اگر چرخ وجود من از اين گردش فرو ماند بگرداند مرا آنكس كه گردون را بگرداند
+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم اسفند 1383ساعت 2:8  توسط ابوالفضل لطفي
|
در ميان پرده ي خون عشق را گلزار ها
عاشقان را با جمال عشق بيچون كارها
عقل گويد:شش جهت حدست و بيرون راه نيست.
عشق گويد:راه هست و رفته ام من بار ها
+ نوشته شده در دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 23:25  توسط ابوالفضل لطفي
|
منده صيغار ايكي جهان من بو جهانه صيغمازام
گوهر لا مكان منم كون و مكانه صيغمازام
عرشيله فرش و كاف و نون منده بولوندي جمله چون
كس سؤزوني اوزاتما كي شرح و بيانه صيغمازام
كون و مكان دور آيتيم ذاته گئدر بدايتيم
سن بو نشانيلن مني من بو نشانه صيغمازام
كيمسه گمان و ظن ايله اولمادي حقيله بيليش
حقي بيلن بيلير كي من ظن و گمانه صيغمازامصورته باخ كي معني ني صورت ايچينده تاني كي جسميله جان منم ولي جسميله جانه صيغمازام
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1383ساعت 1:11  توسط ابوالفضل لطفي
|
از هر كجا آغاز كني زود است
و به هر جا فرود آيي دير
دلتنگ از گريوه ميگذري
دلواپس از دره سرازير مي شوي
تا به ويرانه اي برسي
كه ترنج هايش را برده اند
و
رنج ها يش را برا يت گذاشته اند
+ نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1383ساعت 0:54  توسط ابوالفضل لطفي
|
يك شب هواي گريه
يك شب هواي فرياد
امشب دلم هواي تو كرده است
سلا م دوستان من از اينكه امكان هم صحبت شدن با شما را يافته ام بسيا ر خوشحالم.
+ نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1383ساعت 22:44  توسط ابوالفضل لطفي
|