
از علاقه مندان موضوع کارآفرینی هستم و فکر می کنم طرح مباحث کار آفرینی نیاز امروز جوانان ماست
لطفی 09143062856
آرشیو
تماس با من
آرشیو وبلاگ
مهر 1388
مرداد 1388
تیر 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آذر 1387
خرداد 1387
بهمن 1386
مرداد 1386
آبان 1385
فروردین 1384
اسفند 1383
لینک ها
وب نويس
كتاب رايگان
mouood
خانه شاعران تبریز
معرفی بهترین های کتاب
كارآفرينان تبريز(وبلاگ ديگر من كه مطالب خوبي دارد)
يك اهري و اتفاقات ساده
يادداشتهاي يك دختر ترشيده
دختررودسري
فرهنگ مديريت و كسب و كار
مديريت كسب و كارهاي كوچك
بيزبلاگر وبلاگ مشاوره شغلي
جدیدترین مقالات کارآفرینی و کسب و کار
كارآفريني وبلاگ آقاي علي پرورش
چهارراه تبليغات
iKarafariniکارآفرینی و خلق درآمد و ارزش در اینترنت
خاطرات یک مدیر
تبليغ سيتي
من ِ موفق
انجمن زنان مدير كارآفرين
انجمن علمی کارآفرینی
خلاقيت نوآوري و كارآفريني
فرصت هاي تجاري
وثوق مشاور تخصصي حقوق كارآفريني
بازاريابي
مشاورين بازاريابي نوين
به خوندنش مي ارزه
مديريت بازرگاني
گلد كابين
ركز كارآفريني دانشگاه صنعتي شريف
كارآفريني و خلاقيت
هزاران زن مثل من
بياييدزبان را با علاقه ياد بگيريم
گردشگري
اطلاعات گردشگري تبريز شهر اولين ها
يك اهري و اتفاقات ساده وبلاگ جديد
دلنوشته هاي يك كهنه سرباز
انجمن حمایت از محیط زیست ارسباران
طراحی وب سایت
قالبهای رایگان وبلاگ
جوانان معمولاً به خاطر ترس از شكست و ناكامي و نداشتن سرمايه يا فشاري كه روي آنهاست، يك كار مستقل را شروع نميكنند و محققان بر اين باورند كه مهمترين دليل اين ترس اين است كه جوانان امروز الگوي مناسبي از كارآفرينان جوان گذشته ندارند كه از آنها پيروي كنند.
بررسياي كه سازمان انگليسي Enterprise Insight انجام داده درباره اين نكته بحث كرده كه ادبيات كارآفريني در دهه 1980 شروع شده ولي ديگر تغييري نكرده و در آن دوره كارآفرينان قديمي سعي كردند راهي براي نسل بعدي باز كنند. اين سازمان ميگويد كارآفرينان جوان اغلب تمايل دارند كه جايگاه خود را در دنيا پيدا كرده و اثري از خود باقي بگذارند اما اين ادبيات كه مناسب دوره كنوني نيست و ترس از شكست و فشاري كه از سوي خانواده، معلم و دوستان براي پيدا كردن شغل بر جوانان وارد ميشود، باعث شده كه آنها از محقق كردن ايدههايشان چشمپوشي كنند.
در اينجا اين فرض وجود دارد كه اكثر جوانان فاقد مهارتهاي تجارتي و كاري هستند از اين رو بايد كسي مستقيماً آنان را هدايت كند و به آنها ياد دهد كه چگونه در اين عرصه فعاليت كنند و سياست گذاران بايد بدانند كه اگر جوانان حمايت شوند و به كارآفريني تشويق شوند، بسياري به شروع يك كسب و كار جديد تشويق ميشوند.
اين به آن معني است كه بايد شبكهاي منسجم براي جوانان ايجاد شود كه بر تحقق ايدههاي جوانان، ارتقاي الگوي موجود و خلق فرصتهاي كاربردي و عملي تأكيد و تمركز دارد.
اين سازمان همچنين به ايجاد يك استرتژي ملي براي توسعه كسب و كار در ميان جوانان پرداخته است. مديرارشد اجرايي اين سازمان ميگويد: "ادبيات و مفاهيم دهه 1980 اكنون جوابگوي نيازهاي نسل جوان نيست."
اكنون دو دهه از خلق اين ادبيات گذشته ولي ما هنوز از آن دست برنداشتهايم و از همان كارآفرينان براي توسعه كسب و كار در سال 2006 استفاده ميكنيم. او اضافه ميكند: "البته ما نميگوييم كه نميتوان از كارآفرينان آن سالها چيزي ياد گرفت اما نكته اينجاست كه جوانان بيشتر از افراد هم سن و كساني كه متعلق به نسل خودشان باشند الگو ميگيرند و گفتههاي آنها را بيشتر قبول دارند." او ميگويد كه نسل جديد افراد جوان كه مشتاقند اثري از خود به جا بگذارند و جايگاه خود را پيدا كنند، به درستي نميدانند كه يك "كسب و كار" واقعاً چيست.
به گفته اين مدير، فرهنگ جوانان تغيير كرده است و ما بايد معني "كسب و كار" را دوباره تعريف كنيم تا براي انگيزهها و آرزوهاي آنها معنيدار و با مفهوم باشد. نبايد از ديدگاهي كه اصلاً مطابق نيازهاي روز نيست به آنها نگاه كنيم. ترس از شكست و نوع سيستم آموزشي باعث ميشود كه جوانان به كارهاي مطمئن كه ريسك آنها كم است تمايل داشته باشند تا به جستجوي فرصتهاي جديد بپردازند.
او اضافه ميكند: "ما بايد فرهنگي را رواج دهيم كه جوانان فعالانه در پي محقق ساختن ايدهها و آرزوهايشان باشند."
با نزول وضعيت اقتصادي جامعه دانشجويان مراكز آموزش كارآفريني با ترك كلاسهاي خود روانه كلاسهايي ميشوند كه به نظرشان ميتواند آيندهي مطمئنتري براي آنها داشته باشد. در زير 8 دليل براي رهايي از ترس شروع يك كسب و كار آمده است:
1- تجربه كسب ميكنيد! شروع و اداره كسب و كار شخصي راهي است به سوي كسب تجارب ارزشمند.
2- چيزي از دست نميدهيد، اكثر دانشجويان هزينههاي خود را از طريق والدينشان تهيه ميكنند و به طور كلي آنها موظف به پرداخت هزينههاي زندگي نيستند. به همين دليل در بدترين شرايط حتي اگر كسب و كار شما با شكست رو به رو شود، شما تجاربي خواهيد داشت كه شانس موفقيت شما را در آينده افزايش خواهد داد و اتفاق خوبي كه ميتوانيد انتظار آن را داشته باشيد، آن است كه به سرمايهدار بزرگي تبديل شويد.
3- طبق گفتهي "توماس استينلي" و "ويليام دنك" نويسندگان كتاب "مغز ميليونر"، 3/2 ميليونرها كارآفرين هستند اگر شما به فكر كسب و پول بسيار هستيد، بايد كارآفرين باشيد. به اين ترتيب شما علاوه بر حقوق از مزايا و محاسن زيادي برخوردار خواهيد شد، شما حتي ميتوانيد طرح كسب و كارتان را بفروشيد. "مايكل فارديك"، كارآفرين جوان موفق، در 16 سالگي توانست طرح شغلي خود را به قيمت يك ميليون دلار بفروشد.
4- ارزش و اعتبار شما افزايش مييابد. شروع كسب و كار در دوران تحصيليتان، ارزش چيزي كه از آن به شما تعبير ميشود، را افزايش خواهد داد. براي مثال يك فرد معتبر ميتواند كتابي را به چاپ برساند يا در شركتها و ادارات به مقامات بالا دست يابد.
5- ايجاد و انجام يك كسب و كار سودمند در مدت زمان طولاني نسبت به استخدام شدن در شغلي ريسك كمتري را متوجه شما ميكند. براي مثال كافي است فقط به آمارهاي اقتصادي اخير توجه كنيد. دهها هزار نفر از كار اخراج شدهاند. اما من ميتوانم تضمين كنم كه صاحبان كسب و كارهاي سودمند، هنوز مشغول كار خود هستند. آنها آخرين كساني هستند كه در طوفانهاي اقتصادي غرق ميشوند. صاحبان كسب و كار موقعيتهاي زيادي براي جذب و دريافت پول دارند، در حالي كه حقوق شما به عنوان يك كارمند استخدام شده، تنها از يك مسير تامين ميشود و اين همان جنبه ريسكپذير بودن مسئله ميباشد.
6- شما خيلي چيزها در مورد خودتان ياد ميگيريد، چيزهايي ميآموزيد كه هرگز در مدرسه به شما آموزش داده نميشود. علاوه بر اين كارآفريني تركيبي از تمام سياستهاي مورد نياز براي يك شغل است و نيازمند اطلاعاتي در مورد بازاريابي، حسابداري، مديريت و اجرا ميباشد و داشتن اطلاعاتي در مورد اين مسائل ديد شفاف و روشني نسبت به اطراف تان به شما ميدهد و شما ميتوانيد در مورد رشتهي تحصيلي مورد علاقهتان در آينده و همچنين هدفهايتان بهتر تصميم بگيريد.
7- صاحب اختيار هستيد. قوانين را شما تعيين ميكنيد. اين شما هستيد كه ساعات كاري و افراد مورد نياز را انتخاب ميكنيد. شما ميتوانيد كسب و كارتان را مطابق با علايقتان بسازيد. اگر به هنر علاقهمند هستيد، كسب و كاري مربوط به طراحي ايجاد كنيد، اگر به بازاريابي علاقه داريد، كالايي را انتخاب يا توليد كنيد و آن را بفروشيد و اگر به نويسندگي علاقه داريد، كتابي بنويسيد و آن را منتشر كنيد و به فروش برسانيد.
8- شما بزرگ ميشويد. من به شخصه به سبب ايجاد كسب و كار، از نظر فكري رشد بسياري كردم. پيش از اين به سختي در مقابل يك جمع سخن ميگفتم ولي اكنون يكي از مواردي است كه بسيار به آن علاقه دارم. كسب و كار من سبب شد كه خيلي چيزها در مورد خودم ياد بگيرم. من اكنون ميدانم كه براي هميشه ميتوانم كارآفرين باشم و به موفقيت دست يابم.
نويسنده: مايكل سايمون
مرجع: روزنامه تفاهم
سه شنبه چهاردهم مهر 1388-14:22 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

پیش از آن که با ایجاد یک شغل جدید خودرا به مخاطره بیاندازید ، وقت خود را برای لذت بردن از آنچه تاکنون انجام داده اید ، صرف کنید وبدانید آنچه که انجام می دهید به طور کامل به موفقیت منتج نمی شود وچیزی که در این بین مهم است تجربیاتی است که بدست خواهید آورد .نگاه بهتری به افراد جوانی که روزانه با آنها ارتباط دارید ، بیاندازید ؛ وتلاش هایی که برای متمایز ساختن خود از آن ها انجام می دهید ونتایجی را که از این تلاشها بدست می آورید ، در نظر بگیرید وبدانید که تنها با سعی وتلاش است که شما از افراد همسان موفق تر شده اید.شما به عنوان یک کارآفرین جوان ، با موانع شخصی وشغلی زیادی روبرو خواهید شد که برای رسیدن به موفقیت باید آنها رامتحمل شوید . بعضی از این فاکتورها ، موانع واقعی هستند ، مثل اینکه چگونه واز چه طریقی برای شغل خود پشتوانه مالی تهیه کنید واینکه چگونه خانواده ، مدرسه وشغل خودرا به طور همزمان مدیریت کنید . بقیه فاکتورهایی که در موردشان بحث می کنیم ، چیزی جز موانعی که خودمان برای خود ایجاد می کنیم ، نیستند . مثلا ً نگرانی درمورد سن وسطح تجربیات مان در برخورد با مشتری . این ها چیزی جز یک سری بازی های فکری که سبب عقب افتادن موفقیت می شوند ، نمی باشند . به عنوان یک کارآفرین جوان شما باید بر این موانع غلبه کنید ، تا به موفقیت دست یابید .در اولین تلاش برای ایجاد یک شغل موفق ، بدون شک شما به دفعات با مشکل روبرو خواهید شد . برای جلوگیری از ایجاد حس شکست در این شرایط غیر قابل اجتناب ، نگاهی به اطراف خود بیاندازید .افراد زیادی را خواهید یافت که مشغول کارهایی هستند که از آن ها لذت نمی برند . انجام این گونه شغل هاهیچ هدفی بجز تأمین هزینه های جاری زندگی را برای آنها تأمین نخواهد کرد.
همچنین افراد مسن تری را خواهید یافت که به شغل های بی جنب وجوش مشغول هستند .آنها هیچ کنترلی برموفقیت آینده ی خود ندارند . صبح از خواب بلند می شوند ، سرکار خود می روند ، برمی گردند ، می خوابند ودوباره صبح روز بعد به همین ترتیب شروع می کنند . در حالیکه شما همواره ودر طول زندگی خود درگیر کسب تجربیات شغلی پویا هستید . سن شما نباید آسیبی به مسیر موفقیت شما برساند . بلکه باید به عنوان یک مزیت شمارا به سوی اهدافتان سوق دهد.برای یک کارآفرین جوان کاملا ً طبیعی است که در ارتباط با افراد مسن تر ، احساس ناامنی نماید. ولی باید بدانید که نه تنها این طرزتفکر شمارا به جایی نخواهد رساند ، بلکه مشتریان را نیز به سوی رقبایتان سوق خواهد داد .در ابتدا درخواست عقد قرارداد با افراد مسن تر برایم مشکل بود .من شغلی در ارتباط با راه حل هایی در وب ایجاد کردم وفکر می کردم "چرا مردم حاضر می شوند برای خلاقیت من پول پرداخت کنند" بااین که می دانستم طرح های من بالاتر وبهتر از طرح رقبایم بود. هرچند دفاع از کارخوددربرابر مشتریان ومنتقدین یک عکس العمل کاملا ً طبیعی است ولی باید توجه داشته باشید که در دفاع از موقعیت خود؛ منجر به دعوا با مشتری نشوید . پرورش دادن حس ناامنی در خود ، موجب خواهد شد که این نگرانی در فکر افرادی که با آنها سروکار دارید نیز رشد کند . آن ها همواره نگران این موضوع خواهند بود که آیا خدمات شما برای آنها سودمند خواهد بود یا نه .اگراین شیوه ی تفکر در شما ادامه یابد ، باعث خواهد شد که به جای اینکه توجه تان را روی بهبود کارهایتان متمرکز کنید ، خودرا به خاطرهرگونه خطایی سرزنش نمایید که این یک اشکال کشنده محسوب می شود . جوانان باید سرمایه های شغلی تلقی شوند ونه محکومان به اشتغال .جوانی شما باعث می شودکه بتوانید کارهای متفاوت وریسک های زیادی انجام دهید که افراد مسن تر در مقام مساوی با شما نمی توانند انجام دهند . شما برخلاف رقیب خود ، جوان ومجرد هستید ، شانس های زیادی دارید ولزومی ندارد که نگران سیر کردن شکم فرزندان خود باشید .
جوانی شما ، ضامن انرژی وقوای فکری شماست . به عنوان یک شخص جوان کارها را از ابتدا شروع کنید ونگذارید تا پایه های شغلی که ایجاد می کنید ، سست بنا شود . واگر در این جریان نیاز به حقوق پیوسته دارید ، در کنا توسعه دادن شغل جدید ، شغل قبلی تان را که تنها منبع تأمین سرمایه ی اولیه تان بوده ، رها نکنید . تا اگر شغل جدیدتان عملکرد مناسبی نداشت ، دوباره فعالیتهای خود را در زمینه ی شغلی قبلی تان افزایش دهید ودر آینده دوباره با دقت وآگاهی بیشتری به توسعه وتکامل طرح شغلی تان بپردازید .
راه عاقلانه این است که قبل از شروع شغل جدید وبه مخاطره انداختن خود ، موفقیت شغل خود را ارزیابی کنید .یافتن پشتوانه مالی اولیه برای شغل جدید دشوار است . لذا شاید کارنیمه وقت ، تنها راهی است که شمارا در رسیدن به اهدافتان موفق می سازد. من موقع شروع کارم خیلی خوشبخت بودم ، چون از قبل برنامه ریزی داشتم واز کودکی پول هایم را پس انداز کرده بودم . اگر شما تا به حال این کار را انجام نداده اید ، همین حالابه بانک بروید وحساب پس انداز برای خود باز کنید .نه حساب جاری بلکه حساب پس انداز باز کنید ومادامی که برای توسعه شغل تان به آن نیاز نداشته باشید ، از آن برداشت نکنید .سعی کنید پول تان را مادامی که طرح شغلی تان هنوز جوان است افزایش دهید. با رشد توسعه ی شغل تان ، این پول را بکار گیرید وآن را دوباره جایگزین نمائید . درکنار پرداخت هزینه های زندگی تان بیشترین مقدار ممکن را پس انداز کنید تا موقع توسعه شغل تان این پول را پشتوانه خود سازید ، سپس شما باید توجه کامل خود را روی توسعه شغل تان متمرکز سازید .مدرسه وکارهای مربوط به آن موانعی هستند که مختص کارآفرینان جوان می باشند .اولویت دهی به کارهایتان بسیار مؤثر خواهد بود .
مهم نیست که چقدر موفقیت از شغلتان عاید شما شود ویا اینکه چه زمانی را به آن اختصاص دهید .کارهای مربوط به درس ومدرسه باید در اولین اولویت شما قرار گیرند .خیلی راحت است که برای رسیدن به میلیون دلار پول ، تکالیف مدرسه را انجام ندهید ویا اینکه در مدرسه توجهتان به درس را کمتر کنید ولی باید بدانید که درس چیزی است که در آینده با گسترش وادامه ی شغل تان در زندگی به شما کمک خواهد کرد . وقت خاصی را برای انجام تمرینات مدرسه اختصاص دهید ووضعیت مطلوب نمراتتان را حفظ کنید . هیچ کس حاضر به ارتباط با شخصی که نتوانسته درس خودرا تمام کند ودر مدرسه شکست خورده است ، نمی باشد .
زمانی که شروع به بالفعل درآوردن طرح شغلی تان کردید ، بدانید که هم اکنون شما به موفقیت رسیده اید واین روحیه کارآفرین وآرزوهایتان شمارا در زندگی یاری خواهد داد . حتی اگر نتوانستید به خوبی آن را پیاده کنید بدانید که به تجربیات شغلی فراوانی دست یافته اید که دیگر همسن وسال هایتان از آن بی بهره اند .
شما جوانی خود را برای کسب برتری صرف می کنید ، پس باید همیشه آماده باشید وهمواره مثبت فکر کنید که موفق خواهید شد . هرگز از بالا بردن مقام شغلی وترقی دادن شغل خود بازنایستید وهرگز از موفقیت نترسید.
نویسنده : دی. جی . هانا[1]
[1] - دی جی . هانا – 18 ساله – موسس شرکتی است که ارائه دهنده ی مجموعه ای از خدمات مرتبط مانند طراحی وب ، طراحی گرافیک وب ، و... است . وی سالانه ازطریق کسب وکارهای کوچک 000/17 دلار درآمد دارد ودر نظر دارد تحصیلات خودرا در زمینه کارآفرینی درذانشگاه Fairlrigh Dickinson ادامه دهد...
مرجع: خانه کارآفرینان ایران
سه شنبه چهاردهم مهر 1388-14:19 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

شما تصمیم گرفتید و میخواهید یك تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی كه خواستید كار كنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتیمیلیاردر بازنشسته شوید اما آیا شما میدانید برای شروع یك فعالیت تجاری از كجا باید شروع كرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر كارآفرین تازه كاری یك فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شكل گرفته در آغاز یك فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخزده باقی میمانند برای اینكه كارآفرین نمیداند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد . 1- ایدههای خوب به نظر میرسد فراوان باشد، روزنامههایی كه پر از داستانهایی است راجع به نوجوانانی كه به مراحل بالایی از نظر مالی رسیدند تنها و به سادگی با درك درست مفهوم تجارت. متأسفانه نمونه فعالیت اقتصادی مشابه آنها نیز به طور كامل گیر شما نمیافتد در پایین 10 نكته برای انتخاب یك فعالیت خانگی برای شما عرضه شده است .در عوض انتخاب اولین فعالیتی كه به ذهنتان میرسد وقت بیشتری را صرف كشف اختیارات معامله كنید. ایدهها و نظرات سایر فعالیتهای تجاری را نیز مورد بررسی قرار دهید. كتابهایی را مطالعه كنید كه نظراتی برای شما در مورد فعالیتهای تجاری خانگی و یا فعالیتهای كوچك فراهم كند. همچنین مجلهها و مقالههای اقتصادی را در مورد چیزهای باب و مد روز و تقاضاهای داد و ستد در بازار بخوانید. برای رشد قابل ملاحظه در اینترنت باید اطلاعات شما تقریباً در تمام وجودتان رخنه كند . 2- كشف كردن این مطلب كه كدام نوع فعالیت اقتصادی گیرایی و جذابیت بیشتری برای شما دارد. اهداف، علایق، خواستهها و ظرفیتهای خود را تعیین كنید شما میتوانید شیفتگی و علایق خود را به سمتی مناسب سوق دهید حتی مثلاً با ساختن نوعی كوچك از كفشهای مینیاتوری و یا مهارت و خبرگی خود را در طراحی گرافیكی به عنوان یك كارآفرین تازهكار، به كار ببندید. اغلب كارآفرینان موفق دارای احساسات پرشوری در مورد فعالیتی كه انجام میدهند هستند شما نمیتوانید درباره فعالیتی كه دوست ندارید دارای شور و احساس باشید . 3- فعالیتهایی را انتخاب كنید كه به خوبی از تفكر سوددهی و منفعت بتواند شما را شخصاً راضی كند شما زمانی كه در حالت هیجان از انجام یك كار سرگرمی مانند و یا هنری قرار گرفتید آن را بالقوه به عنوان یك فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید آیا تا به حال فكر كردید تقاضایی برای آن وجود داشته باشد؟ آیا درآمدتان دوباره برمیگردد؟ چطور یك بازار داد و ستد اشباع میشود؟ آیا شما دارای سیاستهای اقتصادی هستید؟ پس یك فعالیت اقتصادی را زمانی شروع كنید كه فكر میكنید از لحاظ سوددهی دارای یك نیروی بالقوه محكم هستید . 4- شما به یك منشی جهت برآورد میزان موفقیت فعالیتتان نیز احتیاج پیدا خواهید كرد . همچنین موشكافی داد و ستد انجام شده و هدایت زمان تساوی دخل و خرج با برآورد هزینههای مالی اولیه و همچنین سود سهامی كه عایدتان میشود از وظایف اولیه و نیاز شما محسوب میشود. یك منشی باتجربه و خبره را بیاورید چرا كه این كار سخت است و ممكن است سر و صدای تولید شده آنچنان غرشكنان باشد كه نتوانید چیز دیگری را بشنوید ولی مرحله مهمی پیش رویتان است تا بفهمید كه آیا فعالیتتان میتواند تولید پول و سرمایه كند یا نه؟ 5- طرحی را پیاده كنید كه محدوده و فضای خانگی شما از نظر فضای اشغالی مناسب فعالیت شما باشد. به خاطر داشته باشید شما فعالیتی را در خانه آغاز كردید كه هزینههای خودتان را سرشكن كنید. از هر گوشه و كنار اتاق برای انجام فعالیتتان استفاده كنید، اگر شما میخواهید یك فعالیت آشپزی و تهیه كیك داشته باشید نیاز به آشپزخانه بزرگ دارید و یا اگر میخواهید باشگاه بدنسازی داشته باشید شما به یك آپارتمان بیصدا نیاز دارید . 6- مطمئن شوید فعالیتتان دارای ضریب ایمنی بالایی باشد بهویژه اگر فرزند كوچك در خانه دارید این مورد بسیار ضروری و ویژه است. برای فعالیتهایی كه شما با مواد شیمیایی و یا سایر موارد مضر سر و كار دارید، به عنوان مثال موادی را كه برای تمیز كردن فرش و پارچههای مبلی استفاده میكنید حتماً در انباری پشت حیاط خانهتان دور از دسترس فرزندتان نگهداری كنید . 7- نوع پوشش بیمهای را كه برای فعالیت تجارتی مورد نیاز است را با عامل شركت بیمه بررسی كنید. این بسیار خوب است تا خطر سرمایهگذاری روی فعالیتتان و جلوگیری از آن را تعیین كنید. طبقهبندی بیمههای تحت پوشش شامل بیمه سرمایه، ضمانت، مسوولیت، سلامت، غرامت، كارگران و بیمه عمر است . 8- از طبقهبندی و نوع قوانین و فرامین موجود حقوقی در محدوده خود مطمئن شوید . 9- فعالیتی را انتخاب كنید كه از نظر سازماندهی و شخصیتسازی كاملاً مطابق شئونات خانوادگی شما باشد. شما فعالیتی را باید انتخاب كنید كه از نظر زمانبندی كاملاً مناسب خانوادهتان باشد. اگر شما یك كودك تازه متولد شده در خانه دارید و همسرتان تمام وقتش را صرف نگهداری از آن میكند باید فعالیتی كه به مراقبت كودك مربوط باشد انتخاب كنید . 10- اعضای خانوادهتان را نیز درگیر فعالیتتان كنید و یك محیط شاد را برای رسیدن موفقیت با یكدیگر ایجاد كنید. هر كار كه در خانه انجام شود رویاهای الحاق اداره و خانه را به حقیقت میپیوندد. هر مقام و منصبی در خانه در تلاش برای رسیدن به سعادت با هم هماهنگی خواهند داشت. این همواره ساده نیست ولی شما میتوانید خانوادهتان را درگیر فعالیتتان كنید. در تابستان میتوانید از كوچكترها در بستهبندی محصولات كمك بگیرید و یا پسران نوجوان بخواهید در طراحی وبسایت به شما كمك كنند اما مهمترین چیز برای شما لذت بردن اعضای خانواده از انجام كار باید باشد .
با شهرداری و یا سازمان برنامهریزی ملاقاتی داشته باشید و آگاه شوید كه آیا آنها از انتخاب منطقهای خاص جهت فعالیتتان جلوگیری نخواهند كرد. به دقت قوانین دولتی كار و نظرات و انواع فعالیتهای تجاری كه اجازه فعالیت در مناطق مختلف را دارند را یادداشت كنید .هیچگاه شما نمیخواهید بعد از آنكه خیلی هزینه صرف دكور و تجهیزات فعالیت خود كردید كه از شهرداری بیایند و از شما درباره نوع فعالیتی كه غیرقانونی است سؤالاتی بكنند .
منبع : parsifa.com
مرجع: روزنامه تفاهم
سه شنبه چهاردهم مهر 1388-14:16 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

من زاده فصل میوه های رسیده ام فصل درو فصل ساقه های پرغرور گندمزارهای قره داغ
من زاده فصل گرمی ورفاقتم این روزهاکه وارد سی و چهار سالگی ام شده ام کم کم از ستایش
کهنسالی هسه چیز هایی میفهمم و کم کم احساس میکنم از جوانی فاصله میگیرم
یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388-14:1 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

هفته قبل وقتی توی خونه نشسته بودم زنگ موبایلم به صدا در امد آن سوی خط اقای پرویز گیلانی میلیاردر مشهور بود با نا باوری صحبت کردم از اینکه فردی چنین بزرگوارانه به خاطر یک کامنت به من زنگ زده بود تعجب کردم اما اقای گیلانی با تواضع صحبت میکرد اینترنت اگر درست استفاده شود می تواند دوستی های خوبی با خود به ارمغان بیاورد در ضمن آقای گیلانی در روزنامه اعتماد ملی ستونی به نام یادداشت های یک میلیاردر دارد اگر وقت کردید حتما بخوانید راستی دارم میرم شمال جایتان خالی
شنبه بیستم تیر 1388-10:2 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

وقتی کارآفرین بازاریابی نمیداند...
درباره شروع یک کسب و کار مستقل، کارآفرینی، ملاحظات، پیش فرضها و آگاهی از چند و چون آن حوزه مورد نظر و علاقه و میل به کار، ریسکپذیری و... صدها مطلب دیگر، بسیار سخن گفته شده است. درباره بازاریابی هم این طورست. ولی بین شروع یک کسب و کار و آغاز پروسه و طرح بازاریابی، شکاف کوچک ولی مهمی وجود دارد که بسیاری از کارآفرینان تازه کار به آن برمیخورند و آن نداشتن کوچکترین ایدهای راجع به بازاریابی کالا و خدماتشان است. جالب اینجاست که اینها در اغلب موارد کارآفرینان و صاحبان مشاغلی خلاق، علاقهمند و آگاه از مشکلات و بازار رقابتی پیش رویشان هستند ولی نمیتوانند روشی برای بازاریابی کسب و کارشان پیدا کنند. متاسفانه این همان شکافیست که میتواند یک تکنسین، یک لولهکش، یک پزشک یا یک معلم ماهر، حاذق و توانا را شکست دهد. اگر کسی صاحب کسب و کار و مهارتی را نشناسد چطور به او مراجعه کند؟!
شاید شما هم به این مشکل برخورده باشید، توصیههای زیر مفید و سودمند واقع خواهند شد و خطوط راهنما را پیش چشمانتان ظاهر خواهند کرد:
- گام اول، شناخت بازارست، شناخت کل بازار یک مسئله مهم است و شناخت بازار هدف حرفی بسیار مهمتر و حیاتیتر، مردمان بازار هدف کسانیاند که بقا و دوام کسب و کارتان به تصمیمات آنها بستگی دارد. یک کسب و کار به غیر از شرکای تجاری و طرفهای معاملات تجاریش، با عده زیادی از مردمان بازار هدف، طرف معامله است. آنها کالای شما را میخرند و در قبالش پول میپردازند و شما هم وظیفه دارید، نیازها و خواستههای مشتریان خود را برآورده کرده مشکلاتشان را حل نمایید و گرهی از کارشان بگشایید. چطور میتوان به کسی خدمت کرد که از او چیزی نمیدانیم و از خواستهها، امیال، سلیقهها و مشکلاتش بیاطلاعیم؟
مردمان بازار هدف مشخصههای گوناگونی دارند که چند تا از مهمترینشان را برمیشمریم. دانستن پاسخ سوالات زیر در آغاز کار ضروری هستند و بدون این جوابها کاری از پیش نخواهد رفت.
1- این گروه در چه رده سنی قرار گرفتهاند؟ و بیشتر زنان هستند یا مردان؟ نیازهای جوانان 16 تا 25 ساله با خواستهای افراد میانسال 35 تا 50 ساله متفاوت است.
2- کجا زندگی میکنند؟
مرکز شهر، حومه شهر، خانههای ویلایی،آپارتمان و نکات ظریف دیگرند که بین دو گروه از مشتریان بالقوه تمایز ایجاد میکنند.
3- چقدر درآمد دارند؟ شاید این از مهمترین پرسشها باشد. عرضه کالاهایی مرغوب،مورد نیاز و متناسب با سلیقه حاصلی مردمان بازار هدف که پرداخت قیمتش در توان آنها نباشد، نخواهد داشت.
- رسانهها، لغتی است که انگار بازاریابی و تبلیغات را به یادمان میاندازد و قبل از هر چیز آگهیهای بازرگانی تلویزیون و پس از آن تصاویر مجلات و روزنامهها به ذهنمان خطور میکند. هر روزنامه،مجله، ایستگاه رادیویی و کانال تلویزیونی، عده خاصی و گروه مشخصی از مردم را بیشتر جذب میکند. حتما شنیدهاید که یکی از اطرافیان گفته: من فقط این مجله را میخرم یا این روزنامه همانیست که مطالب دلخواهم را دراد یکی از همین گروههای ویژه و هوادار یک رسانه مشخص، میتواند جزو بازار هدف شما نیز باشد.
- آگاهی از میزان تحصیلات گروه هدف ، فاکتور کمک کنند در این جهت است و تا اندازه زیادی نوع و سطح مجلات و روزنامههای مورد مطالعه و کانالهای تلویزیونی و رادیویی محبوبترشان را مشخص مینماید. به عبارتی پاسخ پرسشهای اول در یافتن نوع رسانهای که برای معرفی کالا و خدمات شما سودمند باشد، نقشی عمده دارند. رده سنی مشتریان بازار هدف، نیز تاثیرگذار در نوع رسانه انتخابیشان است. یک معلم باز نشسته شصت ساله و یک معلم سی ساله دلمشغولیها و علاقهمندیهای متفاوتی دارند.
- محل زندگی هم بعضی اوقات ساکنانش را به انتخاب رسانهای محدود میکند. یک روزنامه نه چندان مشهور برای ساکنان یک شهرک کوهستانی، شناخته شده نیست. تلویزیون و رادیو ابزارهایی تقریبا فراگیرند.
- مخاطبان هر سن، شغل و درآمدی که داشته باشند و در هر کجا که زندگی کنند، یک بازاریاب موفق سعی میکند که از طریق رسانه مورد پسند آنها به ذهنها و خانههایشان راه یابد.
- یکی از ایستگاههای رادیویی محلی،زنان هجده تا سی ساله را مخاطب قرار میدهد. هفته نامهای در همان منطقه برای رفع نیاز صاحبان بنگاههای معاملات ملکی، چاپ میشود یک ماهنامه تخصی صنعتی هم در همان منطقه به چاپ میرسد ولی مخاطبان او در سراسر کشور پراکندهاند و صنعتگرانی در آن زمینه تخصصی هستند.
- همه کسب و کارهای موفق، بازاریابی دارند که توانستهاند این مجاری را بیابند و خودشان را با مهارت در آن جای دهند. گاهی اوقات ممکن است ندانید که مخاطبان یک کانال تلویزیونی یا یک ایستگاه رادیویی یا مجله، بیشتر چه کسانی هستند. در این حالت بهترین راه اینست که از مدیر فروش آگهیهایشان سوال کنید. آنها فواصل زمانی مشخص نظرسنجی انجام میدهند تا میزان محبوبیت خودشان و نوع مخاطب نشان را بشناسند. به طور مثال ممکن است به تصور شما، این مجله یا هفتهنامه، مخاطبان شما را در بین خوانندگانش نداشته باشد ولی مدیر فروش عکس این مطلب را خواهد گفت برعکس قضیه هم بسیار روی میدهد.
- به خاطر بسپارید که رسانهها فقط به تلویزیون و نشریات محدود نیست. یک تبلیغات گران و پرزرق و برق تلویزیونی میتواند شما و کسب و کارتان را معرفی کند و چند خودکار و لوازمالتحریر رایگان و راحت و مناسب که نام و علامت کسب و کار شما را با خود داشته باشد نیز معرف همان صاحب آگهی تلو یزیونیست.
- در به کارگیری رسانهها دقت کنید. تبلیغاتی که دوام و استمرار داشته باشد پاسخگوست. بله حضور در تلویزیون، رادیو، چند مجله و یک روزنامه مشهور، وسوسهکننده است و اگر در هر کدام از این مجاری تبلیغاتی قوی ظاهر شوید. تاثیری به مراتب بیشتر را شاهد خواهید بود. ولی این مخصوص کسب و کارهای بزرگ است. شما تازه کار و نوپایید. پس رسانهای که بین مشتریان بالقوهتان بیشترین طرفدار را دارد، برگزینید و قوای بازاریابی را به آن سو متوجه کنید. مخاطبان باید بارها، بارها و بارها درباره شما بشنوند و آن قدر که نامتان را به خاطر بسپارند. قانون مشهوری در بازاریابی هست که به "قانون هفت" شهرت دارد. به این مفهوم که مشتری احتمالی باید پیش از این که به خرید اقدام کند، حداقل هفت بار نام و جملات کلیدی کسب و کارتان را شنیده باشد.
در ضمن یک رسانه و استفاده از آن هم دقت میخواهد چون اگر خیلی گران باشد، نمیتوانید هفتهها از آن استفاده کنید. پس رسانه ارزانتری را انتخاب کنید که بودجهتان اجازه دهد مدتی طولانی در آن ظاهر شوید.
- از فایده کالا صحبت کنید نه از خودش. مشتری میخواهد بداند که آیا پس از خریدن این کالا و استفاده از این خدمات، تغییر مثبتی در زندگیش حاصل خواهد شد یا این که پولش را هدر داده و جسمی اضافی و بی مصرف را به خانهاش اضافه خواهد کرد. از خودتان بسپارید که آیا کالا و خدمات من میتواند به مشتریان کمک کند و اگر پاسخ را مثبت دیدید چگونه و از چه طریقی؟ از زبان یک مشتری و کسی که به سراغ کسب و کارتان آمده با مشتری بالقوهتان سخن بگویید و از احتیاجات و انتظاراتش پرسوجو کنید. زمان چیزی است که همگی مردم جهان رنگارنگ و پرهیاهوی امروز از کمبودش شکایت دارند و طالب کالاها و خدماتیاند که در کمترین وقت به نهایت کمکشان کند. آیا کالا و خدمات شما اینچنین ویژگی و خاصیتی دارد؟
- درباره قیمت هم که مسئله روشن است. مشتریان بهترین کیفیت و پایینترین قیمت را خواستارند. البته فراموش نکنید که یک کسب و کار موفق بین این دو کفه ترازو، تعادل برقرار میسازد شما هم دقت کنید که کیفیت فدای قیمت ارزان نشود. و اگر کالا و خدماتی بتواند وضع مالی مشتری را بهبود بخشد، به مراتب پرطرفدارتر خواهد بود.
- روند بازاریابی یک کسب و کار مطرح و شناخته شده، مزیتهایی که به آنها اشاره شد را به خانه مشتریان بالقوه میآورد. زمانی که میخواهید مشخصات برجسته کالایتان را معرفی کنید به منافع و مزیتهای هر ویژگی اشاره نمایید.
- و در پایان این که توسعه کسب و کار فیزیکیتان را به کسب و کار آن لاین از یاد نبرید. شبکه گسترده جهانی، رسانهایست که به کسب و کارهای کوچک اجازه میدهد، به رایگان و یا با هزینهای ناچیز در آن ظاهر شده خودشان را معرفی کنند. موتورهای جستجو، رنکینگ بالا در صفحات موتورهای جستجو و لیستهای آنان و برقراری لینکهای موثر از مجاری و روشهای پررنگ نمودن حضور کسب و کارها در شبکه هستند.
مترجم: آذین صحابی
مرجع: روزنامه سرمایه- خانه کارآفرینان
یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388-14:36 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

کم کم دیگه صدای پای بهار میاد قسمت بشه نوروز ۸۸ قصد زیارت مشهد داریم با هزار مصیبت بلیط قطار پیدا کردیم اونم نه یکسره بلکه از تبریز تا تهران و از تهران تا مشهد یعنی چند ساعتی توی تهران منتظر خواهیم بود حالا شما دعا کنید که بتونیم بریم البته ۹ فروردین حرکت خواهیم کرد
یکشنبه هجدهم اسفند 1387-12:34 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

من دوستي را سراغ داشتم كه كارخانه خوراك دام و طيور داشت برايش وام تصويب شده بود من نمايندگي تبريزش را داشتم چون وامش را ندادند كار خانه را فروخت و افتاد تو كار قاچاق پارچه در مقطعي هم ميخواست آدامس هاي تركيه را در لابلاي كنسانتره دامي به تهران منتقل كند و بفروشد او بدون شك يك كار آفرين بوداما سيستم كاغذ بازي دست او را بسته بود چون خوب مي شناختمش از عزت نفس و پاكي نيت او هم مطمئن بودم اما مجبور شده بود به اين كار دست بزند
به نظر من او یک کارآفرین بود نظر شما چیست؟
نمونه دیگر این نوع کار آفرینی را در وبلاگ دوست عزیزم آقای کیهانی ببینیدکیهانی
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387-8:57 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

آیا باور دارید که گاهی بدون پول هم میشود کارهایی را شروع کرد و به سر انجام رساند؟ البته چنین کارهایی معمولا به راحتی انجام نمی شوند ازساده ترین این کارها میتوان به بنگاه های املاک اشاره کرد که طرف هیچ سرمایه ای ندارد اما در معاملات معمولا درآمد خوبی نصیبش می شود معمولا در برخی واسطه گری ها نیاز به سرمایه نیست یعنی لزومی ندارد شما سرمایه زیادی داشته باشید البته این نظر من هست نمی دانم نظر شما چیست؟
راستی بد نیست به این وبلاگ هم سری بزنید مطالب خوبی داردفرصتهای تجاری
دوشنبه چهاردهم بهمن 1387-8:13 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته

|
كارل لايت فوت 40 ساله مربي يوگا و نويسنده آزاد، يك روز وقتي به اسم طراحي لباس همدلي برمي خورد، به فكرفرو مي رود. او مي گويد: «وقتي كه يكي از زانوهايم صدمه ديد ديگر نتوانستم به عنوان مربي، يوگا آموزش دهم پس به فكر كار ديگري افتادم، يك كيف دستي داشتم كه روي آن اين عبارت نوشته شده بود؛ «عشق، ما اعتماد مي كنيم»، اين پيام باعث شد به فكر شروع كار توليد كيف دستي بيفتم و بعد سوالي را از خود پرسيد كه همه كارآفرينان آينده هم از خود خواهند پرسيد: «حالا چه كنم؟» |
پنجشنبه دهم بهمن 1387-12:40 | | لطفي | گروه |لینک به نوشته


