره بايد به تصور بزرگ يعني اهداف بلندمدت كسب و كار فكر كرده و هدف خود را رشد مداوم شركت قرار دهيد. درگيري بيش از حد به كارهاي خرد باعث مي شود از وظيفه اصلي تان كه هيچكس ديگر قادر به انجام آن نيست يعني تعيين اهداف توسعه اي شركت غافل شويد.
2- آشنا نبودن با جنبه هاي مختلف فعاليت حرفه اي: نقريبا تمام كارآفرين ها قبل از آغاز فعاليت مستقل اقتصادي، در ديگر بنگاه ها به عنوان كارمند مشغول كار بوده اند. در دوران كارمندي بايد به تمام رمز و رازهاي فعاليت شركت از نزديك آشنا شده باشيد. اين تجربه در مديريت كسب و كار كمك فراواني به شما خواهد كرد. در تحقيقات مختلف ثابت شده كارآفرين هايي كه سال ها قبل از شروع كارآفريني، ايده فعاليت مستقل اقتصادي را در سر داشتند و با اين ذهنيت به تجربه آموزي از محل كار كنوني شان پرداخته اند، بسياري موفق تر هستند.
3- شراكت بدون تحقيق: بسياري از كسب و كارهاي جديد ابتدا با همكاري چند نفر آغاز مي شود اما هنگامي كه كار جنبه جدي به خود مي گيرد. مشخص شدن وضعيت حقوقي و قانوني هر يك از طرف ها از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. تجربه نشان داده كارآفرين هايي كه در نخستين قدم ها بدون توجه به اين موضوع ديگران را در فعاليت هاي شركت شريك كرده اند با مشكلات گوناگون روبه رو شده اند. به اين ترتيب به جاي آن كه دنبال شريك باشيد، وقت و انرژي خود را صرف يافتن بهترين نيروي انساني كنيد.
4- خريد يك كسب و كار به جاي راه اندازي شركت از ابتدا: در نگاه نخست به نظر مي رسد آغاز يك كسب و كار از نقطه صفر بسيار كم هزينه تر از خريد يك شركت است اما به اين نكته توجه كنيد كه با آغاز از صفر، مهم ترين دارايي شما يعني زمان بيش از حد مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر شركتي را كه كم تر از حد واقعي قيمت گذاري شده به تملك درآوريد و آن را سر و سامان دهيد، در بلندمدت بسيار موفق تر خواهيد بود.
5- تصور اين كه يك ايده براي موفقيت شركت كافي است: موفقيت يك كسب و كار به عوامل مختلف از جمله مديريت صحيح، كالاي باكيفيت و ايده هاي خلاق نيازمند است. هرگز نبايد تصور كنيد يكي از اين عوامل به تنهايي شركت را پيش خواهد برد. مدير به عنوان كسي كه سياست هاي شركت را تدوين مي كند بايد با دقت در تمام عوامل موثر بر عملكرد شركت زمينه موفقيت آن را فراهم كند.
6- بيش از حد كوچك فكر كردن: بسياري از كارآفرين ها دچار اين اشتباه مي شوند يعني هدف نهايي شان از آغاز فعاليت اقتصادي مستقل، داشتن درآمد محدود به اندازه وقتي است كه خود كارمند بودند. اين تصور باعث مي شود حتي همين درآمد محدود نيز حاصل نشود. زيرا معمولا تنها بخشي از هدف تحقق مي يابد. به ياد داشته باشيد كه اگر ستاره ها را هدف بگيريد حتي اگر موفق نشويد حداقل به ماه خواهيد رسيد. پس بزرگ بينديشيد. هدف نهايي خود را تبديل شركت به شركتي بزرگ و پر سود قرار دهيد.
7- رقابت صرفا بر سر قيمت: اين روش سريع ترين راه براي ورشكسته شدن است. كسب و كار بدون سود يا با سود اندك بي معناست و تنها به هدر رفتن منابع منجر مي شود. كارآفرين ها بايد با ارايه محصول با كيفيت و آموختن فنون بازاريابي و فروش، قيمت محصول را با سودي منطقي و قابل قبول تعيين كنند. هميشه اين طور نيست كه مشتري كالاي با قيمت پايين را خريداري كند.
8- صرفه جويي غيرمنطقي در هزينه ها: در هر شركت يا كسب و كار فعاليت هاي مختلفي انجام مي شود كه شما به عنوان كارآفرين شخصا قادر به انجام بسياري از آن ها هستيد. در نگاه اول ممكن است اين ايده وسوسه كننده به نظر رسد كه با انجام كارها، در هزينه هاي استخدام نيروي كار صرفه جويي خواهيد كرد اما با اين اقدام در بلندمدت از وظايف اصلي خود بازخواهيد ماند.
9- استخدام نيروي كار ارزان: به ياد داشته باشيد هر قدر پول بدهيد آش خواهيد خورد. استخدام افراد با دستمزد پايين به اين معناست كه آن افراد تبحر و تخصص لازم را براي انجام امور شركت ندارند. حتي اگر متخصص باشند و به اجبار دستمزد پايين را بپذيرند، آن طور كه بايد كار نخواهند كرد. بنابراين هر كس از راه رسيد و دستمزد پايين را پذيرفت استخدام نكنيد. صبر كنيد تا فرد مورد نظر را كه از توانايي هاي لازم جهت پيشبرد اهداف شركت برخوردار است، بيابيد با اين كار در بلندمدت در بسياري از هزينه ها صرفه جويي خواهيد كرد و كارآيي را افزايش خواهيد داد.
10- بي توجهي به تنها يك حوزه از كسب و كار: كارشناسان متفق القول معتقدند هم كسب و كار از سه حوزه اصلي تشكيل شده است: فروش و بازاريابي، امور مالي و مديريتي و عمليات. شما به عنوان كارآفرين بايد هر سه حوزه را همزمان و سازگار با هم پيش ببريد نه صرفا حوزه اي را كه در آن تبحر داريد. در زمينه هايي كه تبحري نداريد از افراد متخصص استفاده كنيد.
11- نظارت نداشتن: مديران موفق كساني هستند كه قادرند در تمام حوزه هاي فعاليت اقتصادي شركت، كارآيي و ميزان موفقيت را اندازه گيري كنند. به عبارت ديگر چيزي را كه نمي توانيد اندازه گيري كنيد، نمي توانيد مديريت كنيد. از همان روز اول فعاليت شركت همه چيز بايد ثبت شده و روند تغييرات با دقت مورد بررسي قرار گيرد. مقايسه ميزان پيشرفت با اهدافي كه از پيش در جدول زماني بريا شركت تعيين كرده ايد به شما نشان خواهد داد در كجاي مسير قرار داريد و در آينده چطور بايد حركت كنيد تا عقب ماندگي ها جبران شود. فواصل زماي ارزيابي حساب هاي مالي و معيارهاي پيشرفت به نوع فعاليت شركت بستگي دارد اما هر چه اين فواصل كوتاه تر باشد درك شما از وضعيت شركت بيش تر خواهد بود.
12- برقرار نكردن رابطه بلندمدت تجاري با مشتري ها: يكي از كليدهاي موفقيت كسب و كار، برقراري رابطه بلندمدت و سودده با مشتري هايي است كه براي نخستين بار از كالا و خدمات شما استفاده مي كنند. در دنياي كنوني تجارت، روابط بلندمدت با مصرف كننده حرف نخست را در سوددهي شركت مي زند. براي موفقيت در برقراري اين رابطه بيش از آنچه وعده داده ايد خدمات به مشتري ارايه دهيد.
منبع: www. Businessweek.com
m
شنبه چهارم خرداد 1387-9:20 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

در مقاله حاضر به هفت اقدامي كه عناصر اصلي اين فرمول را تشكيل مي دهند اشاره مي كنيم.
1- اعتماد به خود: هرگز براي خود و اهداف تان محدوديت قايل نشويد. از فرمول «بزرگ فكر كن، از كوچك آغاز كن، سريع رشد كن» استفاده كنيد. هيچ چيز جز خودتان نمي تواند محدوديتي براي روياهاي شما به وجود آورد. رويكرد مثبت و اعتماد به نفس ويژگي هاي اصلي كارآفرين هاي موفق هستند. اين دو عامل شاخص خوبي براي موفقيت شما در كسب و كارتان است. ويليام جيمز فيلسوف و روانشناس بزرگ مي گويد: «بزرگ ترين كشف نسل معاصر اين است كه انسان با تغيير رويكرد ذهني خود سرنوشت خويش را تغيير دهد.»
2- تعيين هدف: در تلاش براي موفقيت، تعيين هدف جزو مهم ترين روندهاست. گفته مي شود هدف عبارت است از رويايي كه براي تحقق آن مهلتي تعيين شده باشد. اهداف بايد مكتوب، ويژه شما، مشخص، قابل دستيابي، قابل اندازه گيري و زمانمند باشد. زمان كافي را صرف تفكر درباره حداقل پنج هدف خود در زندگي شخصي، حرفه اي و خانوادگي تان كنيد. داشتن هدف با ويژگي هاي بالا نخستين قدم در راه روياهاي شماست و تمام اقدامات شما را جهت مند و شفاف مي كند.
3- تدوين برنامه: رويكرد شما مبناي موفقيت ها و شكست هاي شما در زندگي هستند. ذهن شما بيش از هرچيز ديگر ميزان موفقيت شما را تعيين مي كند. تحقق اهداف شخصي يك گزينه است كه بعضي آن را انتخاب مي كنند ولي اكثر انسان ها آگاهانه يا ناخودآگاه آن را انتخاب نمي كنند اما براي گروه اول همه چيز با برنامه ريزي شروع مي شود.
4- اقدام كنيد: براي رسيدن به آرزوهاي خود در زندگي چه اقداماتي بايد انجام دهيد؟ پس از پاسخ دادن به اين پرسش، فورا اقدام را آغاز كنيد. موفقيت اتفاق نمي افتد بايد براي آن جدي باشيد و اقدام كنيد. اكنون كه با پشت سر گذاشتن سه اقدام پيش اهداف تان را مي شناسيد، برنامه داريد و با اعتماد به نفس حركت مي كنيد، نوبت اقدام است.
5- آموختن مادام العمر: همواره به آموختن ادامه دهيد. نوع اهداف، حرفه، خانواده و... در اين زمينه نبايد تاثير بگذارد. با آموختن احساس حيات مي كنيد و توانايي تان در غلبه بر موانع بيش تر مي شود.
6- خدمت رساني: فعاليت هاي شما در حوزه هاي مختلف زندگي بايد با هدف خدمت به ديگران انجام شود. براي آن كار مي توانيد در فعاليت هاي داوطلبانه مشاركت كنيد، تجارب خود را در اختيار ديگران قرار دهيد. از خود بپرسيد چه مهارت ها، تجارب و دانشي داريد كه با آن مي توانيد به اطرافيانتان كمك كنيد. موفقيت واقعي در كمك به موفق شدن ديگران نهفته است.
7- قدرداني: براي هر روزي كه زندگي مي كنيد شكرگزار باشيد. زندگي بسيار ارزشمند است بايد ارزش و قدر آن را بدانيد و از آن لذت ببريد. همچنين از كساني كه در زندگي تان نقش دارند تشكر كنيد. بدون شك نتيجه مثبت آن را خواهيد ديد.
منبع: هفته نامه بيزنس ويك
شنبه چهارم خرداد 1387-9:14 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

