تبليغاتX
کارآفرینی
 
کارآفرینی

جدید ترین مقالات کار آفرینی
صفحه نخست   ::   آرشیو  ::   تماس با من   
 
چرا جوانان از كارآفريني مي‌ترسند؟

 

جوانان معمولاً به خاطر ترس از شكست و ناكامي و نداشتن سرمايه يا فشاري كه روي آن‌هاست، يك كار مستقل را شروع نمي‌كنند و محققان بر اين باورند كه مهمترين دليل اين ترس اين است كه جوانان امروز الگوي مناسبي از كارآفرينان جوان گذشته ندارند كه از آن‌ها پيروي كنند‎.

‎بررسي‌اي كه سازمان انگليسي‎ Enterprise Insight ‎انجام داده درباره اين نكته بحث كرده كه ادبيات كارآفريني در دهه 1980 شروع شده ولي ديگر تغييري نكرده و در آن دوره كارآفرينان قديمي سعي كردند راهي براي نسل بعدي باز كنند. اين سازمان مي‌گويد كارآفرينان جوان اغلب تمايل دارند كه جايگاه خود را در دنيا پيدا كرده و اثري از خود باقي بگذارند اما اين ادبيات كه مناسب دوره كنوني نيست و ترس از شكست و فشاري كه از سوي خانواده، معلم و دوستان براي پيدا كردن شغل بر جوانان وارد مي‌شود، باعث شده كه آن‌ها از محقق كردن ايده‌هايشان چشم‌پوشي كنند‎.

‎در اينجا اين فرض وجود دارد كه اكثر جوانان فاقد مهارت‌هاي تجارتي و كاري هستند از اين رو بايد كسي مستقيماً آنان را هدايت كند و به آن‌ها ياد دهد كه چگونه در اين عرصه فعاليت كنند و سياست گذاران بايد بدانند كه اگر جوانان حمايت شوند و به كارآفريني تشويق شوند، بسياري به شروع يك كسب و كار جديد تشويق مي‌شوند‏‎.

‎اين به آن معني است كه بايد شبكه‌اي منسجم براي جوانان ايجاد شود كه بر تحقق ايده‌هاي جوانان، ارتقاي الگوي موجود و خلق فرصت‌هاي كاربردي و عملي تأكيد و تمركز دارد‎.

‎اين سازمان همچنين به ايجاد يك استرتژي ملي براي توسعه كسب و كار در ميان جوانان پرداخته است. مديرارشد اجرايي اين سازمان مي‌گويد: "ادبيات و مفاهيم دهه 1980 اكنون جوابگوي نيازهاي نسل جوان نيست‎."

‎اكنون دو دهه از خلق اين ادبيات گذشته ولي ما هنوز از آن دست برنداشته‌ايم و از همان كارآفرينان براي توسعه كسب و كار در سال 2006 استفاده مي‌كنيم. او اضافه مي‌كند: "البته ما نمي‌گوييم كه نمي‌توان از كارآفرينان آن سال‌ها چيزي ياد گرفت اما نكته اينجاست كه جوانان بيشتر از افراد هم سن و كساني كه متعلق به نسل خودشان باشند الگو مي‌گيرند و گفته‌هاي آن‌ها را بيشتر قبول دارند." او مي‌گويد كه نسل جديد افراد جوان كه مشتاقند اثري از خود به جا بگذارند و جايگاه خود را پيدا كنند، به درستي نمي‌دانند كه يك "كسب و كار" واقعاً چيست‏‎.

‎به گفته اين مدير، فرهنگ جوانان تغيير كرده است و ما بايد معني "كسب و كار" را دوباره تعريف كنيم تا براي انگيزه‌ها و آرزوهاي آن‌ها معني‌دار و با مفهوم باشد. نبايد از ديدگاهي كه اصلاً مطابق نيازهاي روز نيست به آن‌ها نگاه كنيم. ترس از شكست و نوع سيستم آموزشي باعث مي‌شود كه جوانان به كارهاي مطمئن كه ريسك آن‌ها كم است تمايل داشته باشند تا به جستجوي فرصت‌هاي جديد بپردازند‎.

‎او اضافه مي‌كند: "ما بايد فرهنگي را رواج دهيم كه جوانان فعالانه در پي محقق ساختن ايده‌ها و آرزوهايشان باشند‎."

‎ ‎ ‎با نزول وضعيت اقتصادي جامعه دانشجويان مراكز آموزش كارآفريني با ترك كلاس‌هاي خود روانه كلاس‌هايي مي‌شوند كه به نظرشان مي‌تواند آينده‌ي مطمئن‌تري براي آن‌ها داشته باشد. در زير 8 دليل براي رهايي از ترس شروع يك كسب و كار آمده است‏‎:

1- ‎تجربه كسب مي‌كنيد! شروع و اداره كسب و كار شخصي راهي است به سوي كسب تجارب ارزشمند‎.

2- ‎چيزي از دست نمي‌دهيد، اكثر دانشجويان هزينه‌هاي خود را از طريق والدينشان تهيه مي‌كنند و به طور كلي آن‌ها موظف به پرداخت هزينه‌هاي زندگي نيستند. به همين دليل در بدترين شرايط حتي اگر كسب و كار شما با شكست رو به رو شود، شما تجاربي خواهيد داشت كه شانس موفقيت شما را در آينده افزايش خواهد داد و اتفاق خوبي كه مي‌توانيد انتظار آن را داشته باشيد، آن است كه به سرمايه‌دار بزرگي تبديل شويد‎.

3- ‎طبق گفته‌ي "توماس استينلي" و "ويليام دنك" نويسندگان كتاب "مغز ميليونر"، 3/2 ميليونرها كارآفرين هستند اگر شما به فكر كسب و پول بسيار هستيد، بايد كارآفرين باشيد. به اين ترتيب شما علاوه بر حقوق از مزايا و محاسن زيادي برخوردار خواهيد شد، شما حتي مي‌توانيد طرح كسب و كارتان را بفروشيد. "مايكل فارديك"، كارآفرين جوان موفق، در 16 سالگي توانست طرح شغلي خود را به قيمت يك ميليون دلار بفروشد‎.

4- ‎ارزش و اعتبار شما افزايش مي‌يابد. شروع كسب و كار در دوران تحصيلي‌تان، ارزش چيزي كه از آن به شما تعبير مي‌شود، را افزايش خواهد داد. براي مثال يك فرد معتبر مي‌تواند كتابي را به چاپ برساند يا در شركت‌ها و ادارات به مقامات بالا دست يابد‎.

5- ‎ايجاد و انجام يك كسب و كار سودمند در مدت زمان طولاني نسبت به استخدام شدن در شغلي ريسك كمتري را متوجه شما مي‌كند. براي مثال كافي است فقط به آمارهاي اقتصادي اخير توجه كنيد. ده‌ها هزار نفر از كار اخراج شده‌اند. اما من مي‌توانم تضمين كنم كه صاحبان كسب و كارهاي سودمند، هنوز مشغول كار خود هستند. آن‌ها آخرين كساني هستند كه در طوفان‌هاي اقتصادي غرق مي‌شوند. صاحبان كسب و كار موقعيت‌هاي زيادي براي جذب و دريافت پول دارند، در حالي كه حقوق شما به عنوان يك كارمند استخدام شده، تنها از يك مسير تامين مي‌شود و اين همان جنبه ريسك‌پذير بودن مسئله مي‌باشد‎.

6- ‎شما خيلي چيزها در مورد خودتان ياد مي‌گيريد، چيزهايي مي‌آموزيد كه هرگز در مدرسه به شما آموزش داده نمي‌شود. علاوه بر اين كارآفريني تركيبي از تمام سياست‌هاي مورد نياز براي يك شغل است و نيازمند اطلاعاتي در مورد بازاريابي، حسابداري، مديريت و اجرا مي‌باشد و داشتن اطلاعاتي در مورد اين مسائل ديد شفاف و روشني نسبت به اطراف تان به شما مي‌دهد و شما مي‌توانيد در مورد رشته‌ي تحصيلي مورد علاقه‌تان در آينده و همچنين هدف‌هايتان بهتر تصميم بگيريد‎.

7- ‎صاحب اختيار هستيد. قوانين را شما تعيين مي‌كنيد. اين شما هستيد كه ساعات كاري و افراد مورد نياز را انتخاب مي‌كنيد. شما مي‌توانيد كسب و كارتان را مطابق با علايق‌تان بسازيد. اگر به هنر علاقه‌مند هستيد، كسب و كاري مربوط به طراحي ايجاد كنيد، اگر به بازاريابي علاقه داريد، كالايي را انتخاب يا توليد كنيد و آن را بفروشيد و اگر به نويسندگي علاقه داريد، كتابي بنويسيد و آن را منتشر كنيد و به فروش برسانيد‏‎.

8- ‎شما بزرگ مي‌شويد. من به شخصه به سبب ايجاد كسب و كار، از نظر فكري رشد بسياري كردم. پيش از اين به سختي در مقابل يك جمع سخن مي‌گفتم ولي اكنون يكي از مواردي است كه بسيار به آن علاقه دارم. كسب و كار من سبب شد كه خيلي چيزها در مورد خودم ياد بگيرم. من اكنون مي‌دانم كه براي هميشه مي‌توانم كارآفرين باشم و به موفقيت دست يابم‏‎.

نويسنده: مايكل سايمون



مرجع: روزنامه تفاهم


سه شنبه چهاردهم مهر 1388-14:22 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
درسهای کسب وکار برای یک کارآفرین جوان ، از زبان یک کارآفرین جوان

پیش از آن که با ایجاد یک شغل جدید خودرا به مخاطره بیاندازید ، وقت خود را برای لذت بردن از آنچه تاکنون انجام داده اید ، صرف کنید وبدانید آنچه که انجام می دهید به طور کامل به موفقیت منتج نمی شود وچیزی که در این بین مهم است تجربیاتی است که بدست خواهید آورد .نگاه بهتری به افراد جوانی که روزانه با آنها ارتباط دارید ، بیاندازید ؛ وتلاش هایی که برای متمایز ساختن خود از آن ها انجام می دهید ونتایجی را که از این تلاشها بدست می آورید ، در نظر بگیرید وبدانید که تنها با سعی وتلاش است که شما از افراد همسان موفق تر شده اید.شما به عنوان یک کارآفرین جوان ، با موانع شخصی وشغلی زیادی روبرو خواهید شد که برای رسیدن به موفقیت باید آنها رامتحمل شوید . بعضی از این فاکتورها ، موانع واقعی هستند ، مثل اینکه چگونه واز چه طریقی برای شغل خود پشتوانه مالی تهیه کنید واینکه چگونه خانواده ، مدرسه وشغل خودرا به طور همزمان مدیریت کنید . بقیه فاکتورهایی که در موردشان بحث می کنیم ، چیزی جز موانعی که خودمان برای خود ایجاد می کنیم ، نیستند . مثلا ً نگرانی درمورد سن وسطح تجربیات مان در برخورد با مشتری . این ها چیزی جز یک سری بازی های فکری که سبب عقب افتادن موفقیت می شوند ، نمی باشند . به عنوان یک کارآفرین جوان شما باید بر این موانع غلبه کنید ، تا به موفقیت دست یابید .در اولین تلاش برای ایجاد یک شغل موفق ، بدون شک شما به دفعات با مشکل روبرو خواهید شد . برای جلوگیری از ایجاد حس شکست در این شرایط غیر قابل اجتناب ، نگاهی به اطراف خود بیاندازید .افراد زیادی را خواهید یافت که مشغول کارهایی هستند که از آن ها لذت نمی برند . انجام این گونه شغل هاهیچ هدفی بجز تأمین هزینه های جاری زندگی را برای آنها تأمین نخواهد کرد.

همچنین افراد مسن تری را خواهید یافت که به شغل های بی جنب وجوش مشغول هستند .آنها هیچ کنترلی برموفقیت آینده ی خود ندارند . صبح از خواب بلند می شوند ، سرکار خود می روند ، برمی گردند ، می خوابند ودوباره صبح روز بعد به همین ترتیب شروع می کنند . در حالیکه شما همواره ودر طول زندگی خود درگیر کسب تجربیات شغلی پویا هستید . سن شما نباید آسیبی به مسیر موفقیت شما برساند . بلکه باید به عنوان یک مزیت شمارا به سوی اهدافتان سوق دهد.برای یک کارآفرین جوان کاملا ً طبیعی است که در ارتباط با افراد مسن تر ، احساس ناامنی نماید. ولی باید بدانید که نه تنها این طرزتفکر شمارا به جایی نخواهد رساند ، بلکه مشتریان را نیز به سوی رقبایتان سوق خواهد داد .در ابتدا درخواست عقد قرارداد با افراد مسن تر برایم مشکل بود .من شغلی در ارتباط با راه حل هایی در وب ایجاد کردم وفکر می کردم "چرا مردم حاضر می شوند برای خلاقیت من پول پرداخت کنند" بااین که می دانستم طرح های من بالاتر وبهتر از طرح رقبایم بود. هرچند دفاع از کارخوددربرابر مشتریان ومنتقدین یک عکس العمل کاملا ً طبیعی است ولی باید توجه داشته باشید که در دفاع از موقعیت خود؛ منجر به دعوا با مشتری نشوید . پرورش دادن حس ناامنی در خود ، موجب خواهد شد که این نگرانی در فکر افرادی که با آنها سروکار دارید نیز رشد کند . آن ها همواره نگران این موضوع خواهند بود که آیا خدمات شما برای آنها سودمند خواهد بود یا نه .اگراین شیوه ی تفکر در شما ادامه یابد ، باعث خواهد شد که به جای اینکه توجه تان را روی بهبود کارهایتان متمرکز کنید ، خودرا به خاطرهرگونه خطایی سرزنش نمایید که این یک اشکال کشنده محسوب می شود . جوانان باید سرمایه های شغلی تلقی شوند ونه محکومان به اشتغال .جوانی شما باعث می شودکه بتوانید کارهای متفاوت وریسک های زیادی انجام دهید که افراد مسن تر در مقام مساوی با شما نمی توانند انجام دهند . شما برخلاف رقیب خود ، جوان ومجرد هستید ، شانس های زیادی دارید ولزومی ندارد که نگران سیر کردن شکم فرزندان خود باشید .

جوانی شما ، ضامن انرژی وقوای فکری شماست . به عنوان یک شخص جوان کارها را از ابتدا شروع کنید ونگذارید تا پایه های شغلی که ایجاد می کنید ، سست بنا شود . واگر در این جریان نیاز به حقوق پیوسته دارید ، در کنا توسعه دادن شغل جدید ، شغل قبلی تان را که تنها منبع تأمین سرمایه ی اولیه تان بوده ، رها نکنید . تا اگر شغل جدیدتان عملکرد مناسبی نداشت ، دوباره فعالیتهای خود را در زمینه ی شغلی قبلی تان افزایش دهید ودر آینده دوباره با دقت وآگاهی بیشتری به توسعه وتکامل طرح شغلی تان بپردازید .

راه عاقلانه این است که قبل از شروع شغل جدید وبه مخاطره انداختن خود ، موفقیت شغل خود را ارزیابی کنید .یافتن پشتوانه مالی اولیه برای شغل جدید دشوار است . لذا شاید کارنیمه وقت ، تنها راهی است که شمارا در رسیدن به اهدافتان موفق می سازد. من موقع شروع کارم خیلی خوشبخت بودم ، چون از قبل برنامه ریزی داشتم واز کودکی پول هایم را پس انداز کرده بودم . اگر شما تا به حال این کار را انجام نداده اید ، همین حالابه بانک بروید وحساب پس انداز برای خود باز کنید .نه حساب جاری بلکه حساب پس انداز باز کنید ومادامی که برای توسعه شغل تان به آن نیاز نداشته باشید ، از آن برداشت نکنید .سعی کنید پول تان را مادامی که طرح شغلی تان هنوز جوان است افزایش دهید. با رشد توسعه ی شغل تان ، این پول را بکار گیرید وآن را دوباره جایگزین نمائید . درکنار پرداخت هزینه های زندگی تان بیشترین مقدار ممکن را پس انداز کنید تا موقع توسعه شغل تان این پول را پشتوانه خود سازید ، سپس شما باید توجه کامل خود را روی توسعه شغل تان متمرکز سازید .مدرسه وکارهای مربوط به آن موانعی هستند که مختص کارآفرینان جوان می باشند .اولویت دهی به کارهایتان بسیار مؤثر خواهد بود .

مهم نیست که چقدر موفقیت از شغلتان عاید شما شود ویا اینکه چه زمانی را به آن اختصاص دهید .کارهای مربوط به درس ومدرسه باید در اولین اولویت شما قرار گیرند .خیلی راحت است که برای رسیدن به میلیون دلار پول ، تکالیف مدرسه را انجام ندهید ویا اینکه در مدرسه توجهتان به درس را کمتر کنید ولی باید بدانید که درس چیزی است که در آینده با گسترش وادامه ی شغل تان در زندگی به شما کمک خواهد کرد . وقت خاصی را برای انجام تمرینات مدرسه اختصاص دهید ووضعیت مطلوب نمراتتان را حفظ کنید . هیچ کس حاضر به ارتباط با شخصی که نتوانسته درس خودرا تمام کند ودر مدرسه شکست خورده است ، نمی باشد .

زمانی که شروع به بالفعل درآوردن طرح شغلی تان کردید ، بدانید که هم اکنون شما به موفقیت رسیده اید واین روحیه کارآفرین وآرزوهایتان شمارا در زندگی یاری خواهد داد . حتی اگر نتوانستید به خوبی آن را پیاده کنید بدانید که به تجربیات شغلی فراوانی دست یافته اید که دیگر همسن وسال هایتان از آن بی بهره اند .

شما جوانی خود را برای کسب برتری صرف می کنید ، پس باید همیشه آماده باشید وهمواره مثبت فکر کنید که موفق خواهید شد . هرگز از بالا بردن مقام شغلی وترقی دادن شغل خود بازنایستید وهرگز از موفقیت نترسید. 

نویسنده : دی. جی . هانا[1]








[1] - دی جی . هانا – 18 ساله – موسس شرکتی است که ارائه دهنده ی مجموعه ای از خدمات مرتبط مانند طراحی وب ، طراحی گرافیک وب ، و... است . وی سالانه ازطریق کسب وکارهای کوچک 000/17 دلار درآمد دارد ودر نظر دارد تحصیلات خودرا در زمینه کارآفرینی درذانشگاه Fairlrigh Dickinson ادامه دهد...





مرجع: خانه کارآفرینان ایران





سه شنبه چهاردهم مهر 1388-14:19 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
10 نكته برای انتخاب یك كسب و كار خانگی

 

شما تصمیم گرفتید و می‌خواهید یك تجارت شخصی به هر دلیل شخصی داشته باشید شاید شما بخواهید از نظر مالی مستقل شوید و یا رئیس خودتان باشید و یا هر زمانی كه خواستید كار كنید و شاید و فقط شاید بخواهید در سن 35 سالگی به عنوان مولتی‌میلیاردر بازنشسته شوید اما آیا شما می‌دانید برای شروع یك فعالیت تجاری از كجا باید شروع كرد، انتخاب نوع درست فعالیت تجاری برای هر كارآفرین تازه كاری یك فرآیند سخت است. بسیاری از رویاهای شكل گرفته در آغاز یك فعالیت تجاری متأسفانه عمدتاً به صورت یخ‌زده باقی می‌مانند برای اینكه كارآفرین نمی‌داند چه چیزهایی را باید یاد بگیرد .


1- ایده‌های خوب به نظر می‌رسد فراوان باشد، روزنامه‌هایی كه پر از داستان‌هایی است راجع به نوجوانانی كه به مراحل بالایی از نظر مالی رسیدند تنها و به سادگی با درك درست مفهوم تجارت. متأسفانه نمونه فعالیت اقتصادی مشابه آنها نیز به طور كامل گیر شما نمی‌افتد در پایین 10 نكته برای انتخاب یك فعالیت خانگی برای شما عرضه شده است .در عوض انتخاب اولین فعالیتی كه به ذهنتان می‌رسد وقت بیشتری را صرف كشف اختیارات معامله كنید. ایده‌ها و نظرات سایر فعالیت‌های تجاری را نیز مورد بررسی قرار دهید. كتاب‌هایی را مطالعه كنید كه نظراتی برای شما در مورد فعالیت‌های تجاری خانگی و یا فعالیت‌های كوچك فراهم كند. همچنین مجله‌ها و مقاله‌های اقتصادی را در مورد چیزهای باب و مد روز و تقاضاهای داد و ستد در بازار بخوانید. برای رشد قابل ملاحظه در اینترنت باید اطلاعات شما تقریباً در تمام وجودتان رخنه كند .


2- كشف كردن این مطلب كه كدام نوع فعالیت اقتصادی گیرایی و جذابیت بیشتری برای شما دارد. اهداف، علایق، خواسته‌ها و ظرفیت‌های خود را تعیین كنید شما می‌توانید شیفتگی و علایق خود را به سمتی مناسب سوق دهید حتی مثلاً با ساختن نوعی كوچك از كفش‌های مینیاتوری و یا مهارت و خبرگی خود را در طراحی گرافیكی به عنوان یك كارآفرین تازه‌كار، به كار ببندید. اغلب كارآفرینان موفق دارای احساسات پرشوری در مورد فعالیتی كه انجام می‌دهند هستند شما نمی‌توانید درباره فعالیتی كه دوست ندارید دارای شور و احساس باشید .


3- فعالیت‌هایی را انتخاب كنید كه به خوبی از تفكر سوددهی و منفعت بتواند شما را شخصاً راضی كند شما زمانی كه در حالت هیجان از انجام یك كار سرگرمی مانند و یا هنری قرار گرفتید آن را بالقوه به عنوان یك فعالیت اقتصادی در نظر بگیرید آیا تا به حال فكر كردید تقاضایی برای آن وجود داشته باشد؟ آیا درآمدتان دوباره برمی‌گردد؟ چطور یك بازار داد و ستد اشباع می‌شود؟ آیا شما دارای سیاست‌های اقتصادی هستید؟ پس یك فعالیت اقتصادی را زمانی شروع كنید كه فكر می‌كنید از لحاظ سوددهی دارای یك نیروی بالقوه محكم هستید .


4- شما به یك منشی جهت برآورد میزان موفقیت فعالیت‌تان نیز احتیاج پیدا خواهید كرد . همچنین موشكافی داد و ستد انجام شده و هدایت زمان تساوی دخل و خرج با برآورد هزینه‌های مالی اولیه و همچنین سود سهامی كه عایدتان می‌شود از وظایف اولیه و نیاز شما محسوب می‌شود. یك منشی باتجربه و خبره را بیاورید چرا كه این كار سخت است و ممكن است سر و صدای تولید شده آنچنان غرش‌كنان باشد كه نتوانید چیز دیگری را بشنوید ولی مرحله مهمی پیش رویتان است تا بفهمید كه آیا فعالیت‌تان می‌تواند تولید پول و سرمایه كند یا نه؟


5- طرحی را پیاده كنید كه محدوده و فضای خانگی شما از نظر فضای اشغالی مناسب فعالیت شما باشد. به خاطر داشته باشید شما فعالیتی را در خانه آغاز كردید كه هزینه‌های خودتان را سرشكن كنید. از هر گوشه و كنار اتاق برای انجام فعالیت‌تان استفاده كنید، اگر شما می‌خواهید یك فعالیت آشپزی و تهیه كیك داشته باشید نیاز به آشپزخانه بزرگ دارید و یا اگر می‌خواهید باشگاه بدنسازی داشته باشید شما به یك آپارتمان بی‌صدا نیاز دارید .


6- مطمئن شوید فعالیت‌تان دارای ضریب ایمنی بالایی باشد به‌ویژه اگر فرزند كوچك در خانه دارید این مورد بسیار ضروری و ویژه است. برای فعالیت‌هایی كه شما با مواد شیمیایی و یا سایر موارد مضر سر و كار دارید، به عنوان مثال موادی را كه برای تمیز كردن فرش و پارچه‌های مبلی استفاده می‌كنید حتماً در انباری پشت حیاط خانه‌تان دور از دسترس فرزندتان نگهداری كنید .


7- نوع پوشش بیمه‌ای را كه برای فعالیت تجارتی مورد نیاز است را با عامل شركت بیمه بررسی كنید. این بسیار خوب است تا خطر سرمایه‌گذاری روی فعالیت‌تان و جلوگیری از آن را تعیین كنید. طبقه‌بندی بیمه‌های تحت پوشش شامل بیمه سرمایه، ضمانت، مسوولیت، سلامت، غرامت، كارگران و بیمه عمر است .


8- از طبقه‌بندی و نوع قوانین و فرامین موجود حقوقی در محدوده خود مطمئن شوید .

با شهرداری و یا سازمان برنامه‌ریزی ملاقاتی داشته باشید و آگاه شوید كه آیا آنها از انتخاب منطقه‌ای خاص جهت فعالیت‌تان جلوگیری نخواهند كرد. به دقت قوانین دولتی كار و نظرات و انواع فعالیت‌های تجاری كه اجازه فعالیت در مناطق مختلف را دارند را یادداشت كنید .هیچ‌گاه شما نمی‌خواهید بعد از آنكه خیلی هزینه صرف دكور و تجهیزات فعالیت خود كردید كه از شهرداری بیایند و از شما درباره نوع فعالیتی كه غیرقانونی است سؤالاتی بكنند .


9- فعالیتی را انتخاب كنید كه از نظر سازماندهی و شخصیت‌سازی كاملاً مطابق شئونات خانوادگی شما باشد. شما فعالیتی را باید انتخاب كنید كه از نظر زمانبندی كاملاً مناسب خانواده‌تان باشد. اگر شما یك كودك تازه متولد شده در خانه دارید و همسرتان تمام وقتش را صرف نگهداری از آن می‌كند باید فعالیتی كه به مراقبت كودك مربوط باشد انتخاب كنید .


10- اعضای خانواده‌تان را نیز درگیر فعالیت‌تان كنید و یك محیط شاد را برای رسیدن موفقیت با یكدیگر ایجاد كنید. هر كار كه در خانه انجام شود رویاهای الحاق اداره و خانه را به حقیقت می‌پیوندد. هر مقام و منصبی در خانه در تلاش برای رسیدن به سعادت با هم هماهنگی خواهند داشت. این همواره ساده نیست ولی شما می‌توانید خانواده‌تان را درگیر فعالیت‌تان كنید. در تابستان می‌توانید از كوچكترها در بسته‌بندی محصولات كمك بگیرید و یا پسران نوجوان بخواهید در طراحی وب‌سایت به شما كمك كنند اما مهمترین چیز برای شما لذت بردن اعضای خانواده از انجام كار باید باشد .

منبع : parsifa.com



مرجع: روزنامه تفاهم


سه شنبه چهاردهم مهر 1388-14:16 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
من یک تابستانی ام

من زاده فصل میوه های رسیده ام فصل درو  فصل ساقه های پرغرور گندمزارهای قره داغ

من زاده فصل گرمی ورفاقتم   این روزهاکه وارد سی و چهار سالگی ام شده ام کم کم از ستایش 

 کهنسالی هسه چیز هایی میفهمم و کم کم احساس میکنم از جوانی فاصله میگیرم



یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388-14:1 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
یک تماس خوب

 هفته قبل وقتی توی خونه نشسته بودم زنگ موبایلم به صدا در امد آن سوی خط اقای پرویز گیلانی میلیاردر مشهور بود با نا باوری صحبت کردم از اینکه فردی چنین بزرگوارانه به خاطر یک کامنت به من زنگ زده بود تعجب کردم اما اقای گیلانی با تواضع صحبت میکرد اینترنت  اگر درست استفاده شود می تواند دوستی های خوبی با خود به ارمغان بیاورد در ضمن آقای گیلانی در روزنامه اعتماد ملی ستونی به نام یادداشت های یک میلیاردر دارد اگر وقت کردید حتما بخوانید  راستی دارم میرم شمال  جایتان خالی


شنبه بیستم تیر 1388-10:2 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
وقتی کارآفرین بازاریابی نمی‌داند...

وقتی کارآفرین بازاریابی نمی‌داند...
درباره شروع یک کسب و کار مستقل، کارآفرینی، ملاحظات، پیش فرض‌ها و آگاهی از چند و چون آن حوزه مورد نظر و علاقه و میل به کار، ریسک‌پذیری و... صدها مطلب دیگر، بسیار سخن گفته شده است. درباره بازاریابی هم این طورست. ولی بین شروع یک کسب و کار و آغاز پروسه و طرح بازاریابی، شکاف کوچک ولی مهمی وجود دارد که بسیاری از کارآفرینان تازه کار به آن برمی‌خورند و آن نداشتن کوچکترین ایده‌ای راجع به بازاریابی کالا و خدماتشان است. جالب اینجاست که این‌ها در اغلب موارد کارآفرینان و صاحبان مشاغلی خلاق، علاقه‌مند و آگاه از مشکلات و بازار رقابتی پیش رویشان هستند ولی نمی‌توانند روشی برای بازاریابی کسب و کارشان پیدا کنند. متاسفانه این همان شکافیست که می‌تواند یک تکنسین، یک لوله‌کش، یک پزشک یا یک معلم ماهر، حاذق و توانا را شکست دهد. اگر کسی صاحب کسب و کار و مهارتی را نشناسد چطور به او مراجعه کند؟!
شاید شما هم به این مشکل برخورده باشید، توصیه‌های زیر مفید و سودمند واقع خواهند شد و خطوط راهنما را پیش چشمانتان ظاهر خواهند کرد:
- گام اول، شناخت بازارست، شناخت کل بازار یک مسئله مهم است و شناخت بازار هدف حرفی بسیار مهمتر و حیاتی‌تر، مردمان بازار هدف کسانی‌اند که بقا و دوام کسب و کارتان به تصمیمات آن‌ها بستگی دارد. یک کسب و کار به غیر از شرکای تجاری و طرف‌های معاملات تجاریش، با عده زیادی از مردمان بازار هدف، طرف معامله است. آن‌ها کالای شما را می‌خرند و در قبالش پول می‌پردازند و شما هم وظیفه دارید، نیازها و خواسته‌های مشتریان خود را برآورده کرده مشکلاتشان را حل نمایید و گرهی از کار‌شان بگشایید. چطور می‌توان به کسی خدمت کرد که از او چیزی نمی‌دانیم و از خواسته‌ها، امیال، سلیقه‌ها و مشکلاتش بی‌اطلاعیم؟
مردمان بازار هدف مشخصه‌های گوناگونی دارند که چند تا از مهمترینشان را برمی‌شمریم. دانستن پاسخ سوالات زیر در آغاز کار ضروری هستند و بدون این جواب‌ها کاری از پیش نخواهد رفت.
1- این گروه در چه رده سنی قرار گرفته‌اند؟ و بیشتر زنان هستند یا مردان؟ نیازهای جوانان 16 تا 25 ساله با خواست‌های افراد میانسال 35 تا 50 ساله متفاوت است.
2- کجا زندگی می‌کنند؟
مرکز شهر، حومه شهر، خانه‌های ویلایی،‌آپارتمان و نکات ظریف دیگرند که بین دو گروه از مشتریان بالقوه تمایز ایجاد می‌کنند.
3- چقدر درآمد دارند؟ شاید این از مهمترین پرسش‌ها باشد. عرضه کالاهایی مرغوب،‌مورد نیاز و متناسب با سلیقه‌ حاصلی مردمان بازار هدف که پرداخت قیمتش در توان آن‌ها نباشد، نخواهد داشت.
- رسانه‌ها،‌ لغتی است که انگار بازاریابی و تبلیغات را به یادمان می‌اندازد و قبل از هر چیز آگهی‌های بازرگانی تلویزیون و پس از آن تصاویر مجلات و روزنامه‌ها به ذهنمان خطور می‌کند. هر روزنامه،‌مجله، ایستگاه رادیویی و کانال تلویزیونی، عده خاصی و گروه مشخصی از مردم را بیشتر جذب می‌کند. حتما شنیده‌اید که یکی از اطرافیان گفته: من فقط این مجله را می‌خرم یا این روزنامه همانیست که مطالب دلخواهم را دراد یکی از همین گروههای ویژه و هوادار یک رسانه مشخص، می‌تواند جزو بازار هدف شما نیز باشد.
- آگاهی از میزان تحصیلات گروه هدف ،‌ فاکتور کمک کنند در این جهت است و تا اندازه زیادی نوع و سطح مجلات و روزنامه‌های مورد مطالعه و کانال‌های تلویزیونی و رادیویی محبوبترشان را مشخص می‌نماید. به عبارتی پاسخ پرسش‌های اول در یافتن نوع رسانه‌ای که برای معرفی کالا و خدمات شما سودمند باشد، نقشی عمده دارند. رده سنی مشتریان بازار هدف، نیز تاثیرگذار در نوع رسانه انتخابی‌شان است. یک معلم باز نشسته شصت ساله و یک معلم سی ساله دلمشغولیها و علاقه‌مندیهای متفاوتی دارند.
- محل زندگی هم بعضی اوقات ساکنانش را به انتخاب رسانه‌ای محدود می‌کند. یک روزنامه نه چندان مشهور برای ساکنان یک شهرک کوهستانی، شناخته شده نیست. تلویزیون و رادیو ابزارهایی تقریبا فراگیرند.
- مخاطبان هر سن، شغل و درآمدی که داشته باشند و در هر کجا که زندگی کنند، یک بازاریاب موفق سعی می‌کند که از طریق رسانه مورد پسند آن‌ها به ذهن‌ها و خانه‌هایشان راه یابد.
- یکی از ایستگاه‌های رادیویی محلی،‌زنان هجده تا سی ساله را مخاطب قرار می‌دهد. هفته نامه‌ای در همان منطقه برای رفع نیاز صاحبان بنگاههای معاملات ملکی، چاپ می‌شود یک ماهنامه تخصی صنعتی هم در همان منطقه به چاپ می‌رسد ولی مخاطبان او در سراسر کشور پراکنده‌اند و صنعتگرانی در آن زمینه تخصصی هستند.
- همه کسب و کارهای موفق، بازاریابی دارند که توانسته‌اند این مجاری را بیابند و خودشان را با مهارت در آن جای دهند. گاهی اوقات ممکن است ندانید که مخاطبان یک کانال تلویزیونی یا یک ایستگاه رادیویی یا مجله، بیشتر چه کسانی هستند. در این حالت بهترین راه اینست که از مدیر فروش آگهی‌هایشان سوال کنید. آن‌ها فواصل زمانی مشخص نظرسنجی انجام می‌دهند تا میزان محبوبیت خودشان و نوع مخاطب نشان را بشناسند. به طور مثال ممکن است به تصور شما، این مجله یا هفته‌نامه، مخاطبان شما را در بین خوانندگانش نداشته باشد ولی مدیر فروش عکس این مطلب را خواهد گفت برعکس قضیه هم بسیار روی می‌دهد.
- به خاطر بسپارید که رسانه‌ها فقط به تلویزیون و نشریات محدود نیست. یک تبلیغات گران و پرزرق و برق تلویزیونی می‌تواند شما و کسب و کارتان را معرفی کند و چند خودکار و لوازم‌التحریر رایگان و راحت و مناسب که نام و علامت کسب و کار شما را با خود داشته باشد نیز معرف همان صاحب آگهی تلو یزیونیست.
- در به کارگیری رسانه‌ها دقت کنید. تبلیغاتی که دوام و استمرار داشته باشد پاسخگوست. بله حضور در تلویزیون، رادیو، چند مجله و یک روزنامه مشهور، وسوسه‌کننده است و اگر در هر کدام از این مجاری تبلیغاتی قوی ظاهر شوید. تاثیری به مراتب بیشتر را شاهد خواهید بود. ولی این مخصوص کسب و کارهای بزرگ است. شما تازه کار و نوپایید. پس رسانه‌ای که بین مشتریان بالقوه‌تان بیشترین طرفدار را دارد، برگزینید و قوای بازاریابی را به آن سو متوجه کنید. مخاطبان باید بارها،‌ بارها و بارها درباره شما بشنوند و آن قدر که نامتان را به خاطر بسپارند. قانون مشهوری در بازاریابی هست که به "قانون هفت" شهرت دارد. به این مفهوم که مشتری احتمالی باید پیش از این که به خرید اقدام کند، حداقل هفت بار نام و جملات کلیدی کسب و کارتان را شنیده باشد.
در ضمن یک رسانه و استفاده از آن هم دقت می‌خواهد چون اگر خیلی گران باشد، نمی‌توانید هفته‌ها از آن استفاده کنید. پس رسانه ارزانتری را انتخاب کنید که بودجه‌تان اجازه دهد مدتی طولانی در آن ظاهر شوید.
- از فایده کالا صحبت کنید نه از خودش. مشتری می‌خواهد بداند که آیا پس از خریدن این کالا و استفاده از این خدمات، تغییر مثبتی در زندگیش حاصل خواهد شد یا این که پولش را هدر داده و جسمی اضافی و بی‌ مصرف را به خانه‌اش اضافه خواهد کرد. از خودتان بسپارید که آیا کالا و خدمات من می‌تواند به مشتریان کمک کند و اگر پاسخ را مثبت دیدید چگونه و از چه طریقی؟ از زبان یک مشتری و کسی که به سراغ کسب و کارتان آمده با مشتری بالقوه‌تان سخن بگویید و از احتیاجات و انتظاراتش پرس‌وجو کنید. زمان چیزی است که همگی مردم جهان رنگارنگ و پرهیاهوی امروز از کمبودش شکایت دارند و طالب کالاها و خدماتی‌اند که در کمترین وقت به نهایت کمکشان کند. آیا کالا و خدمات شما اینچنین ویژگی و خاصیتی دارد؟
- درباره قیمت هم که مسئله روشن است. مشتریان بهترین کیفیت و پایین‌ترین قیمت را خواستارند. البته فراموش نکنید که یک کسب و کار موفق بین این دو کفه ترازو، تعادل برقرار می‌سازد شما هم دقت کنید که کیفیت فدای قیمت ارزان نشود. و اگر کالا و خدماتی بتواند وضع مالی مشتری را بهبود بخشد، به مراتب پرطرفدارتر خواهد بود.
- روند بازاریابی یک کسب و کار مطرح و شناخته شده، مزیت‌هایی که به آن‌ها اشاره شد را به خانه مشتریان بالقوه می‌آورد. زمانی که می‌خواهید مشخصات برجسته کالایتان را معرفی کنید به منافع و مزیت‌های هر ویژگی اشاره نمایید.
- و در پایان این که توسعه کسب و کار فیزیکی‌تان را به کسب و کار آن لاین از یاد نبرید. شبکه گسترده جهانی، رسانه‌ایست که به کسب و کارهای کوچک اجازه می‌‌دهد، به رایگان و یا با هزینه‌ای ناچیز در آن ظاهر شده خودشان را معرفی کنند. موتورهای جستجو، رنکینگ بالا در صفحات موتورهای جستجو و لیست‌های آنان و برقراری لینک‌های موثر از مجاری و روش‌های پررنگ نمودن حضور کسب و کارها در شبکه هستند.
مترجم: آذین صحابی

مرجع: روزنامه سرمایه- خانه‌ کارآفرینان



یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388-14:36 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
صدات میاد اما خودت کجایی؟

کم کم دیگه صدای پای بهار میاد قسمت بشه نوروز ۸۸ قصد زیارت مشهد داریم با هزار مصیبت بلیط قطار پیدا کردیم اونم نه یکسره بلکه از تبریز تا تهران و از تهران تا مشهد یعنی چند ساعتی توی تهران منتظر خواهیم بود حالا شما دعا کنید که بتونیم بریم البته ۹ فروردین حرکت خواهیم کرد


یکشنبه هجدهم اسفند 1387-12:34 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
آیا او کارآفرین نیست؟چرا؟؟

من دوستي را سراغ داشتم كه كارخانه خوراك دام و طيور داشت برايش وام تصويب شده بود من نمايندگي تبريزش را داشتم چون وامش را ندادند كار خانه را فروخت و افتاد تو كار قاچاق پارچه در مقطعي هم ميخواست آدامس هاي تركيه را در لابلاي كنسانتره دامي به تهران منتقل كند و بفروشد او بدون شك يك كار آفرين بوداما سيستم كاغذ بازي دست او را بسته بود چون خوب مي شناختمش از عزت نفس و پاكي نيت او هم مطمئن بودم اما مجبور شده بود به اين كار دست بزند

به نظر من او یک کارآفرین بود نظر شما چیست؟

نمونه دیگر این  نوع کار آفرینی را در وبلاگ دوست عزیزم آقای کیهانی ببینیدکیهانی



پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387-8:57 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
کارآفرینی بدون پول

آیا باور دارید که گاهی بدون پول هم میشود کارهایی را شروع کرد و به سر انجام رساند؟ البته چنین کارهایی معمولا به راحتی انجام نمی شوند ازساده ترین این کارها میتوان به بنگاه  های املاک اشاره کرد که طرف هیچ سرمایه ای ندارد اما در معاملات معمولا درآمد خوبی نصیبش می شود معمولا در برخی واسطه گری ها نیاز به سرمایه نیست یعنی لزومی ندارد شما سرمایه زیادی داشته باشید البته این نظر من هست نمی دانم نظر شما چیست؟

راستی  بد نیست به این وبلاگ هم سری بزنید مطالب خوبی داردفرصتهای تجاری



دوشنبه چهاردهم بهمن 1387-8:13 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
تجربه كارآفريني در كشوري توسعه يافته

كارل لايت فوت 40 ساله مربي يوگا و نويسنده آزاد، يك روز وقتي به اسم طراحي لباس همدلي برمي خورد، به فكرفرو مي رود.

او مي گويد: «وقتي كه يكي از زانوهايم صدمه ديد ديگر نتوانستم به عنوان مربي، يوگا آموزش دهم پس به فكر كار ديگري افتادم، يك كيف دستي داشتم كه روي آن اين عبارت نوشته شده بود؛ «عشق، ما اعتماد مي كنيم»، اين پيام باعث شد به فكر شروع كار توليد كيف دستي بيفتم و بعد سوالي را از خود پرسيد كه همه كارآفرينان آينده هم از خود خواهند پرسيد: «حالا چه كنم؟»
او تصميم گرفت از ديگران هم كمك بگيرد سپس به ديدن «ليزلنگ» طراح لباس رفت كه سخنران برنامه اي بود كه توسط سازمان زنان كارآفرين برگزار مي شد و به زنان كمك مي كرد تا حرفه اي كه به راه انداخته اند را توسعه دهند. فوت فهميد كه اين حامي (انكوباتر) براي تمركز در مهارت و توسعه كارها به او كمك مي كند، پس به عضويت گروه آنان درآمد.
اين انجمن حامي، از گروه هاي كوچكي از زنان كارآفرين از جمله لايت فوت (طراحي لباس همدلي) تشكيل مي شد كه به مدت چهار هفته جلسات هفتگي برگزار مي كردند.
لايت فوت به توليد تي شرت هايي تشويق شد كه نسبت به توليد كيف هاي دستي (كه توليد آن پيچيده و گران بود) ارزان تر توليد مي شدند و اين كار به جمع زنان كارآفرين هم راه پيدا كرد.
لايت فوت در جلسات ماهانه شبكه حاضر مي شد و در آن جا با تونيا ميسور 32 ساله كه يك متخصص خلاق بود، آشنا شد. تونيا، لايت فوت را به عنوان رييس شركت توسعه خود به كار گرفت.
كارل لايت فوت هنوز هم «طراحي لباس همدلي» را اداره مي كند. او نمونه خوبي از زناني است كه بين زندگي و كارشان تعادل و تناسب برقرار كردند. موسسات زنان كارآفرين «ثب اسكن فلت» و «ويكتوريا كوليگان» مي گويند: «زنان استعداد خود را كشف مي كنند و كارهايي را انجام مي دهند كه از سبك زندگي شان نشأت مي گيرد. آن ها به ندرت طراح يا سرمايه گذار كار هستند، در حالي كه در زندگي شان به چند حرفه مشغولند. سرمايه گذاران در كنار كار در شركت، كار ديگري هم انجام مي دهند و حرفه هاي آن ها به ندرت راه هاي خط كشي شده را دنبال مي كند.»
اسكن فلت و كوليگان هر دو در يك زمينه كاري مشترك مشغولند و برنامه شان را وقف چيزي به نام كارآفريني كرده اند كه اصلاح و پيشرفت بسيار وسيعي است و براي كارهاي كوچك تا تاسيس يك شركت توليدي جهاني به كار گرفته مي شود.
مركز زنان كارآفرين هم در زمينه زندگي شخصي و هم زندگي كاري زنان به صورت اينترنتي شروع به فعاليت كرد.
در اواخر سال 2004 بعد از موفقيت كاري كوليگان 38 ساله و اسكن فلت 40 ساله در زمينه هاي قانون و تجارت و آغاز به كار اينترنتي شركت بازوهاي كارآفريني را به حركت درآوردند.
كوليگان كه داراي مدارك شغلي و قانوني است يك خبرنامه اينترنتي به نام «زنان كارآفرين» را راه اندازي مي كند كه در آن با زنان پرتلاش و موفق مصاحبه مي كند و داستان موفقيتشان را مي نويسد.
اسكن فلت كه با شركت «روش هاي يادگيري» اختلاف داشت، يك سازمان را راه اندازي كرد كه از زنان و دوستان او تشكيل مي شد و شبيه به انجمن يا كانون سرمايه گذاران بود اما با تمركز بر هر آنچه مورد نياز كارآفرينان بود.
وقتي كه اين دو نفر با هم ملاقات كردند تصميم گرفتند كه به صورت زنده در يك شبكه با هم همكاري كنند و اين رويداد را در فهرست پيام هاي اينترنتي كوليگان تبليغ كردند و اين نسبت به كار جداگانه اي كه در نظر داشتند بهترين دستاورد بود.
آن ها خانه يكي از دوستانشان را در نيويورك در اختيار گرفتند و زنان را براي ارايه كارهايشان به آن جا دعوت كردند.
وقتي كه شبكه زنان بدون كار طاقت فرسا و يونيفرم هاي تيره و فقط با عشق و خلاقيت جريان مي يابد، آنچه كه مي خواهند اتفاق مي افتد.
بعد از آن فهميدند كه زنان زيادي به دنبال همان چيزي هستند كه آن ها مي خواستند.
اسكن فلت مي گويد: «بسياري از زنان مثل ما هستند، آن ها داراي مدارج عالي هستند اما محيطي كه به صورت رضايتبخش در آن شركت كنند را پيدا نكرده اند.»
امروز زنان كارآفرين به صورت يك شبكه رسانه اي آن لاين (online) راه اندازي شده است.
گروه حامي نيز با بيش از دو هزار عضو در 45 شهر فعاليت مي كنند و داراي دفترهايي در كليولند است جايي كه كوليگان زندگي مي كند و در نيويورك جايي كه اسكن فلت به فعاليت هايش مي پردازد.
خبرنامه اينترنتي آن ها هم چهار هزار نفر را جذب كرده است. هر ساله در حدود 10 كنفرانس زنده در شهرهاي گروه حامي برپا مي شود كه هر يك صدها شركت كننده دارند. آن ها گزارشي از اين سال به عنوان سال مهمي براي زنان كارآفرين در ماه مه چاپ كردند و يك ماه پس از آن اعلام كردند كه پس از يك سال فعاليت و رشد در زمينه كاري كه زنانه خوانده مي شد بالاخره طرحي مشترك را براي همكاري تدوين كرديم و نظر سرمايه گذاران بيرون از شبكه را جلب كرديم.
منبع:www.ladieswholovneh.ocm
منبع : سرمايه

زنان کارآفرین


پنجشنبه دهم بهمن 1387-12:40 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
بارن

من شعرهاي مرحوم عمران صلاحي را دوست دارم اين شعر را در وبلاگ من موفق ديدم جالب بود

يك نفر آمد و بر پنجر ه ام گل ماليد

من ولي منتظر بارانم

من موفق



پنجشنبه دهم بهمن 1387-12:4 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
من دنبال شغل دومم

من کارمندم وطبیعتا سرمایه زیادی هم ندارم خیلی علاقمندم شغلهای پر درآمد را تجربه کنم شما پیشنهادی ندارید؟آماده شراکت یا همکاری با شرکتها یا افراد علاقمند هستم راستی ما میتوانیم یک تیم بازاریابی برای سراسر ایران راه اندازی کنیم و برای کالا های مختلف بازار سازی و بازاریابی کنیم نظر شما چیه؟

البته من مدتی هم در کار خرید و فروش اوراق مسکن بودم  حالا بازارش کساده

من از دوستان میخوام پیشنهاد بدهند ممنون از لطفتون



سه شنبه هشتم بهمن 1387-11:22 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
حسب حالی ننوشتیم و شد ایامی چند

مدتی بود که وبلاگ را نمی توانستم بروز کنم اما سعی میکنم از این به بعد باز وبلاگ را بروز نگهدارم شما هم با نظر هایتان تشویقم کنید


پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387-13:19 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
دوازده اشتباه مهلك كارآفرين ها

 








اكرم حميديان: راه آغاز كسب و كار تداوم كارآفريني لزوما دشوار نيست اما از آن جا كه بسياري از افراد قبل از وارد شدن اين عرصه به نكات مهم و اساسي توجهي ندارند، پس از آغاز فعاليت خود را در مسيري دشوار مي يابند. در مقاله حاضر به مهم ترين اشتباهات كارآفرين ها اشاره مي شود. اين گروه از افراد بايد طوري به نكات ذكر شده در اين مقاله توجه كنند كه گويي زندگي حرفه اي شان به اين توجه و اجتناب از اشتباهات بستگي دارد.

1- توجه بيش از حد به كارهاي روزمره: مسلما كارآفرين ها در تمام شركت ها چه كوچك و چه بزرگ بايد تا اندازه اي در فعاليت هاي روزمره كسب و كار درگير شوند اما به ياد داشته باشيد كه شما همواره بايد به تصور بزرگ يعني اهداف بلندمدت كسب و كار فكر كرده و هدف خود را رشد مداوم شركت قرار دهيد. درگيري بيش از حد به كارهاي خرد باعث مي شود از وظيفه اصلي تان كه هيچكس ديگر قادر به انجام آن نيست يعني تعيين اهداف توسعه اي شركت غافل شويد.

2- آشنا نبودن با جنبه هاي مختلف فعاليت حرفه اي: نقريبا تمام كارآفرين ها قبل از آغاز فعاليت مستقل اقتصادي، در ديگر بنگاه ها به عنوان كارمند مشغول كار بوده اند. در دوران كارمندي بايد به تمام رمز و رازهاي فعاليت شركت از نزديك آشنا شده باشيد. اين تجربه در مديريت كسب و كار كمك فراواني به شما خواهد كرد. در تحقيقات مختلف ثابت شده كارآفرين هايي كه سال ها قبل از شروع كارآفريني، ايده فعاليت مستقل اقتصادي را در سر داشتند و با اين ذهنيت به تجربه آموزي از محل كار كنوني شان پرداخته اند، بسياري موفق تر هستند.

3- شراكت بدون تحقيق: بسياري از كسب و كارهاي جديد ابتدا با همكاري چند نفر آغاز مي شود اما هنگامي كه كار جنبه جدي به خود مي گيرد. مشخص شدن وضعيت حقوقي و قانوني هر يك از طرف ها از اهميت بسيار بالايي برخوردار است. تجربه نشان داده كارآفرين هايي كه در نخستين قدم ها بدون توجه به اين موضوع ديگران را در فعاليت هاي شركت شريك كرده اند با مشكلات گوناگون روبه رو شده اند. به اين ترتيب به جاي آن كه دنبال شريك باشيد، وقت و انرژي خود را صرف يافتن بهترين نيروي انساني كنيد.

4- خريد يك كسب و كار به جاي راه اندازي شركت از ابتدا: در نگاه نخست به نظر مي رسد آغاز يك كسب و كار از نقطه صفر بسيار كم هزينه تر از خريد يك شركت است اما به اين نكته توجه كنيد كه با آغاز از صفر، مهم ترين دارايي شما يعني زمان بيش از حد مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اگر شركتي را كه كم تر از حد واقعي قيمت گذاري شده به تملك درآوريد و آن را سر و سامان دهيد، در بلندمدت بسيار موفق تر خواهيد بود.

5- تصور اين كه يك ايده براي موفقيت شركت كافي است: موفقيت يك كسب و كار به عوامل مختلف از جمله مديريت صحيح، كالاي باكيفيت و ايده هاي خلاق نيازمند است. هرگز نبايد تصور كنيد يكي از اين عوامل به تنهايي شركت را پيش خواهد برد. مدير به عنوان كسي كه سياست هاي شركت را تدوين مي كند بايد با دقت در تمام عوامل موثر بر عملكرد شركت زمينه موفقيت آن را فراهم كند.

6- بيش از حد كوچك فكر كردن: بسياري از كارآفرين ها دچار اين اشتباه مي شوند يعني هدف نهايي شان از آغاز فعاليت اقتصادي مستقل، داشتن درآمد محدود به اندازه وقتي است كه خود كارمند بودند. اين تصور باعث مي شود حتي همين درآمد محدود نيز حاصل نشود. زيرا معمولا تنها بخشي از هدف تحقق مي يابد. به ياد داشته باشيد كه اگر ستاره ها را هدف بگيريد حتي اگر موفق نشويد حداقل به ماه خواهيد رسيد. پس بزرگ بينديشيد. هدف نهايي خود را تبديل شركت به شركتي بزرگ و پر سود قرار دهيد.

7- رقابت صرفا بر سر قيمت: اين روش سريع ترين راه براي ورشكسته شدن است. كسب و كار بدون سود يا با سود اندك بي معناست و تنها به هدر رفتن منابع منجر مي شود. كارآفرين ها بايد با ارايه محصول با كيفيت و آموختن فنون بازاريابي و فروش، قيمت محصول را با سودي منطقي و قابل قبول تعيين كنند. هميشه اين طور نيست كه مشتري كالاي با قيمت پايين را خريداري كند.

8- صرفه جويي غيرمنطقي در هزينه ها: در هر شركت يا كسب و كار فعاليت هاي مختلفي انجام مي شود كه شما به عنوان كارآفرين شخصا قادر به انجام بسياري از آن ها هستيد. در نگاه اول ممكن است اين ايده وسوسه كننده به نظر رسد كه با انجام كارها، در هزينه هاي استخدام نيروي كار صرفه جويي خواهيد كرد اما با اين اقدام در بلندمدت از وظايف اصلي خود بازخواهيد ماند.

9- استخدام نيروي كار ارزان: به ياد داشته باشيد هر قدر پول بدهيد آش خواهيد خورد. استخدام افراد با دستمزد پايين به اين معناست كه آن افراد تبحر و تخصص لازم را براي انجام امور شركت ندارند. حتي اگر متخصص باشند و به اجبار دستمزد پايين را بپذيرند، آن طور كه بايد كار نخواهند كرد. بنابراين هر كس از راه رسيد و دستمزد پايين را پذيرفت استخدام نكنيد. صبر كنيد تا فرد مورد نظر را كه از توانايي هاي لازم جهت پيشبرد اهداف شركت برخوردار است، بيابيد با اين كار در بلندمدت در بسياري از هزينه ها صرفه جويي خواهيد كرد و كارآيي را افزايش خواهيد داد.

10- بي توجهي به تنها يك حوزه از كسب و كار: كارشناسان متفق القول معتقدند هم كسب و كار از سه حوزه اصلي تشكيل شده است: فروش و بازاريابي، امور مالي و مديريتي و عمليات. شما به عنوان كارآفرين بايد هر سه حوزه را همزمان و سازگار با هم پيش ببريد نه صرفا حوزه اي را كه در آن تبحر داريد. در زمينه هايي كه تبحري نداريد از افراد متخصص استفاده كنيد.

11- نظارت نداشتن: مديران موفق كساني هستند كه قادرند در تمام حوزه هاي فعاليت اقتصادي شركت، كارآيي و ميزان موفقيت را اندازه گيري كنند. به عبارت ديگر چيزي را كه نمي توانيد اندازه گيري كنيد، نمي توانيد مديريت كنيد. از همان روز اول فعاليت شركت همه چيز بايد ثبت شده و روند تغييرات با دقت مورد بررسي قرار گيرد. مقايسه ميزان پيشرفت با اهدافي كه از پيش در جدول زماني بريا شركت تعيين كرده ايد به شما نشان خواهد داد در كجاي مسير قرار داريد و در آينده چطور بايد حركت كنيد تا عقب ماندگي ها جبران شود. فواصل زماي ارزيابي حساب هاي مالي و معيارهاي پيشرفت به نوع فعاليت شركت بستگي دارد اما هر چه اين فواصل كوتاه تر باشد درك شما از وضعيت شركت بيش تر خواهد بود.

12- برقرار نكردن رابطه بلندمدت تجاري با مشتري ها: يكي از كليدهاي موفقيت كسب و كار، برقراري رابطه بلندمدت و سودده با مشتري هايي است كه براي نخستين بار از كالا و خدمات شما استفاده مي كنند. در دنياي كنوني تجارت، روابط بلندمدت با مصرف كننده حرف نخست را در سوددهي شركت مي زند. براي موفقيت در برقراري اين رابطه بيش از آنچه وعده داده ايد خدمات به مشتري ارايه دهيد.

منبع: www. Businessweek.com



m


شنبه چهارم خرداد 1387-9:20 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
بنيان هاي موفقيت كسب و كارهاي كوچك

 عامل اصلي موفقيت كسب و كارهاي كوچك، دستيابي به فرمولي مبتني بر استراتژي هاي اثبات شده و اصول نوآورانه بازاريابي است. اين فرمول بنيادي است كه ديگر اقدامات، استراتژي ها و تاكتيك هاي شما را حمايت خواهد كرد. يك بنياد موفق شامل چارچوب ذهني شما و نيز اهداف مياني خاصي است كه براي كمك به شما براي رسيدن به هدف اصلي تان يعني موفق شدن در كسب و كار تعيين شده اند.

در مقاله حاضر به هفت اقدامي كه عناصر اصلي اين فرمول را تشكيل مي دهند اشاره مي كنيم.

1- اعتماد به خود: هرگز براي خود و اهداف تان محدوديت قايل نشويد. از فرمول «بزرگ فكر كن، از كوچك آغاز كن، سريع رشد كن» استفاده كنيد. هيچ چيز جز خودتان نمي تواند محدوديتي براي روياهاي شما به وجود آورد. رويكرد مثبت و اعتماد به نفس ويژگي هاي اصلي كارآفرين هاي موفق هستند. اين دو عامل شاخص خوبي براي موفقيت شما در كسب و كارتان است. ويليام جيمز فيلسوف و روانشناس بزرگ مي گويد: «بزرگ ترين كشف نسل معاصر اين است كه انسان با تغيير رويكرد ذهني خود سرنوشت خويش را تغيير دهد.»

2- تعيين هدف: در تلاش براي موفقيت، تعيين هدف جزو مهم ترين روندهاست. گفته مي شود هدف عبارت است از رويايي كه براي تحقق آن مهلتي تعيين شده باشد. اهداف بايد مكتوب، ويژه شما، مشخص، قابل دستيابي، قابل اندازه گيري و زمانمند باشد. زمان كافي را صرف تفكر درباره حداقل پنج هدف خود در زندگي شخصي، حرفه اي و خانوادگي تان كنيد. داشتن هدف با ويژگي هاي بالا نخستين قدم در راه روياهاي شماست و تمام اقدامات شما را جهت مند و شفاف مي كند.

3- تدوين برنامه: رويكرد شما مبناي موفقيت ها و شكست هاي شما در زندگي هستند. ذهن شما بيش از هرچيز ديگر ميزان موفقيت شما را تعيين مي كند. تحقق اهداف شخصي يك گزينه است كه بعضي آن را انتخاب مي كنند ولي اكثر انسان ها آگاهانه يا ناخودآگاه آن را انتخاب نمي كنند اما براي گروه اول همه چيز با برنامه ريزي شروع مي شود.

4- اقدام كنيد: براي رسيدن به آرزوهاي خود در زندگي چه اقداماتي بايد انجام دهيد؟ پس از پاسخ دادن به اين پرسش، فورا اقدام را آغاز كنيد. موفقيت اتفاق نمي افتد بايد براي آن جدي باشيد و اقدام كنيد. اكنون كه با پشت سر گذاشتن سه اقدام پيش اهداف تان را مي شناسيد، برنامه داريد و با اعتماد به نفس حركت مي كنيد، نوبت اقدام است.

5- آموختن مادام العمر: همواره به آموختن ادامه دهيد. نوع اهداف، حرفه، خانواده و... در اين زمينه نبايد تاثير بگذارد. با آموختن احساس حيات مي كنيد و توانايي تان در غلبه بر موانع بيش تر مي شود.

6- خدمت رساني: فعاليت هاي شما در حوزه هاي مختلف زندگي بايد با هدف خدمت به ديگران انجام شود. براي آن كار مي توانيد در فعاليت هاي داوطلبانه مشاركت كنيد، تجارب خود را در اختيار ديگران قرار دهيد. از خود بپرسيد چه مهارت ها، تجارب و دانشي داريد كه با آن مي توانيد به اطرافيانتان كمك كنيد. موفقيت واقعي در كمك به موفق شدن ديگران نهفته است.

7- قدرداني: براي هر روزي كه زندگي مي كنيد شكرگزار باشيد. زندگي بسيار ارزشمند است بايد ارزش و قدر آن را بدانيد و از آن لذت ببريد. همچنين از كساني كه در زندگي تان نقش دارند تشكر كنيد. بدون شك نتيجه مثبت آن را خواهيد ديد.

منبع: هفته نامه بيزنس ويك 

 


شنبه چهارم خرداد 1387-9:14 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
چه نوع تبليغي موجب فروش مي‌شود؟

چه نوع تبليغي موجب فروش مي‌شود؟ ::

من تبليغات را نه به عنوان سرگرمي يا نوعي هنر، بلكه به عنوان يك اطلاع‌رساني مي‌بينم. وقتي يك آگهي تبليغاتي را مي‌نويسم، نمي‌خواهم بگوييد كه آن را خلاقانه مي‌بينيد، بلكه دوست دارم آن را آن‌قدر جالب بيابيد كه محصول موردنظر را بخريد. وقتي اسكينيز سخنراني مي‌كرد، مردم مي‌گفتند: "چقدر خوب سخنراني مي‌كند"اما وقتي كه دموستنس سخنراني مي‌كرد، آنها مي‌گفتند: "بيايد در برابر فيليپ بايستيم."در كتابم با عنوان اعترافات يك مرد تبليغاتچي كه در سال 1963 منتشر شد، داستان چگونگي پيدايش شركت اگيلوي و ماثر و اصولي را كه موفقيت اوليه ما بر آن مبتني بود بيان كردم. آنچه كه زماني چيزي بيش از يك بوتيك تبليغاتي مبتكر در نيويورك نبود بعدها تبديل به يكي از چهار شركت بزرگ تبليغاتي در جهان با 140 شعبه در 40 كشور جهان شد. اصول ما به نظر كارا بود. اما من اينك پيرتر از آنم كه يك مجلة فرانسوي مرا به عنوان تنها بازمانده از گروه مرداني كه به ظن آنها در خدمت انقلاب صنعتي بوده‌اند در كنار آدام اسميت، اديسون، كارل ماركس، راكفلر، فورد و كينز قرار دهد. آيا سن زياد، از كيفيت كار من براي نوشتن درباره تبليغات در دنياي امروز مي‌كاهد؟ يا برعكس، اين امر به من كمك مي‌كند تا حقايق جاوداني تبليغات را از روش‌هاي گذراي آن جدا كنم؟ هنگامي كه من مغازه‌ام را در سال 1949 در خيابان مدريسون برپا كردم، بر اين باور بودم كه قبل از بازنشسته شدن من، تحولات عمده‌اي در عرصه تبليغات رخ خواهد داد. تا حال، فقط يك تحول را مي‌توان عمده خواند: تلويزيون به عنوان كاراترين رسانه براي فروش اكثر محصولات پا به ميدان گذاشته است. البته تغييرات ديگري نيز رخ داده‌اند و من بايد درباره آنها هم توضيح دهم. اما اهميت آنها از سوي صاحب‌نظراني كه در جست و جوي شيوه‌هاي نوين هستند با اغراق مطرح شده است. براي مثال، مفهوم تصوير نام تجاري كه من در سال 1953 آن را به عرصة افكار عمومي كشاندم واقعاً جديد نبود و كلود هاپكينز آن را 20 سال پيشتر مطرح كرده بود. به همين ترتيب، اصطلاح "انقلاب مبتكرانه"كه در دهه پنجاه به بيل بربناخ و خود من نسبت داده مي‌شد به راحتي مي‌توانست به ان. دبليو. آيرويانگ و رابيكم در دهة سي نسبت داده شود. در همين حال، بيشتر فنون تبليغات كه در زمان تأليف كتابم "اعترافات يك مرد تبليغاتچي"مؤثر بود امروز به كار مي‌آيند. مصرف‌كنندگان هنوز محصولاتي را مي‌خرند كه به آنها قول چيز باارزشي در برابر پول؛ زيبابي؛ تغذيه مناسب؛ رهايي از درد؛ موقعيت اجتماعي و امثال آن را مي‌دهند. وضعيت در تمام دنيا همين‌گونه است. با چنين اظهارنظري، من خطر مؤاخذه شدن از سوي جاهلاني را كه فكر مي‌كنند هر روش تبليغاتي كه بيش از دو سال مورد استفاده قرار گيرد به طور قطعي منسوخ شدني است، به جان مي‌خرم. آنها از آگهي‌هاي تلويزيوني از نوع برشي از زندگي، نمايش‌ها و نماهاي درشت از آدم‌هاي سخنگو (چهره‌هاي حراف) انتقاد مي‌كنند و چشم خود را بر روي حقيقت مي‌بندند كه اين روش‌ها هنوز زنگ صندوق فروشگاه‌ها را به صدا درمي‌آورند. اگر آنها اشعار هوراس را خوانده باشند، خواهند گفت كه من آدم كج‌خلق و غرغرويي هستم كه با وجود نرسيدن به بلوغ مي‌خواهم راه و رسم روزگار را ارزيابي كنم و با ايفاي نقش يك منتقد، نسل جديد را اصلاح و هدايت كنم! خب كه چي؟ هميشه ديوانه‌هاي پرسر و صدايي دور و بر صنعت تبليغات بوده‌اند. تجارت متكي به سهام آنها شامل شوخي نژادي، طراحي هنري عجيب و خارج از قاعده، نكوهش تحقيق و ادعاي نابغه بودن است. اينان به‌ندرت معلوم مي‌شوند، چون مجذوب مشترياني مي‌شوند كه گول لفاظي‌هاي آنان را خورده‌اند و البته مسئوليت نتايج حاصله در فروش را به عهده نمي‌گيرند. تلاش‌هاي تبليغات آنها در مهماني‌هاي نيويورك، سان‌فرانسيسكو و لندن موردتوجه قرار نمي‌گيرند. ولي در شيكاگو كمتر آن را جدي مي‌گيرند. در روزهايي كه من در تلاشها و مبارزات هوشمندانه مجله نيويوركر ورزيده مي‌شدم، قهرمان اين گروه بودم، اما وقتي در رشتة تبليغات در رسانه‌هاي جمعي فارغ‌التحصيل شدم و كتابي نوشتم كه در آن ارزش فراواني براي تحقيق قايل شدم، ماية عذابشان شدم. من خود را با اين فكركه از مجموع آنها بيشتر فروش داشته‌ام، راحت مي‌كنم. برخي اوقات به خاطر تحميل "قواعد"، مورد حمله قرار مي‌گيرم. هيچ چيز فراتر از حقيقت نيست. من از قوانين و مقررات متنفرم. تمامي آن‌چه كه من انجام مي‌دهم گزارش درباره واكنش مصرف‌كنندگان نسبت به محرك‌هاي مختلف است. من شايد به اين آگهي‌نويس بگويم: "تحقيقات نشان مي‌دهند آگهي‌هايي كه افراد مشهور در آن شركت مي‌كنند از لحاظ ترغيب مصرف‌كنندگان به خريد، پايين‌تر از حد ميانگين‌اند. آيا مطمئني كه مي‌خواهي از يك فرد مشهور استفاده كني؟ آيا اين يك قانون است؟"يا شايد به يك مدير هنري بگويم: "تحقيقات نشان مي‌دهد كه اگر طرح به رنگ مشكي در زمينه سفيد باشد نسبت به وقتي كه طرح به رنگ سفيد در زمينه مشكي قرار مي‌گيرد افراد بيشتري آن را مي‌خوانند"شايد اين يك نكتة هشداردهنده و آگهي‌بخش باشد، ولي به سختي مي‌شود آن را يك قانون خواند.

در انگلستان قرن هجدم، گروهي از ماماها تلاش زيادي در جهت كاهش نرخ مرگ و مير نوزادان و مادران به هنگام وضع حمل نسبت به رقبايشان به عمل آوردند، آنها رازي داشتند كه با تعصب از آن مراقبت مي‌كردند؛ تا اينكه يك دانشجوي كنجكاو پزشكي بر بام زايشگاه رفت و از نورگير، چنگك زايمان (فورسپس) را كه اختراع كرده بودند، ديد. راز،‌ به نفع ماماها و بيمارهايشان، برملا شده بود. متخصصان زنان و زايمان امروز اكتشافاتشان را مخفي نمي‌كنند، بلكه آن را منتشر مي‌كنند. من از همكارانم سپاسگزارم كه به من اجازه دادند تا اسرار خود را منتشر كنم. اما بايد اضافه كنم كه نظريات موردي كه بيان شده‌اند، الزاماً منعكس كننده نظريات علمي شركتي نيست كه مرا استخدام مي‌كند.

چه نوع تبليغي موجب فروش مي‌شود؟

فرض كنيد كه كارتان را امروز صبح با حضور در بنگاه تبليغاتي من آغاز كرده‌ايد و در دفتر من لميده‌ايد تا توصيه‌هايي را بشنويد. من با توضيحات كلي دربارة چگونگي انجام دادن كارتان شروع خواهم كرد. در فصل‌هاي بعدي دربارة ساختن تبليغات براي مجلات، روزنامه‌ها، تلويزيون و راديو توصيه‌هاي مشخص‌تري به شما خواهم كرد. مي‌خواهم از شما به خاطر ساده كردن بيش از حد برخي موضوعات بسيار پيچيده و همين‌طور براي تنگ‌نظري در روش خودم و اصرار بر خلاصه كردن، معذرت بخواهم. ما هر دو عجله داريم. اولين چيزي كه بايد بگويم اين است كه شايد شما اهميت تفاوت بين يك آگهي با ديگري را متوجه نشويد. جان كيپلز، سردمدار آگهي‌هاي پاسخ مستقيم، مي‌گويد: "من يك آگهي را ديده‌ام كه نه دو برابر، نه سه برابر بلكه نوزده و نيم برابر ديگري موجب فروش شد. هر دوي اين آگهي‌ها فضاي يكساني را اشغال كرده بودند. هر دو در يك نشريه به چاپ رسيدند. هر دو، مزين به عكس بودند. براي هر دو متن‌هاي دقيقي نوشته شده بود. تفاوت در اين بود كه يكي ابزار درست و ديگري ابزار غلطي را به كار گرفته بود".

تبليغات غلط مي‌تواند عملاً ميزان فروش يك محصول را كاهش دهد. شنيده‌ام كه جرج هي‌براون، كه زماني رئيس تحقيقات بازاريابي در شركت فورد بود، آگهي‌هايي را به طور يكي در ميان در مجله ريدرزدايجست به چاپ رساند. در پايان سال، كساني كه آگهي را نديده بودند نسبت به كساني كه ديده بودند اتومبيل‌هاي فورد بيشتري خريداري كردند. در يك تحقيق ديگر معلوم شد كه مصرف يك نوشيدني خاص در ميان افرادي كه آگهي آن را در ياد داشتند كمتر از افرادي بود كه آن را فراموش كرده بودند. توليدكننده نوشابه ميليون‌ها دلار صرف تبليغاتي كرده بود كه باعث فروش نرفتن آن مي‌شد. من گاهي شگفت‌زده مي‌شوم كه گويي توطئه‌اي تلويحي بين مشتريان، مطبوعات و بنگاه‌هاي تبليغاتي در جريان است تا از چنين تجربه‌ها و آزمون‌هاي جانانه‌اي دوري كنند. همه افراد درگير در امر تبليغات، سهم معيني در تداوم اين افسانه دارند كه همه آگهي‌هاي تبليغاتي، فروش را به نحوي بالا مي‌برند، اما اين‌طور نيست!

 



جمعه نوزدهم بهمن 1386-2:8 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
كودكان خود را به مديران اقتصادي بدل كنيد

كودكان خود را به مديران اقتصادي بدل كنيد ::

رابرت کیوساکی نويسندهء كتاب «پدران پولدار، پدران فقير» مي‌گويد كه آموزش مسايل اقتصادي به كودكان را بايد از سن كم شروع كرد. او مي‌گويد كه تجربه نشان داده كه اگر به كودكان اصول سادهء اقتصاد آموخته شود آن‌ها در بزرگسالي بهتر مي‌توانند مسايل مالي خود را مديريت كنند و كم‌تر پول خود را هدر مي‌دهند، اين‌ها توصيه‌هاي دكتر رابرت كيوفسكي براي در ميان گذاشتن مسايل اقتصادي با كودكان و چگونگي طرح اين مسايل است.

استفاده از چك‌هاي شخصي را به كودكان خود ياد بدهيد

پول ماهانهء كودكان خود (پول توجيبي) آن‌ها را به صورت يك جا پرداخت نكنيد. به آن‌ها بگوييد كه در طول يك ماه در آن حدي كه شما در نظر گرفته‌ايد اعتبار دارند. هر زمان كه به پولي نياز داشتند بايد با يك كاغذ به شكل چك آن مقدار پول را دريافت كنند. در صورتي كه در يك ماه مبلغ مورد نظر آن‌ها از مبلغي كه شما در نظر گرفتيد بيش‌تر شد به آن‌ها توضيح بدهيد كه اين پول را از حساب ماه بعد آن‌ها كسر خواهيد كرد. اگر در اين شيوه سخت‌گيري به خرج دهيد آن‌ها متوجه معناي واژه‌هايي چون اعتبار داشتن و بدهكار بودن را به خوبي متوجه خواهند شد.

از كودكان خود بخواهيد كه پس‌انداز كنند

كودكان و نوجوانان معمولا به راحتي پول خرج مي‌كنند و علاقه‌اي به پس‌انداز كردن ندارند اما بايد اين مساله را به آنان آموخت كه پس‌انداز كردن يكي از بهترين مسايل زندگي پيش روي آن‌هاست با هدف قرار دادن يك چيز مهم و دوست داشتني براي كودكان، مثلا يك دوچرخه يا يك بازي كامپيوتري يا يك عروسك مي‌توان پس‌انداز كردن را به آن‌ها آموخت. كافي است به كودك تفهيم شود كه براي خريد هر كدام از اين موارد بايد در هر ماه مبلغ مشخصي از پولش را كنار بگذارد و به آن دست نزند. براي تشويق كودك مي‌توان پس از چند ماه باقي ماندهء پول را به عنوان جايزه به او داد.

آموزش سه شيوهء پس‌انداز

پس از اين كه به كودكان شيوهء پس‌انداز كردن را آموختيد به آن‌ها بگوييد كه پس‌انداز كردن را مي‌توان در سه بخش مجزا تعريف كرد.

 بهتر است براي آموزش اين سه نوع پس‌انداز به كودكان از سه شيوه استفاده كرد. كيوفسكي اين گونه پيشنهاد مي‌دهد: «بهتر است كه براي كودكان سه فرم را در اين گونه تعريف كرد، اول پس‌انداز طولاني مدت كه بهتر است در اين فرم كودكان پول معيني را در هر سال به شما بسپارند تا براي خريد وسايل مورد نياز خودشان در آينده از آن استفاده كنند، در فرم كوتاه‌مدت مي‌توان قلك يا جعبه‌اي به كودك داد تا پول هفتگي يا ماهانهء خود را در آن نگه دارد و خود مسوول دخل و خرج آن باشد. در مورد سوم كه در نظر گرفتن آن كاملا اختياري است مي‌توان از كودك خواست كه پول‌هاي خرد و بسيار كم را كه به نظرش ارزشي ندارند براي مصارف خيريه و اعانه دادن پس‌انداز كند، كودك با تمرين پس‌انداز كردن‌هاي اين گونه مفاهيم اقتصادي زيادي را متوجه خواهد شد.»

منبع: ريدزردايجست


 



جمعه نوزدهم بهمن 1386-1:6 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته



ادامه مطلب


یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386-11:12 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته



ادامه مطلب


یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386-11:9 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
كارآفريني يك هنر موروثي نيست

كارآفريني يك هنر موروثي نيست ،يك انديشه قابل پرورش و كوشش اصولي است .به نظر پيتر دراكر اساسي ترين كارآفريني ، نوآوري است .و نوآوري بيشتر از آنكه يك هوش سرشار و نبوغ شخصيتي باشد ،يك شيوه عمل است كه لازمه اش دانش ،توانايي،دقت و كار هدف دار است .نوآوري مي تواند به عنوان يك رشته علمي ،در فرصت هاي نوآور ي تجربه شود .اين فرصت ها قابل دسته بندي بوده ،مديران با جستجوي هوشمندانه در آنها مي توانند تغييرات هدفدار در توانايي هاي اقتصادي و اجتماعي سازمان بوجود آورند .مقاله دركر نگرشي نو ،در باب نوآوري است كه مي تواند به عنوان راهنماي عملي مديران در عرصه هاي مختلف كارآفريني تجربه شود.


اين روزها مباحث فراواني پيرامون ويژگيهاي شخصيت كارآفرين مطرح است ،ليكن تنها تعداد كمي از كارآفريناني كه من طي سه سال گذشته با آنها برخورد كرده ام ،از چنين ويژگيهايي برخوردار بوده اند.من پي برده ام كه بسياري از افراد (فروشندگان ،جراحان ،روزنامه نگاران ،پژوهشگران و حت ي موسيقيدانان)،حداقل در مواردي كارآفرين هستند.در مجموع استنباط من از كارآفرينان موفق اين است كه كارآفريني نوع خاصي از شخصيت نبوده،بلكه ناشي از منظم بودن نوآوري است .

نوآوري وظيفه اي ويژه بريا كارآفريني است ،چه در يك صنعت باشد ،يا در يك نهاد خدمات عمومي و يا در كاري كه فرد به تنهايي يك آشپزخانه خانوادگي انجام مي دهد و بدين معناست كه از طريق كارآفرين مي تواند هم ثروتهاي جديد ايجاد كرده ،منبع آفرين باشد و هم به منابع موجود ،استعداد بيشتري بريا ثروت آفريني ببخشد.

امروز تعريف مناسب كارآفريني با بيشترين ابهام روبروست .برخي صاحبنظران اين واژه را براي اشاره به همه صنعت هاي كوچك بكار مي برند و برخي ديگر براي صنعت هاي جديد از آن استفاده مي كنند.به هر حال،موسسات كارآمد فراواني وجود دارند كه از كارآفريني بطور موفقيت آميزي بهره برداري مي كنند.بنابراين ،اين اصطلاح به اندازه يا عمر خاصي از سازمان اشاره نمي كند.بلكه منظور از آن ،نوع خاصي از عملكرد است كه در بطن آن نوآوري نهفته است .نوآوري كوششي براي ايجاد تغييرات هدف دار در توانايي هاي اقتصادي يا اجتماعي سازمان است .

منابع نوآوري

نوآوري مي تواند ناشي از نبوغ افراد و تراوشات قريحه آنها باشد .ليكن ،اكثر نوآوريها ،به ويژه نوآوريهاي موفق ناشي از جستجوي هوشمندانه در فرصتهاي نوآوري است ،كه تنها در موقعيتهاي خاصي به دست مي آيد.

در يك شركت يا صنعت چهار نمونه از اين فرصتها وجود دارند كه عبارتند از :

رويدادهاي غيرمنتظره

-ناسازگاريها

-نيازهاي فرآيندي

-تغييرات صنعت و بازار

سه منبع ديگر فرصته ها در خارج از شركت ،در محيطهاي اجتماعي و فكري ايجاد مي شو ند كه عبارتند از :

-تغيير ويژگيهاي جمعيت

-تغيير نگرش

-دانش جديد

اين منابع همپوشي داشته ،ليكن از نظر ريسك پذيري ،دشواري و پيچيدگي با يكديگر تفاوت دارند و در يك زمان ،بيشتر از يك مورد آنها مي تواند عامل نوآوري شود.به هر حال ،موارد فوق علت اكثر فرصتهاي نوآوري را بيان مي كنند.

رويدادهاي غيرمنتظره

ابتدا به آسانترين و ساده ترين فرصت نوآوري توجه كنيد :

غيرمنتظره بودن .اوايل دهه 1930،آي . بي .ام نخستين ماشين حساب مدرن خود را براي بانك ها طراحي و عرضه نمود .ليكن بانكها در سال 1933 تجهيزات جديد را نخريدند.آنچه باعث نجات شركت گرديد،كشف يك موقعيت غيرمنظره توسط توماس واتسون ،موسس و مدير عامل شركت بود كه از ان بهره برداري شد :كتابخانه عمومي نيويورك متقاضي خريد ماشين بود.برخلاف بانكها،كتابخانه ها در آن زمان پول داشتند،در نتيجه واتسون توانست بيشتر از يكصد عدد از ماشين هاي غير قابل فروش در جاي ديگر را به كتابخانه ها بفروشد.

15 سال بعد،هنگامي كه هر كس فكر مي كرد رايانه ها براي كارهاي علمي پيشرفته طراحي شده اند،بازار بطور باور نكردني ،متقاضي ماشين هايي شد كه بتوانند ليست حقوق تهيه نمايند. يونيواك كه داراي پيشرفته ترين ماشينها بود ، كاربرد هاي حرفه اي را كنار گذاشته بود ،ولي آي .بي .ام فورا تشخيص داد كه با يك موقعيت غيرمنتظره روبروست و در اصل ،همان ماشين هاي يونيواك را براي كاربردها ي معمولي نظير پرداخت و تهيه ليست حقوق،مجددا طراحي كرد و طي پنج سال در صنعت رايانه ” پيشرو “ گرديد، موقعيتي كه تا امروز نيز حفظ كرده است .

شكستهاي غير قابل انتظار نيز مي توانند منابع مهمي بريا ايجاد فرصتهاي نوآوري باشند.همگان از شكست فوردادسل بعنوان بزرگترين شكست در تاريخ اتوموبيل هاي جديد اطلاع دارند.آنچه كه فقط افراد كمي از آن خبر دارند اين است كه شكست ادسل باعث موفقيت هاي بعدي شركت شد.فورد،اتوموبيل ادسل را كه تا آن زمان دقيق ترين ماشين در تاريخ اتوموبيل سازي آمريكا بود برنامه ريزي كرد تا بتواند خط توليد انبوهي را به شركت ارائه نمايد كه قابل رقابت با جنرال موتورز باشد.زماني كه علي رغم همه برنامه ريزيها ،پژوهش هاي بازار و طراحي هايي كه بر روي ادسل انجام گرفته بود،با شكست مواجه شد ،فورد تشخيص داد كه در بازار اتوموبيل ،اتفاقاتي رخ داده است كه بر خلاف پنداشته هاي اصلي جنرال موتورز و ساير شركتها يي است كه در حال طراحي و بازار يابي اتوموبيل هستند.چندي بعد ،تقسيم بازار كه اوايل بر مبناي گروههاي درآمدي انجام مي شد،بر اساس اصل جديدي انجام گرفت كه امروزه ”سبك زندگي “ ناميده مي شود . پاسخ فورد،ساخت ماشين جديد موستانگ بود .ماشيني كه باعث شد شركت محبوبيت خاصي پيدا كرده ،مجددا در صنعت پيشرو گردد.

موفقيتها و شكست هاي غيرمنتظره منابع مهمي براي ايجاد فرصتهاي نوآوري هستند.چراكه اكثر موسسات به انها بي توجه بوده ، حتي از انها هراسان مي شوند. دانشمند آلماني كه در سال 1905 نووكائين را كه اولين داروي مخدر است ساخت ،قصد داشت از آن بريا اعمال جراحي بزرگ نظير جراحي قطع دست استفاده شود .با اين وجود ، جراحان ” بيهوشي عمومي “ را براي چنين عمل هايي ترجيح دادند،كاري كه اكنون نيز ادامه دارد.در عوض نووكائين شاهد درخواست فوري از داندانپزشكان بود .مخترع اين دارو سالها ي آخر عمرش را صرف مسافرت بين دانشكده هاي دندانپزشكي نمود،برا ي اينكه از اين اختراع عالي استفاده نادرست نشده و در راهي كه وي قصد نداشته مورد استفاده قرار نگيرد.

تمسخر آميز به نظر مي رسد ،ليكن بايد پذيرفت كه نگرش مديران به رويدادهاي غير منتظره عبارت است از :” آن نبايد اتفاق مي افتاد“ ،سيستم ها ي گزارش دهنده نيز اين واكنش را تشديد مي كنند.چراكه آنها نسبتا به امكانت پيش بيني نشده بي توجه هستند.گزارشه هاي ماهانه يا هفتگي نيز در صفحه اول خود ،فهرستي از مشكلات را درج مي كنند كه بيانگر حوزه هايي است كه در آنجا نتايج در حد انتظار نيست .البته چنين اطلاعاتي ضروري است و از وخامت اوضاع جلوگيري مي كند،ولي موجب به تعويق افتادن شناخت فرصتهاي جديد مي شود .اولين شناخت

از فرصت احتمالي ،معمولا در جايي صورت مي گيرد كه شركت در آن بودجه بيشتري صرف كرده است .بنابراين تلاشهاي كارآفريني حقيقتا دو ” صفحه “ دارند: يك صفحه مشكل و يك صفحه فرصت و مديران بايد بريا هر دو زمان يكساني صرف كنند.

ناسازگاريها

لابراتوار الكان يكي از نمونه هاي موفق دهه 1960 است و اين بدين خاطر است كه بيل گانر ، موسس شركت ،از يك ناسازگاري در تكنولوژي پزشكي بهره برداري كرد. عمل آب مرواريد چشم ،سومين يا چهارمين جراجي مرسوم در جهان است .طي سيصد سال پزشكان به اين نتيجه رسيده بودند كه تنها پس از رسيدن كامل آب مرواريد،با بريدن يك رباط آنرا از چشم بيرون آورند.جراحان چشم لزوم بريدن اين رباط را آموخته و با موفقيت كامل انجام مي دادند.ولي اين شيوه با ساير روشها ي جراحي تفاوت بسيار داشت و اغلب از آن هراس داشتند. اين نمونه اي از يك ناسازگاري بود .مدت پنجاه سال بود كه پزشكان آنزيمي را مي شناختند كه مي توانست اين رباط را بدون نياز به بريدن و عمل جراحي حل كند..آل كانر يك ماده افزودني به اين ماده اضافه كرد كه باعث شد ماندگاري آن به چند ماه برسد.جراحان چشم به خوبي از اين تركيب جديد استفاده كردند و الكان عرضه كننده انحصاري جهاني اين دارو شد.پنجاه سال بعد،نستل اين شركت را با قيمت اعجاب آوري خريداري كرد.

اين نوع ناسازگاريها ،در روند منطقي يا دوره اي يك فرآيند، تنها يكي از راههايي است كه مي تواند فرصتهاي نوآوري را افزايش دهد.

منبع ديگر ،ناسازگاري بين واقعيتهاي اقتصادي است .براي مثال هنگامي كه صنعتي در بازار از رشد ثابتي برخوردار است ولي سود نهايي آن كاهش مي يابد ، يك ناسازگاري وجود دارد .نمونه اي از اين نوع ، صنايع فولاد در كشورهاي توسعه يافته بين دهه هاي 50 تا 70 است كه واكنش نوآورانه ،” كارخانجات كوچكتر “ بود.

ناسازگاري بين انتظارات و نتايج نيز مي تواند راهي بريا نوآوري باشد .پنجاه سال بعد از شروع اين قرن ،شركتهاي كشتي سازي و دست اندركار در صنعت كشتي ،بطور جدي به دنبال ساخت كشتي هايي با سرعت زياد و سوخت كمتر بودند.با اين وجود ،حتي شركتهايي كه توانستند چنين كشتي هايي بسازند با ركود اقتصادي كشتي هاي باركش اقيانوسي مواجه شدند.از سال 1950 و بعد از آن ،باركشهاي اقيانوسي در حال از بين رفتن بودند،اگرچه هيچ زماني بطور كامل از بين نرفتند.به هر حال ،همه اشتباه در اين بود كه بين مفروضات صنعت و واقعيات ناسازگاري وجود داشت .هزينه واقعي ناشي از انجام كار روي دريا نبود،بلكه ناشي از انجام ندادن كار(بيكار نشستن در بندر ) بود.آن زمان كه مديران پي بردند،هزينه دقيقا در كجا قرار دارد،نوآوري شكل گرفت :كشتي نقاله دار و كشتي كانتينر دار.اين راه حل جديد ،همان تكنولوژي قديمي بود كه 30 سال در راه آهن و حمل و نقل هاي كاميوني استفاده مي شد .در اينجا يك تغيير در نگرش و نه تغيير در تكنولوژي ،اقتصاد كشت ي نوردي اقيانوسي را بطور كامل تغيير داد و انرا به يكي از بزرگترين صنايع رشد يافته در بيست يا سي سال گذشته تبديل كرد.

نيازهاي فرآيندي

هركس در ژاپن زندگي كرده باشد مي داند كه اين كشور سيستم مدرن بزرگراهي ندارد.جاده ها هنوز هم همان راههايي هستند كه در قرن دهم ساخته شده بود.آنچه باعث شد اين سيستم بتواند براي اتوموبيل ها و كاميونها قابل استفاده شود،نصب و استفاده از منعكس كننده هايي بود كه در بزرگراهها ي آمريكا استفاده مي شد .از اوايل دهه 1930 با نصب اين منعكس كننده ها . هر اتوموبيل مي تواند اتوموبيل هاي ديگر زا در هر كدام از جهت ها ي شش گانه ببيند.اين نوآوري كوچك كه موجب كاهش بار ترافيك و حوادث گرديد ،ناشي از يك نياز فرآيندي است .

آنچه اكنون ما آنرا رسانه هاي گروهي مي ناميم از دو نوع نوآوري سرچشمه گرفته است كه حدود سالهاي 1890 در پاسخ به يك نياز فرآيندي بوجود آمد.نوآوري نخست ،ماشين چاپ مرجنتالر است كه چاپ روزنامه هايي با تيراژ و سرعت زياد را ممكن ساخت .نوآوري اجتماعي ديگر ،استفاده از شيوه جدي تبليغات(آگهي ها ) است كه اولين ناشران واقعي روزنامه يعني آدولف اوچز از روزنامه نيورك تايمز و جوزف پوليترز از نيويورك ورد و ويليام راندولف هرست آنرا ابداع كردند.اين آگهي ها موجب شد ناشران بتوانند اخبار را بطور رايگان و با سود حاصل از تبليغات انتشار دهد.

تغييرات صنعت و بازار

شايد مديران معتقد باشند كه ساختارهاي صنعتي تغيير ناپذيرند.ولي اين ساختارها مي توانند و اغلب نيز همين طور است كه يك شبه تغيير مي كنند.اين تغيير فرصتهاي زيادي را براي نوآوري بوجود مي آورد.

يكي از نمونه هاي بسيار موفق در تجارت آمريكا در دهه هاي اخير،شركت دلالي و كارگزاري دونالد سون، لوفكين و ژنرت است كه اخيرا مورد پذيرش انجمن تضمين زندگي منصفانه قرار گرفته است .

دي .ال. جي در سال 1960 توسط سه مرد جوان كه هر سه فارغ التحصيل مدرسه بازرگاني هاروارد بودند تاسيس گرديد.آنها پي بردند كه هر زماني كه سرمايه گذاران بر امور زير بنايي تسلط يابند،ساختار بازار مالي نيز تغيير مي يابد.اين مردان كه در واقع نه سرمايه اي داشتند و نه جايي مرتبط بودند،در طي چند سال ،شركت آنها به رهبري صنعت رسيد و تبديل به يكي از كارگزاران موفق و فعال در وال استريت گرديد و سپس بين المللي شد.

به طور مشابه ،تغيير ساختار صنعت نيز ،فرصت هاي فراوان نوآوري را براي تامين كنندگان لوازم خدمات بهداشتي آمريكا بوجود آورد.در طي 10 يا 15 سال گذشته،كلينيك هاي جراحي و روانپزشكي و مراكز اورژانس مستقلي در سراسر اين كشور بوجود آمد .فرصت هاي مشابهي نيز از طريق ارتباطات از راه دور هم در تجهيزات (از طريق شركتهايي نظير رولم ) و هم در حمل و نقل (از طريق شركت هاي ام .سي.آي ) و اسپيرنيت با اين تحول صنعتي همراه بودند .

هنگامي كه يك صنعت به سرعت رشد مي كند ،بطوري كه در حالتهاي بحراني رشد 40 درصد ،طي 10 سال يا كمتر داشته باشد ،ساختار آن نيز تغيير مي كند. شركتهاي مسلط در بازار ،به جاي اين كه شركتهاي تازه وارد را مورد تهاجم قرار دهند ،از آنچه تاكنون به دست آورده اند .دفاع مي كنند.در واقع ،هنگامي كه ساختارهاي صنعت يا بازار را كه رشد سريع داشته اند از نظر فراموش مي كنند.فرصت هاي جديد،بندرت در نگاه بازار قرار گرفته،تعريف شده و براي خدمت رساني مورد سازماندهي قرار مي گيرند.بنابراين اين نوآوران شانس خوبي دارند تا به مدت زياد بدون رقيب باشند.

تغيير ويژگيهاي جمعيت

ويژگيهاي جمعيت از معتبرترين منابع خارجي فرصت نوآوري است .وقايع جمعيتي،اتفاقات آينده را تعيين مي كنند.از آنجا كه خط مشي گزاران بسياري از ويژگيهاي جمعيت را فراموش مي كنند،افرادي كه به اين ارقام توجه نمايند و از آن بهره برداري كنند پاداشهاي كلاني دريافت خواهند كرد.

ژاپنيها در صنعت روبوت سازي پيشرفت كردند چرا كه به ويژگيهاي جمعيت توجه داشتند . همه مي دانستند در طي سالهاي 1970 و بعد از آن در كشورها ي توسعه يافته ،دو انفجار،در جمعيت و تحصيلات رخ مي دهد و نيم يا بيشتر جوانان تحصيلات عاليه خواهند داشت .در نتيجه فقط افراد معدودي براي كارها ي معمولي كارگري باقي مي مانند و اين تعداد در سالهاي 1990 ناكافي است .همه اين موضوع را مي دانستند،ولي تنها ژاپنيها بودند كه بر اساس آن عمل كردند و اكنون نزديك به 10 سال است كه در صنعت روبوت سازي پيشرو هستند.

نمونه مشابه ديگر ،موفقيت باشگاه مديترانه در صنعت سياحت و گردشگري است .در سال 1970 تنها ژرف انديشان م ي توانستند ظهور بخش عظيمي از جوانان ثروتمند و تحصيل كرده را در اروپا و آمريكا پيش بيني كنند. اينان با آن نوع تعطيلات كه والدينشان در برايتون و آتلانتيك سيتي مي گذارندند ارضا نمي شدند.اين نسل در سن 10 تا 19 سالگي مشتريان ايده آلي بودند،در جستجوي يك مكان زيبا و رويايي.

مدت زماني طولاني است كه مديران به اين جنبه هاي جمعيتي پي برده اند،ليكن همواره فكر مي كنند تغييراتن وپيژگيهاي جمعيت به كندي صورت مي گيرد و حداقل در اين قرن انجام نمي شود .در واقع تغيير در تعداد افراد و به دنبال آن توزيع سن ،تحصيلات ،شغل و محل جغرافيايي آنها ،در زمره مهمترين عواملي است كه فرصتهاي نوآوري را بوجود مي آورد و حداكثر نتيجه و حداقل ريسك را در نيل به كارآفريني دارد.
منبع:www.itmportal.com



سه شنبه شانزدهم مرداد 1386-10:34 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
مصاحبه با آقای دکتر قاسم زاده

مصاحبه با آقای دکتر قاسم زاده


س: آقای دکتر لطفاً در مورد سوابق تحصیلی خود توضیح دهید؟


من در یک دبیرستان دولتی به نام "دکتر نصیری" واقع در خیابان نواب تحصیل کردم لیسانس را در دانشگاه صنعتی شریف گرفتم، در تربیت مدرس فوق لیسانس را دریافت کردم به دلیل اینکه دانشگاه صنعتی شریف ارائه نمی‌کرد و دکترا را از کانادا دریافت کردم و یک سال هم فوق دکتری همانجا بودم در این بین تدریس هم می‌کردم تا سال 77، سال 77 به ایران برگشتم و از همان اول دو کار را در برنامه‌ی اصلی کار خودم قرار دادم: یکی در واقع این بود که می‌خواستم یک شرکت مستقل بخش خصوصی ایجاد کنم به دلیل اینکه اعتقاد داشته و دارم به اینکه بخش خصوصی پرچم‌دار توسعه در هر کشوری هست و اعتقاد داشتم من بیشتر عمرم را کار دولتی کردم تا قبل از ادامه تحصیل در مقطع دکتری در جاهای مختلف در دولت بودم بعد تصمیم گرفتم یک شرکت خصوصی را تأسیس بکنیم و از زمانی که در کانادا بودم این ایده در ذهن من بود زمانی که آمدم ایران شرکت افرانت را تأسیس کردم و در سال 77 به ثبت رسیدتا به الان با موفقیت به کار خود ادامه داده یکی هم تدریس در دانشکده مدیریت بود.

س: ایده‌ای در مرکز کارآفرینی داریم تحت عنوان "تأسیس شرکت‌های دانشجویی" که گروه‌های فنی را موازی با تحصیل رشته‌های خودشان با این مسائل آشنا کنیم نظر شما در مورد آن چیست؟


در کشورهای خارجی می‌گویند: کارآفرین سرمایه‌ی ملی است و ما باید از سرمایه ملی حفاظت کنیم و سرمایه ملی فقط نرم‌افزارهای آن نیست، نفت آن نیست مهمترین سرمایه‌ی ملی انسان‌های آن است و مهمترین انسان‌ها در یک جامعه کارآفرینان آن جامعه هستند بنابراین تحت حمایت دولت قانوناً نه شعاری در روزنامه‌ها و غیره باید قرار بگیرند بنابراین 2 تا 3 سال تحت پوشش حمایت قرار گیرند که از دو حالت خارج نیست شما باید بلافاصله ریستر استراچریکنی از نظر مالی که تحت پوشش دولت قرار گرفتید و طلبکارها دیگر کاری به شما ندارند بعد باید اگر لازم است همه‌‌ی پرسنل را بیرون کنید، استراکچر ماکتی، سازمان هزینه‌ها را کاهش می‌دهی،  ری استراکچر ماکتی به تو فرصت می‌دهد اگر موفق شدی و بازگشتی در این محیط که با موفقیت ادامه می‌دهی، اگر بازنگشتی چفت‌تراند می‌شود چفت‌تر شدن یعنی؛ اینکه شرکت شما را به حراج می‌گذارد دولت، خود دولت اینجا پیش‌قدم می‌شود تو دیگر ارزه‌ی آن را نداری تو معلوم است که کارآفرین نیستی اگر بودی که به تو فرصت دادیم چفت‌تر الز کردن به موجب چفت‌تر الر می آید. و اموال آن شرکت را به حراج می‌گذارد.


 س: آیا پس از موفقیت به حمایت دولت نیاز ندارد؟


دولت حمایت مادی نمی‌کند، حمایت معنوی می‌کند.


س: طلبکارها را که دولت پول آنها را داد بعد از آن چه اتفاقی می‌افتد؟


در بیزنز کار را باید تقسیم کنید همه باید کارکنند شما فکر کنید و بقیه انجام بدهند مدیریت یعنی این یعنی؛ هنر کار یاد دادن به دیگران مدیر باید بیرون بایستد و دیگران باید کار کنند و او (مدیر) باید آنها راهدایت کند.

س: آقای دکتر ویژگیهای یک کارآفرین به نظر شما چیست؟


 مهم‌ترین ویژگی کارآفرین این است که باهوش باشد بچه‌های ما معمولاً با هوش هستند و من هم همیشه سر کلاس می‌گویم، ببینید هوش معنایش: "سرعت درک مطلب" است، عقل: "قدرت به کارگیری آن است (هوش)." بچه‌های ما معمولاً بچه‌های باهوشی هستند آدمهای با‌هوش بزرگترین مشکلی که دارند طبق یک ضرب‌المثل این است خیلی از این شاخه به آن شاخه می‌پرند، خیلی تک‌رو هستند و ما هم تک‌رو تربیت می‌کنیم ما در امتحان به او یاد می‌دهیم که نگذار کسی از روی دست شما ببیند! در بیزنز یاد می‌دهیم با هم این مسئله را حل کنید یعنی؛ فرهنگ کار گروهی را یاد می‌دهیم. دانشجویان بایستی متوجه باشند چند تا از المپیاد ریاضی مدال طلایی ما بیزنز موفقی بودند؟ چند تا از المپیاد مدال طلای ما مدیران موفقی در جامعه‌ی ما هستند؟ اینها که خیلی باهوش هستند پس چطور می‌شود افرادی خیلی کم هوشتر از اینها در مدیریت و بیزنز موفق‌تر باشند؟ علت آن را گفتم: عقل باهوش فرق می‌کند یکی ممکن است کندتر یاد بگیرد ولی خوب یاد بگیرد اگر می‌خواهید کارآفرین باشید باید سخت‌کوش باشید،  به نظر من ایده را خیلی بها ندهید  و اینکه صد برابر آن باید کار کنید، بیزنز مادل داشته باشید از شکست نه تنها نهراسید بلکه استقبال کنید و عوامل شکست را بشناسید.


منبع : مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف




دوشنبه پانزدهم مرداد 1386-13:36 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
رابطه كارآفرين و ثروت

هر انساني چه مرد و چه زن راجع به اهداف زندگيش فكر مي‌كند و اگر هم آن‌ها را روي كاغذ نياورد يا حتي براي دست‌يابي به آن هيچ اقدامي انجام ندهد، به هر حال به آن فكر مي‌كند. البته اين كار، "فكر كردن" نيست، بيشتر غرق شدن در آرزوهاي دور و درازيست كه تنها به شكل خيال و تصوري باقي‌مانده هرگز به عينيت درنمي‌آيد. گروهي هم هستند كه براي تحقق آرزوها و روياهايشان فكر و برنامه‌ريزي مي‌كنند و براي دستيابي به هدفشان سخت مي‌كوشند.
مفهومي كه مي‌خواهيم راجع به آن صحبت كنيم، از مهمترين اهداف زندگي بيشتر افراد است. به دست آوردن پول، شغل مناسب و پردرآمد و كسب ثروت و دارايي، آن مفاهيمي هستند كه به هم مرتبطند و ما قصد داريم به ثروت و دارايي بپردازيم. اكثر مردم با
پشت هم شنيدن اين لغات به ياد پول و سرمايه و املاك فراوان و اتومبيل هاي گران قيمت مي‌افتند ولي "دارايي" مي‌تواند به كثرت و فراواني هر سرمايه‌اي نزد شخص اطلاق گردد.
به احتمال زياد شما هم براي امسال اهدافي را تعيين كرده‌ايد كه ممكن است بعضي را روي كاغذ آورده باشيد و به شكلي رسمي تدوين نموده تعدادي را هم فقط در ذهنتان نگه داشته باشيد. دقت كنيد كه آن بخش‌هاي مربوط به دارايي شما، مهمترين قسمت‌هاي برنامه‌ريزيتان هستند. معمولاً روند مرسومي كه تعداد زيادي از مردم آن را برمي‌گزينند، تتنظيم اهداف هر سالشان به چهار قسمت است كه هركدام در راستاي هدف نهايي شكل گرفته‌اند. ولي مراقب باشيد كه به جرگه خيالبافاني كه مدام هدف و آرزوهاي متعدد را در نظر مي‌آورند و همواره ساكن هستند، ملحق نشويد. برنامه‌ريزي يك بخش از جريان موفقيت است كه بدون عمل، جز يك سري كاغذ باطله چيزي نيست و عمل بدون فكر و محاسبه نيز جز آشفتگي و شكست و مرارت چيزي در پي نخواهد داشت.
درباره رسيدن به دارايي و ثروت دلخواه بايد گفت كه نخستين گام، تفكر مانند يك انسان دارا و موفق است. اگر ذهن شما همچنان به پيروزي و دارايي باور نداشته باشد، هر قدر هم كه تقلا كنيد، به نتيجه دلخواهتان نمي‌رسيد. ذهن فرمانده اعمال است و بدون يك راهبر و فرمانده معتمد به نفس و معتقد به پيروزي، موفقيت غيرممكن است.
به عبارت ساده‌تر، طرز تفكر، بينش و زاويه نگاه هر كس به اطرافش است كه غم و شادي و اندوه و نشاط او را رقم مي‌زند. پول نداشتن يا به مقدار دلخواه نداشتن آن‌قدر دردناك و ناراحت‌كننده نيست كه ديدگاه شخصي هر فرد نسبت به اين مقوله‌ها احتياجي به توضيح نيست كه كسي در اينچنين شرايطي بيش از همه آسيب‌ مي‌بينند، كه يك زاويه نگاه نادرست و تصوري منفي راجع به دارايي و ثروت و نداشتن آن دارد. مشخص كردن دقيق خواسته‌ها و نوع و ميزان دارايي دلخواه، به وضوح و روشني مسير راه كمك مي‌كند ولي اين اقدام به تنهايي كارساز نيست.
وقتي كه ما كاري را به پايان مي‌رسانيم و مي‌بينيم كه آنقدر كه پيش‌بيني كرده بوديم و مي‌خواستيم، پول درنياورده‌ايم عصبي و خشمگين شده يا حتي ممكن است داد و فرياد هم راه بيندازيم. وقتي من درمي‌يابم كه بايد بيش از اين درآمد مي‌داشتم، واكنش شديدي به پول نشان مي‌دهم نه راجع به پول. درست مثل زماني كه پيش پزشك مي‌رويم و او مي‌خواهد واكنش عصب زانويمان را امتحان كند. با چكش پزشكي به زانويمان ضربه مي‌زند و زانو بي‌اختيار ما به بالا مي‌پرد. چكش بيداركننده واكنش رواني ما، پولي است كه انتظارش را داشتيم و حالا به دست نياورده‌ايم.
به دست آوردن پول و درآمد مي‌تواند سخت يا آسان باشد و اين دو حالت هم باز به ديدگاهمان نسبت به پول و سرمايه و شرايط موجود بستگي دارد. اگر شما خود را ثروتمند بدانيد و مانند اشخاص دارا رفتار كنيد، مي‌توانيد از تمامي منابع مالي و روحي و انساني خودتان و اطرافتان به غايت استفاده كنيد. منظور من از دارايي فقط پول و سرمايه نقدي نيست. كتاب‌ها، كامپيوتر شخصي،‌ دوستان خوب و دانا، خانواده همراه، سلامت جسم و روان، محيط كاري رضايتبخش و بسياري از عناصر ديگر در زندگي، همه دارايي‌هاي ما را تشكيل مي‌دهند كه مي‌توانند خيلي اوقات كمبود منابع مالي را جبران كنند و شما را در رسيدن به ثروت مالي و پولي هم كمك و ياري نمايند.
وقتي "رفتار مانند اشخاص دارا" را ذكر مي‌كنم، مقصودم انجام معاملات كلان و خريدهاي بزرگ و پول خرج‌ كردن‌هاي هنگفت نيست. زماني كه شخصي به منابع مالي دلخواهش دسترسي ندارد، با توجه و استفاده از همان دارايي‌هاي ارزشمندش و تفكري مثبت مي‌تواند مانند ثروتمندي رفتار كند كه ثروتي عظيم دارد. پس از مدتي او به موفقيت پولي دلخواهش هم خواهد رسيد.
مسئله كليدي ديگر ارزيابي مسيري است كه براي ثروتمند شدن در پيش گرفته‌ايد و تعيين درستي و نادرستي آنست. به طور مثال شما مي‌خواهيد در پايان سال ميزان درآمدتان 50 درصد افزايش پيدا كرده باشد، آپارتمان بزرگتري و در منطقه بهتري از شهر بخريد و يك هفته را نيز با يك تور جهانگردي به تعطيلاتي در خارج از كشور برويد. نوشتن اين اهداف به تنهايي كافي نيست و حتي برنامه‌ريزي بدون بررسي و ارزيابي دقيق هم بي‌فايده خواهد بود.
پاسخ دادن به سوالات زير حياتيست :
1- آيا روندي كه در حال حاضر طي مي‌كنم مي‌تواند درآمدم را 50 درصد افزايش دهد؟
2- احساسم راجع به اين اهداف چگونه است؟ مضطرب و نگرانم يا اين كه از وجود منابع كافي براي نيل به اهدافم مطمئن هستم؟
3- آيا هرچه در دست دارم و همگي منابعم را براي طي كردن اين مسير به كار گرفته‌ام ؟
4- چه كسي در اين خصوص بيش از من تجربه دارد ؟ آيا مي‌توانم از او كمك بگيرم ؟
5- آيا همه نكات و جوانب را در نظر گرفته‌ام ؟ چه نكاتي هستند كه به آن‌ها توجه نكرده‌ام و ممكن است در آينده روي دهند ؟ در همين برنامه كنوني هم ظرايفي را در در نظر گرفته‌ام ولي ممكن است نكات ريزتري هم باشند ؟
6- من چقدر به اهداف هر هفته توجه كرده‌ام ؟
7- وضع نظام و سيستم فروش چگونه است ؟ آيا مي‌توانند براي افزايش پنجاه درصدي درآمد. به قدر كافي مفيد و موثر باشند ؟
8- آيا براي رسيدن به تك تك اهداف برنامه‌ريزي جداگانه‌اي تنظيم كرده‌ام ؟
9- چه الگوها و استراتژيهاي فكري هستند كه نمي‌توانند در اين برنامه پاسخگو باشند و هنوز حذفشان نكرده‌ام ؟
10- آيا اين برنامه در جهت تحقق اهدافم پيش خواهد رفت و آيا با اين رويه مي‌توانم تعادل بين كار و زندگي خانواده‌ام را حفظ كنم ؟
11- چه الگوها و محرك هايي در برنامه به ثبات قدم و پشتكار من در اين راه كمك خواهند كرد ؟
12- چه چيزي را بيشتر مورد توجه قرار داده‌ام ؟ هدف نهايي يا موانع احتمالي پيش رو ؟
پاسخ صادقانه و كامل به اين پرسش‌ها مي‌تواند كمكتان كند. مراقب باشيد كه به خودتان دروغ نگوييد. چون كه دروغ گفتن به خود كاري بسيار ساده است. آن‌قدر آسان كه درصد زيادي از اين افراد خودشان هم نمي‌دانند كه دارند دروغ مي‌گويند. در اين باره سخن از انكار يا تكذيب نقايص و عيوب يك كار نيست. حقيقت اينست كه وقتي شخص خودش در جريان و ميانه‌كاري باشد نمي‌تواند عيب‌ها و كاستي‌ها را پيدا كند و در اين حالات وجود يك همكار و شريك و معلم بسيار كمك‌كننده خواهد بود. آن‌چه در اين ميان مورد نياز است نگاه سوميست كه از بالا - مثل يك پرنده - به موقعيت نگاه كرده همه جوانب را زير نظر بگيرد. گاهي اوقات به چنين نگاهي دسترسي نداريد و به همين خاطر، خودتان هم بايد ياد بگيريد كه برنامه‌ها و اقدامات در حال اجرا و در دست اجرايتان را با زاويه ديدي غير از آن جهت هميشگي بنگريد.
انعطاف‌پذيري و قابليت پذيرش تغييرات و تطابق با شرايط جديد، از ديگر ويژگيهاي لازم و ضروري موفقيت در اين راهست. كسب ثروت و افزايش دارايي با فراز و نشيب‌هاي فراواني همراه است و اگر نتوانيد هر زمان كه لازمست مسير حركت را عوض كنيد، شكست خواهيد خورد. ممكن است اين اتفاق چند بار در سال روي دهد. به طور مثال اگر شما در حال رانندگي به سمت يك جشن باشيد و ناگهان ببينيد كه راه را اشتباه رفته‌ايد، چه كار مي‌كنيد ؟ همان‌طور ادامه مي‌دهيد و از رفتن به جشن صرف‌نظر مي‌كنيد يا اين كه راهي ديگر كه درست باشد را خواهيد يافت ؟ پاسخ اين سوال كاملاً روشن است. شما به طور قطع مسيرتان را تغيير خواهيد داد چرا كه دوست داريد به اين جشن باشكوه كه شايد مدت‌ها انتظارش را كشيده‌ايد، برسيد !
گاهي اوقات ممكن است علاوه بر مسير مجبور شويد هدف را هم تغيير دهيد و اين بحث كاملاً جداگانه‌ايست. ممكن است هنوز به يكي از اهداف و تهيه اسباب و لوازم آن مشغول شده باشيد. به طور مثال خريد آپارتمان دلخواه. شايد چند بار هم امتحان كرد‌ه‌ايد ولي شرايط هر يك فراتر از توان مالي شما بوده است. اين‌جا دو راه ساده در ابتداي كار به چشم مي‌خورد. يكي اين كه فكر كنيد و ببينيد كه آيا واقعاً به آپارتماني اينچنين گران و مجلل در اين نقطه شهر احتياج داريد ؟ اگر پاسخ منفي است،‌ خواهيد توانست با شرايطي ساده‌تر به اين هدف برسيد. راه دوم اينست كه بارها و بارها تلاش كنيد تا همان موردهاي دلخواه را با كمك وام يا شراكت با ديگري خريداري كنيد. گاهي اوقات هم اصلاً به سراغ خريد و عقد قرارداد نرفته‌ايد چون فكر مي‌كنيد كه پول اين كار را نداريد ولي بسيار علاقه‌منديد كه اينچنين آپارتماني را مالك باشيد. تا زماني كه در پي دستيابي به هدفي نباشيد، نمي‌توانيد بفهميد كه اصلاً قابل دسترسي هست يا نه. شايد بتوانيد و پول كافي داشته باشيد و شايد هم اين آپارتمان‌ها، آن مورد دلخواهي كه هميشه آرزو مي‌كرده‌ايد، نباشند.
مردمان دارا و ثروتمند هميشه باور دارند كه راه‌حلي وجود دارد و اعتماد به نفس و اراده‌شان حكم مي‌كند كه مي‌توانند اين راه‌حل را - هر چند پنهان - بيابند. اگر مي‌خواهيد به مقدار ثروت و دارايي دلخواهتان برسيد، بايد باور كنيد كه قادريد اين راه‌حل‌ها و ترفندها را بيرون بكشيد. اگر اين‌طور نگاه كنيد، به دنبال روش‌هاي خلاقانه و ابتكاري برخواهيد آمد كه گره از مشكلاتتان بگشايند و درآمد كافي و دلخواهتان را خلق نمايند. زماني كه آپارتمان مورد نظرتان را خريديد و براي تكميل پولتان وام گرفتيد، انگيزه‌اي مي‌يابيد تا به روش‌هاي بديع و نويي دست پيدا كنيد تا درآمدتان افزايش يافته هرچه زودتر قسط‌هاي وام را بپردازيد.
حالا مثالي از كارهاي خدماتي را مطرح مي‌كنم : كسي را در نظر بگيريد كه مشاور و روانشناس خانواده است. او جزوه‌ها و كتاب‌هاي كوچك و راهنماي آموزش مهارت‌هاي زندگي فردي و خانوادگي هم نگاشته است. روابط بين پدر و مادر، رابطه هر يك با فرزندان، مشكلات رفتاري كودكان و نوجوانان، آموزش مهارت‌هاي كنترل خشم، استرس و هيجان و مطالب و موضوعات مرتبط ديگر با مقوله خانواده موضوعاتي است كه اين مشاور در زمينه آن‌ها فعاليت دارد. در حال حاضر درآمد اين شخص از طريق مشاوره‌هاي شخصي- تلفني يا حضوري- تامين مي‌شود و او از اين روند و درآمد حاصل از آن راضي نيست. كار دشوار و فرسايشي بوده تعداد مراجعاني كه مي‌تواند ببيند و آن‌ها را به نتيجه مطلوب برساند اندك است.
او تصميم داشته كه دو هفته را براي تعطيلات در خارج از كشور بگذراند ولي پس از مدتي فكر و ارزيابي اوضاع درمي‌يابد كه اين كار هيچ سودي ندارد.
در اين دو هفته مراجعانش را ويزيت نخواهد كرد و حتي ممكن است آن‌ها به مشاور ديگري مراجعه كنند. به علاوه هزينه اين دو هفته اقامت در مواردي مفيد به كارش خواهد آمد. مشاور آينده‌نگر و خلاق تصميم مي‌گيرد كه جزوات و كتاب‌هاي آموزشي‌اش را به فروش برساند و فقط به مشاوره‌هاي فردي بسنده نكند. او سخنراني‌ها و راهنمايي‌ جمعي پدر و مادران را در برنامه‌ كارش قرار داده صحبت براي فرزندان و نوجوانان خانواده‌ها را نيز آغاز مي‌نمايد. در كنار اين‌ها مشاوره‌هاي فردي هم برقرار مي‌ماند و تعداد مراجعان هم بيشتر مي‌شود.
اين مشاور دانا و تيزهوش، مسير و روش كسب درآمد و دارايي خود را تغيير داد و يكي از اهداف كوتاه مدتش را نيز از برنامه‌اش كنار گذاشت. او به دوازده پرسشي كه برشمرديم، با دقت و صادقانه پاسخ داد. انعطاف‌پذيري و توانايي پذيرش واعمال تغييرات از ويژگيهاي مثبت اوست. مشاور حاضر توانست با نگاهي تيزبين، چون يك عقاب جوانب و خصوصيات گوناگون كارش را ببيند و نقايص آن را پيدا كند. پاسخ‌هاي خلاقانه را جستجو كرد و با اعتماد به وجود خودش و با اطمينان از وجود جواب‌ها، آن‌ها را به دست آورد. مجموع اين شرايط، راه موفقيت و كسب دارايي را بر او هموارتر نمود.
شايد در اين‌جا شبهه‌اي پيش آيد و اين كه خوانندگان، راه كسب ثروت و دارايي را جدا از زندگي شخصي و خانوادگي و سلامت روح و جسم تلقي كنند. ولي به هيچ وجه اين‌طور نيست. افراد بسيار ثروتمند و پولداري هستند كه ميلياردها دلار ثروت دارند ولي از مهمترين دارايي‌هاي هر انساني بي‌بهره‌اند. سلامتي جسمي و رواني و آرامش خاطرشان را از دست داده‌اند و با فشارهاي عصبي و خستگي‌هاي مزمن و بيماريهاي گوناگون دست به گريبانند. به واقع آن‌ها نتوانسته‌اند بين زندگي شخصي و خانوادگي خود تعادل برقرار كنند. مشكل و اشتباهشان اين بوده كه "دارايي" و "ثروت" را معادل حساب‌هاي بانكي ميلياردي، مالكيت شركت‌هاي سودآور و مصاديقي از اين دست مي‌دانند. اگر ببينيد كه در مسير كسب ثروت و دارايي، اضطراب داريد و آرامش خاطرتان جايش را به پريشاني و آشفتگي ذهني داده، دريابيد كه مسير نادرستي را طي مي‌كنيد.
يكي از بزرگترين و عظيم‌ترين شاهراههاي يافتن مسير صحيح، اينست كه راجع به آنچه ذكر كرده‌ايد، افسوس نخوريد و راجع به آن‌چه كرده‌ايد پشيمان و شرمگين نباشيد. گذشته را فراموش كنيد و فقط درس‌ها و پندهاي برآمده از اشتباهات و ناكامي‌ها را به ذهن بسپاريد و هرگز موفقيت‌ها و پيشرفت‌هاي آن را از ذهن پاك نكنيد. در يك كلام در گذشته زندگي كردن شما را از "اكنون" بازمي‌دارد و سبب مي‌شود كه بازتاب آن افسوس و شرمندگي، خود را به شكل نگراني‌ها و اضطراب راجع به آينده‌اي كه هنوز روي نداده، نشان دهند. اين رويه مخرب و فرسايشي است و هيچ سودي ندارد. اين لحظه، اين ساعت، اين روز و اين شب مهمترين مجاري موفقيتند.
بسياري اوقات، دلايل محكمي وجود دارند كه با منطقي معتبر، به ما مي‌گويند كه چرا هنوز و پس از مدت‌ها نتوانسته‌ايم به اهداف از پيش تعيين شده‌مان برسيم. يكي از اين دلايل، عكس حالتي است كه تعريف كرده‌ايم. در آن حالت، شخص زندگي شخصي را به حاشيه مي‌راند و سلامتي و آرامش خود را تحت‌الشعاع كار قرار مي‌دهد. در اين‌جا وضع برعكس است. با كار همانند يك تفريح و سرگرمي برخورد شده روابط خانوادگي و زندگي شخصي در صدر همه امور جاي داده مي‌شوند. اين‌طور نيست كه كارآفرين به كسب و كارش علاقه نداشته باشد و نخواهد به آن بپردازد ولي آن‌قدر در امور زندگيش غرق شده كه نمي‌تواند حتي خانواده‌اش را در وضعيتي به سامان و با ثبات‌ جاي دهد. اوضاع كسب و كار بحراني است و شرايط خانوادگي هم رضايتبخش نيست كه بخشي از اين نارضايتي به كمبود بودجه خانواده هم بازمي‌گردد. اين هم يك مسير اشتباه ديگر كه كارآفرين پوينده آن نتوانست بين زندگي و كارش تعادلي مناسب برقرار سازد. آن عدم آرامش خاطر و فشارهاي عصبي خوردكننده در پس اين مسير اشتباه نيز وجود دارند.
"ولي بازهم راهي وجود دارد!" اين جمله‌ايست كه ذهن يك كارآفرين تيزهوش، معتمد به نفس، انعطاف‌پذير و خلاق به زبان مي‌آورد. او توانسته‌ با ديدي كلي‌نگر و از زاويه باز شرايط حاضر را بررسي و ارزيابي كند و با دقت و موشكافي راه‌حل‌هاي پنهان را جستجو كرده بيابد.
اين كارآفرين كه قرار است پوينده راه جديدي باشد، تغييرات لازم را اعمال مي‌كند وا گر لازم ببيند اهدافش را نيز تغيير خواهد داد. او به واقع معناي دارايي را آهسته آهسته درك مي‌كند و همه منابع و امكاناتي كه در اختيار دارد را به كار مي‌گيرد. طرز تفكر يك كارآفرين و يا هر شخص ثروتمند داراي ديگر، به او حكم مي‌كند كه هر آنچه مورد نياز است را هميشه داري و خواهي داشت. "خلاقيت و اعتماد به نفس آنها، دو ثروت ارزشمندند كه امكانات، راه‌حل‌ها و منابع پنهان را در اختيارشان قرار خواهند داد.
طرز تفكر و احساسات ما به همان اندازه كه مي‌توانند سازنده و كمك‌كننده باشند، قدرت تخريب و نابودگري شگفت‌آوري دارند. اگر نيروهاي منفي غالب شوند، با ترفندهاي قدرتمندي ذهن خلاق و تواناي يك كارآفرين را هم مي‌توانند زمين‌گير كنند. مسيرهاي نادرست كسب ثروت و دارايي، امكان رشد آن‌ها را بيشتر فراهم مي‌كنند. مراقب باشيد اگر به اشتباه چنين مسيرهايي را انتخاب كرديد، در هر لحظه‌اي كه به نادرستي آن پي برديد، راه و رسم جديدي را خلق نماييد.
پول و ثروت تنها قسمتي از ثروت و دارايي هر شخص از جمله كارآفرينان را مي‌سازند. اهداف زندگي شخصي (حفظ سلامتي جسم و روان، تفريح و انجام فعاليت‌هايي غير از كار حرفه‌اي و . . .) و تداوم و تحكيم روابط خانوادگي (با مادر، پدر يا همسر و فرزندان) در راستاي رشد و ارتقاي ثروت پولي و دارايي‌هاي نقدي و غيرنقدي يك كارآفرين قرار مي‌گيرند. اگر او مسيري صحيح را انتخاب كند مي‌تواند بين اين سه وزنه تعادل پايداري برقرار سازد تا وقتي كه يكي از آنها تضعيف شد، دو قدرت ديگر آن را تحكيم كرده از سقوط نجات دهند.
شما هم دست به كار شويد و مسير زندگي و ريزه‌كاريها و قسمت‌هاي مختلفش را موشكافي و بازبيني كنيد. به استقبال تغييرات برويد. از ديگران هم كمك بخواهيد و با هر كسي كه بهتر مي‌شناسيد و به دانايي‌اش اطمينان داريد، مشورت كنيد. نترسيد. كارآفرينان شجاع چيزهاي فوق‌العاده‌اي پيش رو دارند و . . . شما هم يكي از آنهاييد !
By : Jeanna Gabellini
مترجم : آذين صحابي




مرجع: روزنامه تفاهم



یکشنبه چهاردهم مرداد 1386-11:5 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
هفت اشتباه بزرگ در راه اندازي كسب و كار

اولين سال راه اندازي تجارت مسلما پر فراز و نشيب خواهد بود. هر اندازه كه با دقت و دانش پيش برويد، باز هم مرتكب اشتباهاتي خواهيد شد. اما اگر ذهن خود را آماده كنيد و به تجربيات ديگران توجه كنيد، مي توانيد از وقوع بسياري از اين اشتباهات پيشگيري كنيد.
در اين فرصت به 7 اشتباه بزرگ تازه كاران و راه حلهائي براي گريز از آنها اشاره مي كنيم.

اشتباه اول: راندن يك ماشين تندرو در جاده ای خاكی
همه ما شنيده ايم كه براي آغاز هر كار، به محركی قوی و شور و شوق فراوان، احتياج است. اما داشتن اين حرارت اوليه به تنهایی كاری از پيش نمی برد.
شما به يك برنامه احتياج داريد.
در زمينه تجارتتان، درخصوص مشتريان و رقبای خود عميقا تحقيق كنيد و يك مدل حقيقي و مفيد برای تجارت خود ساخته و روی يك سوال مهم تكيه كنيد:
چگونه مي خواهيد پول در بياوريد؟
 فرض كنيد كه در صدد باز كردن يك مغازه هستيد. محلی را انتخاب می كنيد که بايد هزينه اجاره آنرا بپردازيد. ممكن است مخارج زيادی نیز براي تهیه دكورمناسب متحمل شويد بدون آنكه به نحوه بازگشت اين هزینه ها بيانديشيد.محصولات شما كامل نيستند و به فكر بازاريابی هم نيستيد. قطعا پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد كرد.
نکته:هيچ روز كاری خود را بدون برنامه طی نكنيد.

اشتباه دوم : ارزان فروشی
از يك كودك بخواهيد كه بين يك كريستال 12 وجهی بدلی و يك قطعه الماس، يكی را انتخاب كند. كودك كريستال را انتخاب خواهد كرد. تازه كاران تجارت نيز به همين صورت عمل می كنند، فريب كميت را مي خورند و به كيفيت اهميت نمي دهند.
آنها مي انديشند كه اگر جنسهای ارزان قيمت را عرضه كنند، فروش بهتری خواهند داشت و بزودی ميليونر خواهند شد.
اما اين تصور غلط است.
تازه كاران دنیای تجارت قيمتهای محصولات و خدمات خود را بسيار پائين در نظر مي گيرند و به اين ترتيب در طول زندگي كاري خود نگران پول درآوردن خواهند بود و حتي زماني كه سفارشي دريافت مي كنند، خوشحال نخواهند شد زيرا فروش براي آنها سود كافي به همراه نخواهد داشت.
قبل از قيمت گذاري، همه چيز را بسنجيد. هزينه هاي ثابت و متغير را محاسبه كنيد. روشهاي تجاري و قيمتهاي رقبا را مورد توجه قرار دهيد و استراتژي فروش و بازاريابي خود را بهينه كرده و درآمد قابل قبول خود را در نظر آوريد.
نکته:كريستالهاي بدلی را به الماسها ترجيح ندهيد.

اشتباه سوم: راه اندازی تجارت فقط برای هيجان
بيشتر اشخاصي كه در حال راه اندازي يك تجارت هستند، افرادي رويایی، خيال پرداز و ماجراجو هستند كه بيشتر به دنبال هيجان مي گردند. اين افراد به جاي تفكر و تحمل جزئيات دشوار اين كار، به فكر پيش روي هستند و مي خواهند كه مسائل و بحرانها را به نوعي پشت سر بگذارند تا دوباره به ميدان بازي برگردند و ماجراهاي آن را دنبال كنند.
اما خستگي و ملالت از همين مسائل جزئی به تدريج ظاهر زيبای تجارت را به خطر خواهد انداخت، هدف تجارت كسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعيت فعلی در اين حيطه نمی گنجد.
نکته:تجارت را وسيله اي براي هيجان انگيز كردن زندگي قرار ندهيد.

اشتباه چهارم: غفلت از بازاريابی
تعداد كمی از صاحبان تجارتهایی كه تازه تاسيس شده اند برای بازاريابی اهميت قائل مي شوند و برنامه و بودجه خاصي برای آن اختصاص می دهند، زيرا تصور می كنند كه بازاريابی يك خرج غير ضروری است و يا به علت شكستهای مقطعی از تاثير بازاريابی در فروش مايوس مي شوند.
بازاريابی، فروش فرد را تضمين مي كند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآيندی ادامه دار نيست.
نمی توان از مرحله طرح و برنامه مستقيما به مرحله فروش رسيد و بازاريابي را فراموش كرد.
اين اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می شود. اولين افرادی كه برای راه اندازی تجارت به آنها احتياج داريد، بازاريابها هستند. بازاریاب ها هستند كه می توانند شما را به ديگران معرفی كنند. پس از آن موقعيت فروش فراهم خواهد شد.
نکته:قبل از ارسال پيام آشنایی، به دنبال معامله نباشيد.

اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای رياست به آن
هنگامي كه فردی 3 يا 4 وظيفه معين را در 7 روز هفته انجام می دهد نيازی به بهره گیری از شيوه های مديريتي احساس نمی شود.
در آغاز به كار يك تجارت نيز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پيش بينی بوقوع می پیوندد كه می توان آنها را توسط تجربيات شخصی يا با استفاده از روش آزمون و خطا حل كرد.
اما همين طور كه تجارت شما رشد می كند،مسائل پيچيده تر خواهند شد و اين دو روش ديگر پاسخگوی آن ها نخواهند بود.
شما مسئول همه چيز هستيد. شما بايد اهداف تجارت را تعيين كنيد و روش ها را انتخاب كنيد، يا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب كنيد.
بدون داشتن سياست معين و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام ها، اخراج ها، تعطيلات، نحوه جبران كمبودها، چگونگی ترفيع ها و... شركت و تجارت نوپای شما در معرض آسيب ها و خطرات جدي قرار خواهد گرفت و نهايتا" تجارت شما ضعيف خواهد شد.
توجه کنید که كتاب راهنمای قوانين شركت شما (حتی در حد يك صفحه) بايد وجود داشته باشد.
نکته:اختيارات و وظايف خود را فراموش نكنيد.

 اشتباه ششم: پيش بينی ناقص بودجه
تازه كاران تجارت معمولا" نيازهای مالی خود را دست كم می گيرند. اين افراد، در ابتدای كار هزينه زيادی را صرف خريد لوازم اداری و محصولاتی می كنند كه ممكن است بسيار تخصصی تر از آن چه باشد كه به آن نياز دارند. هم چنين به اين موضوع توجه نمی كنند كه اكثر مشتريان به طور اقساط خريد می كنند و بازگشت پول به كندی انجام مي گيرد.
به همين علت مشاوران مديريت معمولا" پيشنهاد می كنند كه پس از محاسبه بودجه مورد نياز خود براي راه اندازي تجارت، حداقل 50% به آن اضافه كنيد. به اين ترتيب براي مديريت ريسك های احتمالی آماده خواهيد شد.
نکته:در مورد بودجه واقع بين باشيد.

اشتباه هفتم: روابط غلط
شروع هر فعاليتی احتياج به كار فراوان و سيستم پشتيبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسائل مالی باعث بروز مشكلاتی در روابط خواهد شد.
بايد قدری از بار خود را سبك كنيد و از كمك نزديكان و دوستان خود در حد امكان استفاده كنيد.
نکته:نگذاريد كه يك اشتباه باعث يك عمر پشيمانی شود.

بسياری از اشتباهات به اين دليل بروز می كنند كه تازه كاران تصور مي كنند كه تمام كارها را بايد خود به تنهايی انجام دهند.
به جای اين كار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسيد و كمبودهای خود را بپذيريد و بعضي از امور را به دست متخصصين خاص آن بسپاريد.
هنگامی كه به مسائل و شكست های اجتناب ناپذير برخورد می كنيد، این ضرب المثل قديمي را به ياد بياوريد كه:هر شكست پلی است برای پيروزی های آينده.
  
  eMarketingway.ir




یکشنبه هفتم مرداد 1386-2:11 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
نوآوری منظم

نوآوری منظم

 

کارآفرینان موفق منتظر فرشته نمی مانند تا دست نوازش برسر آن ها بکشد وراه درست را به آنها نشان دهد ، خودشان دست به کار می شوند .

نوآوری منظم یعنی توجه کردن به هفت منبع برای یافتن فرصت نوآوری. چهار منبع نخست درون بنگاه قرار دارند ، خواه بنگاه اقتصادی باشد وخواه در کار خدمات عام المنفعه ، یا در صنعت وبخش خدمات ، از این قرار: 1- پیشامد نامنتظره موفقیت دور از انتظار ، شکست دور از انتظار ، رویداد خارجی دور از انتظار ، 2- ناسازگاری [1]میان واقعیت چنان که هست وواقعیت چنان که باید باشد ، 3- نوآوری براساس نیاز فرآیند ، 4- دگرگونی در ساختار صنعت یا بازار به طوری که همه را غافلگیر کند . دسته ی دوم از منابع فرصت نوآوری مشتمل است بردگرگونی های بیرون از بنگاه یا صنعت. از این قرار : 1- دموگرافی (دگرگونی در ترکیب جمعیت ) 2- تغییر در استنباط ، حال وهوا، وهدف ؛ 3- دانسته های نو، چه علمی وچه غیر علمی .

مرز میان این هفت منبع فرصت نوآوری ، مبهم ونا مشخص وهم پوشانی آن هابه نسبت زیاد است . می توان آنها را به هفت پنجره مانند کرد که در جوانب مختلف یک ساختمان قرار دارند .هر پنجره منظره ای را نشان می دهد که از پنجره های دیگر نیز دیده می شود ولی آنچه از وسط هر پنجره دیده می شود با آن چه از وسط پنجره های دیگر دیده می شود کاملا ً فرق دارد .

 

رهنمود: هفت پنجره ی فرصت های نوآورانه را کنترل کنید : چیزهای نامنتظره ؛ ناسازگاری ؛ نیاز فرایند ؛ دگرگونی های ساختار صنعت یا بازار ؛ دگرگونی های ترکیب جمعیت ؛ دگرگونی در استنباط ، حال وهواوهدف؛ ودانسته های نو.

                                                                                                                  -  نوآوری وکارآفرینی



[1].incongruity



سه شنبه دوم مرداد 1386-12:0 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
واژگان ناب تركي

نصاب صادق

فصل نخست : نصاب موضوعي

شامل 10 باب در 10 وزن مختلف

باب 1. واژگان ناب تركي (فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن)

چون بياموزي زبان ديگري جز مادري

برگشائي روي خود دروازه هاي ديگري

گويمت از واژگان ناب تركي، گوش آن

فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلاتن ، فاعلن

سيب آلما و اريك زردآلو، قاوون خربزه

هئيوا به ، انگور اوزوم، دال شاخه ، دادلي بامزه

ايستي گرما و سويوق سرما ، ايليق با اعتدال

آلت پائين ، اوست بالا ، اؤن جلو و پشت دال

ديز زانو،ديش دندان،ريش ساققال،ديل زبان

بازو قول،گردن بويون،كيپريك مژه،پاشنه دابان

قاش ابرو،چشم گؤز،بورون دماغ وگوش قولاق

دست ال ، انگشت بارماق ، لب دوداق و پا آياق

مه دومان،باران ياغيش،قار برف و شاختا سوز سرد

قايغي غم ، زخمه يارا ، تاول سولوق و آغري درد

اؤلكه آشور ، بؤلكه استان ، شهر باليق ، كند ده

بوغ بخار و سوز شاختا ، چن دومان هر دوست مه

خاك توپراق است و آتش اود ، سو آب و باد يئل

گيسوساچ،توك موي،سانجاق گيره باشد، زلف تئل

آسمان گؤي ، يئر زمين ، دريا دنيز ، كؤوشن فلات

نان چؤرك ، ميوه يئميش ، تازه يئني ، مانده بايات

آتش عشقت مرا سوزاند در هر صبح و شام

من گئجه گوندوز سنين سئوگي اودوندا يانميشام

قارين اشكم،آرخا پشت و سينه كؤكسو، دل كؤنول

كوه داغ ، چشمه بولاق ، دؤش دامنه و غار كؤوول

شير آسلان ، قوش پرنده ، آهو جئيران ، مار ايلان

گاواينك،گربه پيشيك وموش سيچان،شاهين توغان

دي دونن، فردا يارين ، امروز بوگون ، امشب گئجه

روزگون،آي ماه و ايل سال و يوز ايلليك يك سده

سوچ گناه ، دامو جهنم ، آتش اود، اوچماق بهشت

ياخشيراق باشد نكوتر ، ياخشي خوب و پيس زشت

روز گوندوز ، شب گئجه ، آخشام غروب و دان سحر

سوروجو راننده و مركب بينيت ، تاير تكر

پنجره آچيشقا و قاپي در و كليد آچار

بسته باغلي ، باز آچيق و گن گشاد و تنگ دار

مس پاخير ، نقره گوموش ، آهن دمير ، آلتين طلا

سونسوز ابتر ، ته تغاري سون بئشيك ، كودك بالا

آبي گؤي ، آل سرخ و ياشيل سبز و ساري زرد رنگ

كرپيج آجر ، ماسه قوم ، توپراق خاك و داش سنگ

گلدي آمد ، گئتدي رفت و ايچدي نوشيد ، قالدي ماند

يازدي بنوشت و آپاردي برد و اوچوتدو پراند

گئتميش ايدي رفته بود و گؤرموش ايدي ديده بود

وئرميش ايدي داده بود و درميش ايدي چيده بود

گول بخند ، آغلا بگري و دور بمان و قاچ بدو

باخ ببين و چيخ برو بالا و يئن پائين برو

دل ز دستم رفت ، اما اي گل من! نآمدي

كؤنلوم الدن چيخدي گئتدي ، آمما او گول گلمه دي

بير،ايكي،اوچ؛دؤرد،بئش،آلتي؛يئددي،سكگيز؛دوققوز،اون

يك،دو،سه،چار؛پنج و شش،هفت؛ هشت و نه ده،حفظ آن

بيست ايگيرمي ، سي اوتوز، چل قيرخ و پنجاه اللي دان

شصت آلتميش، يئتميش هفتاد ، سكسن هشتاد بربخوان

گر تو خواهي آوري اعداد تركي را به كار

هم ، نود دوخسان و يوز صد ، مين هزار آيد شمار

لر نشان جمع و سيز معناي نفي اندر بيان

ائللر اقوام ، دختران قيزلار و ديلسيز بي زبان

صادقم كو مانده ام از يار خود اندر فراق

صادقم كيم قالميشام من سئوگيليمدن چوخ اوزاق

قيش زمستان ، عيد بايرام ، ياز بهار ، پائيز گوز

ياخشيليق خوبي بود ، دالدا نهان و صورت اوز

بوغچا بقچه ، گيره سانجاق ، باغلا بند و وا آن آچ

گوزگو آئينه بود ، شانه داراق و گيسو ساچ

نيزه ميزراق است و قالخان هم سپر ، چاليش جنگ

چاغ زمان ، زود ائرته ، گئج دير است و تأخير هم ديرنگ

سردسير يايلاق و كؤچمه كوچ و قيشلاق گرمسير

كوه داغ و دشت كؤشن ، يورد خانه ، يول مسير

ييغما يغما ، جمعيت ييغوا و ييغجام جمع و جور

نان چؤرك ، ياپماق نان پختن شود ، تندير تنور

  «  يئل يئلك ، يئلپيك و يئلكان  »گر بخواهي اين بدان

« باد » و  « پر »هم ، « باد زن » وآن ديگري هم « بادبان »

www.ozan.cast.ir



سه شنبه دوم مرداد 1386-9:45 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
ده گام در جهت کمک به شخص کارآفرين

ده گام در جهت کمک به شخص کارآفرين
1-    جستجو براي ايده،خدمات يا محصولي که متفاوت از ديگران باشد.
2-    با يافتن يک ايده،خدمات يا محصول منابع مورد نياز براي پياده کردن آن را تأمين کنيم.
3-    شناخت محيط خارجي
4-    شناخت خود و بينش خود
5-    ايجاد مهارت و توسعه ويژگي ها
6-    محاسبه ريسک ها و نترسيدن از شکست
7-    در نظر گرفتن اهداف
8-    برقراري ارتباط با بينش(ديدگاه)
9-    حمايت مطمئن
10-ايجاد شبکه ارتباطي
اين ده گام،نقاط آغازين براي شخص کارآفرين هستند.
همچنين مسئله ديگري به نام شانس وجود دارد.گفته مي شود که افرادي مثل بيل گيتس يا سر ريچارد برنسون خوش شانس هستند.آيا واقعاً آنها خوش شانس هستند؟ يا اينکه مطمئن شده اند که در مکان مناسبي و در زمان مناسب قرار گرفته اند.
چيزي که بيشتر شانس خوانده مي شود در حقيقت نتيجه تحليل با دقت از جهان و سپس قرار گرفتن در مکان مناسب است.مثلاً حتي براي بردن يک لاتاري شما اول بايد يک بليط بخريد و در واقع اين عملي است که شما را در موقعيت مناسب قرار مي دهد.اشخاص کارآفرين به شانس تکيه نمي کنند بلکه آنها خود وقايع را به وجود مي آورند.
 شخص کارآفرين نيازمند است که هر يک از گام هاي ذيل را با شرايط خاص خودش وفق دهد.هر موقعيت کاري براي خودش يکتاست و بنابراين قدم اول به منظور درک محيط خاصي که در آن شخص تمايل به فعاليت دارد لازم است.اين سبب مي شود که مهارت هاي تحليلي براي شخص کارآفرين بيش از پيش اهميت يابد.زيرا،در حالي که ممکن است ديگران به او کمک کنند در پايان روز تحليل شخصي اوست که يک بخش نهايي به شمار آمده و تفاوت بين موفقيت و شکست را آشکار مي سازد.
 
 
1-    جستجو براي يک ايده،خدمات يا محصولي که متفاوت از ديگران باشد:
اشخاص کارآفرين وقايع را به سمت جلو پيش مي برند.آنها دوست ندارند مانند ديگران باشند.آنها مي خواهند که:
-        همان کار را بکنند ولي به نحوي متفاوت
-        کاري جديد انجام دهند اما به نحوي متفاوت
-        کاري جديد انجام دهند اما به روشي پايدار(روشي که قبلاً ثبت شده است)
-        کاري جديد انجام دهند و آن را به روش جديدي انجام دهند.
در مورد اول اغلب داراي امنيت بيشتري هستند زيرا يکي از متغيرها از ميان برداشته مي شود.به عنوان مثال کار کردن با يک روش متداول و آشنا.
Amazon.com کتاب مي فروشد،فعاليتي که صد سال است انجام مي شود.اما به روشي جديد و به واسطه اينترنت.
Ken Bogas ايده هاي جديدي براي راه اندازي رستوران داشت اما آن ها را با يک روش سنتي پياده کرد و تعدادي از موانع را از سر راه برداشت.در آن زمان سايت هاي اينترنتي و اطلاعات تصويري مقوله کاملاً جديدي بود و او کار خود را با يک روش جديد يعني pc شخصي خودش آغاز نمود.
تفاوت ها همان VSP ها(نقاط يکتايي فروش)هستند و اين چيزي است که مشتري ها به آن عکس العمل نشان مي دهند و کارآفرين و سازمان با هم براي مشتري شناخته مي شوند.
2-    با يافتن ايده،خدمات يا محصول براي تأمين منابع مورد نياز جهت پياده سازي آن قدم برداريم:
بسياري مردم ايده هايي دارند ولي تعداد اندکي از آنها واقعاً قدم هاي لازم را براي پياده کردن آنها بر مي دارند که آنها همان کارآفرينان هستند.
ممکن است چيزهاي بسياري وجود داشته باشد که به اين امر کمک کنند .مانند:
-        جستجوي شريک
-        جستجوي سرمايه
-        ثبت اختراعات
-        بازاريابي
اين ليست از پروژه اي تا پروژه ديگر تغيير مي کند و مهم آن است که شخص وقت بگذارد تا مطمئن شود که به همه چيز ممکن فکر کرده است.بنابراين ممکن است پياده کردن برخي از شرايط بالا واگذار شود به شخص ديگري زيرا ممکن است کاري روتين باشد و فعاليتي کارآفرينانه نباشد.
3-    محيط خارجي را بشناسيم:
شخص کار آفرين لازم است تا رنج وسيعي از عوامل خارجي را قبل از شروع توسعه در نظر بگيرد. زيرا رسيدگي به اين عوامل است که به فرصت ها و تهديدهاي بالقوه جهت مي دهد.
يک Spectacies از عواملي نظير اجتماعي،اقتصادي،فرهنگي،تکنولوژيکي،قانوني،محيطي،گمرکي و ... محدوده وسيعي از عوامل را جهت رسيدگي در دسترس قرار مي دهد.
4-    خودتان و بينش خود را بشناسيد:
به منظور تحليل محيط خارجي شخص کارآفرين نياز دارد که نقاط قوت و ضعف خود را مورد بررسي قرار دهد.يگر نقاط ضعف شناخته شوند مشکلاتي که ايجاد مي کنند کمتر خواهد بود.برخي از نقاط ضعف کارآفرينان ضعف هاي جايز هستند.براي مثال:مقابل يک نيروي مثبت از دست دادن ضعف و قدرت هر دو ممکن است.انسان هاي خلاق ممکن است در برقراري ارتباط ضعف داشته باشند و اين ضعف ممکن است سبب شود حتي خلاقيت آنها افت پيدا کند.
در فرموله کردن بينش اطمينان حاصل کنيد که قابل سازماندهي بوده و بتوان آن را به صورتي که بتواند با ديگران ارتباط برقرار کند تبديل کرد.
5-    کسب مهارت ها،توسعه ويژگي ها:
اينکه شما در آغاز يک کسب و کار کارآفريني تمام مهارت ها و ويژگي هاي لازم را به طور کامل داشته باشيد مد نظر نمي باشد.
بررسي کنيد که چه مهارت هايي لازم است و آنها را کسب کنيد.
هرگز نترسيد که از ديگران بپرسيد کدامشان موفق بوده اند.بسياري از آنها دوست دارند به شما کمک کنند.نسبت به برنامه هايي که اعلام مي کنند شما مي توانيد به سرعت پولدار و يک کارآفرين موفق شويد.
آگاه باشيد اين امر مستلزم کار سخت و زمان کافي براي کسب مهارت هاي پايه اي و راه حل سريع ندارد!
6-    ريسک ها را مورد محاسبه قرار دهيد و از شکست نهراسيد.
ريسک ها بايد به طور دقيق تحليل شوند.اگر ريسکي بقاي کارآفرين را به خطر بياندازد ممکن است ارزش آن را داشته باشد که پذيرفته شود.برنسون را به ياد آوريد که چه طور ريسک تأسيس خطوط هوايي را براي سال اول پذيرفت.گرچه ممکن بود سرمايه زيادي را از دست بدهد.
شکست ها چيزي هستند که بايد از آنها درس آموخت.ما از خطاهايي که رخ مي دهد بيشتر درس مي گيريم تا کارهايي که به طور صحيح انجام مي شود.بسياري از روانشناسان بر اين باورند که درجه خاصي از شکست براي انگيزش و چالش لازم است.اگر هميشه همه چيز به خوبي پيش رود همان قدر نا اميد مي شويم که همه چيز هميشه خراب شود.
کلمب يک شکست خورده بود.او هدفش يافتن راهي جديد به سوي هند بود که منجر به يافتن آمريکا شد.اما هنوز مجسمه او در سر تا سر جهان وجود دارد.
اگر شخصي واقعاً نمي تواند در مقابل شکست بايستد،هيچ وقت نمي تواند يک کارآفرين حقيقي شود.ريسک و شکست بايد در کار قرار داده شوند.اگر هيچ ريسکي نباشد هيچ چيز به دست نخواهد آمد.
7-    تعيين اهداف:
هر بينشي احتياج دارد که تحقق خود را ببيند.اين اهداف به فرآيند طرح ريزي براي پياده سازي فعاليت هاي کارآفرينانه کمک خواهند نمود.
همچنين مهم است درک نماييم که اهداف پويا هستند و مي توانند با محيط تغيير نمايند.اشخاص کارآفرين نبايد به خودشان اجازه بدهند که در بينش خود دچار کوتاه نظري شوند.زيرا ممکن است فرصت هاي ديگري نيز وجود داشته باشد.
 
 
8-    برقراري ارتباط با بينش:
بينش شخص کارآفرين هر چه باشد،او و اهداف مورد تأييدش بايد با کساني که با آن درگير خواهند شد ارتباط برقرار کند.ديگران ممکن است به اندازه توليد کننده اين ايده ها نسبت به آن اشتياق نداشته باشند و براي آنها لازم است بينش به طور واضح و دقيق باز شود.
ممکن است کساني باشند که در طرح هاي اوليه متوجه Flaws شوند(Flaw هايي که به دليل ناچيز بودنشان توسط کارآفرين از قلم افتاده اند).
بايد به اين افراد توجه کرد و طرح هايشان راشنيد زيرا ممکن است درست بگويند.مکتوب نمودن بينش به صورت واضح مي تواند تمرکز مفيدي براي افراد ايجاد کند.
9-    اطمينان بخشيدن از جهت حمايت:
کارآفرين نياز به حمايت دارد.چه به صورت حرفه اي و چه به صورت داخلي.
حمايت مستمر متصديان امور مالي،شرکا،کارمندان،Supplier ها و مشتريان به طور واضح براي موفقيت هر کسب و کاري حياتي است.
هر چه زودتر اين افراد جزو معتمدان کارآفرين قرار مي گيرند(بدون گشودن اسرار خاص کسب و کار) زودتر مي توانند به پروژه وارد شوند.
در خانواده هم همين طور است.شخص احتياج دارد که اطمينان حاصل کند که زمان براي روابط خانوادگي اختصاص داده شده است.برقراري تعادل بين کار سخت و ساعت هاي طولاني که فعاليت هاي کارآفريني را احتياج دارد با تعهدات خانوادگي کاري دشوار است اما بايد انجام شود.
اگر شکست اتفاق بيافتد حمايت هم کلاسي ها و به ويژه خانواده در فرايند شروع مجدد حياتي خواهد بود.تمام کارآفرينان در برخي نقاط از شغلشان با شکست مواجه خواهند شد.
10-برقراري شبکه:
کارآفرينان به ندرت فقط يک پروژه را در زندگيشان هدايت مي کنند.در حالي که آنها از يک فعاليت به فعاليت ديگر حرکت مي کنند شبکه ارتباطي شان اهميت بيشتري در موفقيتشان پيدا مي کند.شخص کارآفرين به ندرت اجازه مي دهد که يک فرصت ارتباطي از دست برود.آنها به نقشي را که ديگر مردم در موفقيت شان دارند اهميت بسيار مي دهند.
شخص کارآفرين احتياج دارد که برقراري شبکه ارتباطي را يک فعاليت قبل از کليه فعاليت ها قرار دهد.اين فقط به منظور ملاقات با افراد نيست بلکه به منظور حفظ ارتباط است و در واقع اهميت ارتباط هاي بعدي به اندازه اولين ملاقات است.
به ياد داشته باشيد هيچ کس دوست ندارد که احساس کند فقط يک وسيله است و کارآفرين فقط به اين جهت به آنها علاقه مند است که آنها کاري مي توانند برايش انجام دهند.
کارآفرين موفق با دقت خواهد انديشيد که ساير افراد از برقراري شبکه چه سودي به دست خواهند آمد.
منبع:خانه پژوهش نواندیش


سه شنبه دوم مرداد 1386-9:29 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
نگراني‌هاي يك بازارياب

نگراني‌هاي يك بازارياب

دلمشغولي همه صاحبان يك كسب و كار، فروش و پول در آوردن است و ديگر نيازي به توضيح واضحات نيست. نياز اول و آخر يك كاسب وجود مشتري است و اين به بزرگي و كوچكي آن ربطي ندارد. كسب و كارهاي بزرگ به خاطر وجود مشتريان رشد كرده و قدرتمند شده‌اند و كسب و كارهاي كوچك و نوپا هم براي رشد و توسعه به مشتري احتياج دارند. هدف يك بازارياب هم چيزي جز جذب مشتري و معرفي كسب و كار نيست.
اگر مي‌خواهيد پروسه بازاريابي با موفقيت پيش رود و پاسخگو باشد، بيشتر فروش كنيد و در آمدتان افزايش يابد و كسب و كارتان رونق گيرد، بايد براي مشتري‌هايتان- چه آنها كه ممكن است مشتري شوند و چه آنهايي كه در حال حاضر خريد مي‌كنند- ارزش و احترام قايل شويد. مهم‌ترين و اولين كار اينست كه نيازهاي او را برآورده كرده مشكلاتش را حل نماييد.
در واقع «فروش» را مي‌توان اين طور خلاصه كرد: «حل مشكلات و برآوردن نيازهاي مشتري.» اين مشكلات مي‌توانند آن‌هايي باشند كه در حال حاضر با آنها رو به روست يا دشواري‌ها و نيازهايي كه ممكن است در آينده و با روي دادن تغييرات گوناگون، پديد آيند.
در واقع يك كاسب موفق «حلال مشكلات مشتري» است. ولي انجام اين كار چندان هم ساده نيست. اگر نتوانيد درست به هدف بزنيد و همان نقطه گره خورده را بيابيد، قطعا راه حلي هم در كار نخواهد بود و بدتر از همه اين كه وقت و پولتان را هدر مي‌دهيد و اعتبارتان را نيز از دست خواهيد داد. كليد حل اين معما اينست كه مشكل و نياز را به درستي و روشني تعريف كرده خودتان را جاي مشتري بگذاريد و مسئله را از زاويه ديد او بنگريد. البته دقت كنيد ممكن است كه مشكلات چندي به چشم شما بيايند ولي مشتري فقط به يك يا چند تا از آنها اهميت مي‌دهد و مي‌خواهد كه آن را حل كند و از شرش خلاص شود. پس پرداختن به همه مشكلات ارزش ندارد چرا كه مشتري احتمالي به سادگي از كنارشان مي‌گذرد. ساده‌ترين راه يافتن اين نقاط تاريك، سوال كردن از مشتريان و توجه به پاسخ‌هاست.
بزرگترين مشكلات بازاريابان اينست كه نمي‌دانند چطور كسب وكار را معرفي كنند كه مزايا و امتيازات آن را دست نمايان كند، كيفيت كالاها و خدمات را منعكس نمايد و نشان دهد كه اين كسب و كارها همانيست كه دقيقا نيازها و خواسته‌هاي مخاطبانش را برآورده مي‌كند. در يك كلام پروسه بازاريابي موفق آن است كه اعتماد مشتريان بالقوه را جلب كرده آنها را به خريد تشويق مي‌‌كند. يك بازارياب ماهر، نگاه و اعتماد مشتري را از رقيب به كسب و كار خودش برمي‌گرداند. اجرا و طراحي اين پروسه اصلا ساده نيست و به رعايت اصولي كلي، تيزهوشي، دقت، خلاقيت و نكته‌بيني و صد البته تجربه احتياج دارد. بازاريابان نگران هستند كه مبادا طرحشان خوب جواب ندهد، صاحب كسب و كار ناراضي شود و او كارش را از دست بدهد. در اصل يك بازارياب با نگراني‌هاي متعددي دست به گريبان است كه همگي درباره موفقيت بازاريابي و راضي كردن كارفرما و حفظ موقعيت شغلي‌اش هستند:
- جلب مشتريان جديد
- حفظ مشتريان كنوني
- فروش بيشتر به مشتريان كنوني
- ارتقاي كيفيت خدمات مشتريان
- كاهش هزينه‌هاي كارمندان
- به حداقل رساندن ميزان نارضايتي مشتريان و اعتراض‌هايشان
- كاهش مدت زمان اختصاص يافته براي بازاريابي
- بهره‌گيري از فن‌آوري‌هاي نوين
- توليد و فروش محصولات جديد
فروشندگان موفق آنهايي هستند كه مهم‌ترين و قابل توجهترين مشكلات مشتريان بالقوه و كنوني را كشف كرده روش‌هايي ساده، مقرون به صرفه و موثر براي حل آنها ابداع مي‌كنند. بازاريابان و فروشندگان دانا آن مشكلاتي كه مشتري مي‌‌خواهد حل شوند را برمي‌گزينند و با نهايت توانشان براي گشودن آن گره تلاش مي‌كنند. اين دو مرحله نقشه مناسب و سازمان‌بندي شده‌اي لازم دارد.
مشكلاتي كه ارزش پرداختن به آنها قابل توجه باشند، همان‌هايي هستند كه افراد حاضرند براي دريافت راه حل پول بدهند. براي يافتن اين كليد معما بايد بتوانيد اين دو نوع مشتريان را از هم تميز دهيد. در واقع مشتريان بازار هدف نيز دو گروهند: آنهايي كه مي‌خواهند براي راحتي كارشان و دريافت توصيه‌ها و راه‌حل‌هاي كارگشا پول بدهند و آنهايي كه ترجيح مي‌‌دهند يا اصلا به مشكل نپردازند يا اين كه خودشان راه چاره‌اي بيابند. در هر حال اين گروه تمايلي به خريد و پول دادن ندارند. يكي ديگر از خطوط راهنماي اصلي‌ تدوين يك طرح موفق بازاريابي اينست كه اين راه حل‌هاي موثر و مقرون به صرفه و سهل‌الوصول را به مشتري معرفي كنيد. نحوه اين ارائه بايد به شكلي باشد كه مخاطبان احساس كنند كه اين كالاها يا خدمات همان‌هايي هستند كه آنها دنبالشان بوده‌اند و مي‌توانند نيازشان را مرتفع نمايند. اين كلمات و تصاوير بايد اين پيام مهم را منتقل كنند كه «اين كسب و كار براي مشتري ارزش قايل است و به او اهميت مي‌دهد.» زماني كه مشتريان دريابند با خريد كالا يا خدمات شما مي‌توانند در وقت، پولشان صرفه‌جويي كرده از دردسر خلاص شوند، به كسب و كارتان روي خواهند آورد.
رقيبان شما در بازار فراوان هستند و همگي به مشكلات مشابهي پرداخته‌ايد ولي كسي در ميدان رقابت‌ برنده است كه بتواند راه حل‌هايي منحصر به فرد و يگانه و هر چه جذابتر و ساده‌تر ابداع كند كه زمان كمتري لازم داشته باشد تا نتيجه دهد. مردمان دنياي امروز همگي سرشان شلوغ است و از كمبود وقت مي‌نالند. اگر آنها در پي يافتن راه حلي باشند، دوست ندارند با بسته‌اي پيچيده و وقت‌گير روبه‌رو شوند كه نشاني از توانايي حل مشكل ندارد. سادگي، اختصار، مفيد بودن و داشتن حداكثر معنا و كاربرد در حداقل فضا، عناصري هستند كه مردمان گرفتار جهان كنوني طالب آنها هستند.
فروشندگان و بازاريابان سرآمد، مبتكران اين راه‌حل‌هاي نوين هستند. آنها خود را جاي مشتريان مي‌گذارند و مي‌پرسند كه «اگر از آنها بپرسم كه مهم‌ترين نگرانيشان چيست، چه جوابي مي‌‌دهند؟ دوست دارند كه مشكلشان چطور حل شود؟ خود من در حل چه مشكلات و برآوردن چه نيازهايي تواناترم؟»
در موفقيت يك طرح بازاريابي و پس از آن برنامه كسب وكار، توجه به دو عنصر حياتيست: اول اين كه بدانيد در چه حوزه‌هايي تواناتريد و دوم اين كه مشتريان احتمالي بيش از همه خواهان چه چيز هستند. علاوه بر اين يك ملاحظه دروني را هم فراموش نكنيد. مشتريان منابع درآمد هر كسب و كاري هستند. اين يك واقعيت انكارناپذير است ولي مراقب باشيد كه آنها را به شكل اسكناس‌هاي متحرك نبينيد! اين ديدگاه شايد در آمدتان را افزايش دهد ولي كاري مي‌كند كه شما مدام به فكر پول‌سازي باشيد نه حل مشكلات و برآوردن نيازهاي مشتريانتان. زماني كه «حل مشكل» را معناي فرايند بازاريابي و فروش بدانيد، با احساس بهتري تلاش مي‌ كنيد و با اضطراب و نگراني كمتري به فكر استراتژي‌هاي نوين بازاريابي خواهيد بود. اين آرامش و حس مثبت خدمت‌رساني به مشتري، موفقيت كسب و كار و افزايش درآمد را هم در پي خواهد داشت.
حس خوب كمك به ديگران و حل مشكلاتشان با موفقيت در آن تقويت مي‌شود. اين اصل كه موفقيت، موفقيت و پيروزي به دنبال دارد كاملا پذيرفته شده و در مورد فرايند بازاريابي هم صادق است.
پيدا كردن راه حل براي هر مشكلي اصول كلي دارد كه افراد ماهر و موفق در حل مسائل به خوبي از آنها پيروي مي‌‌كنند. اين قواعد همان‌طور كه درباره حل يك مسئله رياضيات، فيزيك يا برنامه‌نويسي كامپيوتر صادق هستند، در خصوص تدوين يك طرح بازاريابي و راهبردهاي فروش نيز صحت دارند. در واقع ماهيت هر دوي اين موقعيت‌ها يك چيز بيشتر نيست: حل يك مسئله و گشودن يك گره.
حتما عبارت «مهارت حل مسئله» را شنيده‌ايد كه شايد بيشتر از زبان روانشناسان به گوشتان خورده باشد. مادر ادامه پنج گام كلي در باز كردن يك در بسته را توضيح خواهيم داد كه يك نوع استراتژي حل مسائل را در خود دارند. اين پنج پله، نردبان صعود به يافتن راه چاره‌اي موثر و گشودن گره‌هاي كار است.
اين مهارت از تفكري سيستماتيك سخن مي‌گويد كه هرگز اجازه نمي‌دهد شما پله‌ها را چهار تا يكي بپريد. هر گام در اين راه حل سازمان يافته ارزش و جايگاه خاص خودش را دارد. عجله و سرسري گذشتن از هر يك از اين مراحل به موفقيت شما و كيفيت راه حل، صدمه خواهد زد.
گام اول: مشكل را به درستي بشناسيد و نياز اساسي و درجه اول مشتريان را انتخاب كنيد.
اين گام بسيار مهم و حياتيست. اگر مي‌خواهيد راه حل موثري بيابيد بايد ابتدا مشكل درست و كليدي را پيدا كنيد. براي شناختن احتياج و نگراني و خواسته مهم مشتريان احتمالي با آنها گفتگو كنيد و همين پرسش‌ها را بپرسيد. جواب‌هاي اين گروه شما را به سوي يافتن مقصد گام اول راهنمايي خواهند كرد. آيا اين مشتري از كيفيت بد كالاهاي موجود ناراضي است؟ قيمت‌ها ناراحتش كرده‌اند؟ شايد هم اصلا نيازهاي او تغيير يافته‌اند ولي كالاها و خدمات مانند قبل هستند و اصلا احتياجش رفع نمي‌شود؟ آيا او مي‌تواند مشكلش را به درستي تعريف كند؟
گام دوم: مشكل را تجزيه و تحليل كنيد.
چرا اين مشكل به وجود آمده؟ چه عواملي آن را تشديد مي‌كنند؟
اين مشتريان چقدر از آن ناراضي هستند؟ خيلي شديد است يا اين كه در حد متوسط است؟ آيا شما مي‌توانيد دلايل وقوعش را بيابيد؟ چه مدت است كه مخاطبان شما در گروه هدف با آن درگيرند؟
اين مشكل مي‌تواند بر چه گروه‌هايي از جامعه تاثير بگذارد؟




مرجع: روزنامه سرمایه




سه شنبه دوم مرداد 1386-9:24 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
ده نكته لازم براي كسب وكارهاي كوچك وجديددركارآفريني

ده نكته لازم براي كسب وكارهاي كوچك وجديددركارآفريني

ترجمه وتلخيص از:سيدنبي اله حسيني-مدرس كارآفريني دانشگاه

 

)Yahoo!Small Business منبع:اينترنت(

امروزه كارآفريني بعنوان يك استراتژي كارآمدبراي رويارويي بامشكلات فراروي جوامع ازجمله بيكاري وآثاروتبعات سهمگين آنها ونيز يكي ازمهمترين راهكارهاي برون رفت ازفضاي بسياربغرنج وپيچيده اقتصادي مورداهتمام وعنايت ويژه جوامع وافرادومجامع علمي-دانشگاهي واقع گرديده است.

مقاله اي كه درپيش روي داريدبه ذكرپاره اي ازمهمترين مواردي كه براي هرفعاليت نوپا وايجادكسب وكارهاي كوچك وزودبازده ضروري است ميپردازد.

1-قبل ازشروع تاآنجاكه ممكن است پول پس اندازكنيد:

دراغلب مواردمردم بدون هيچ پس اندازي وارد كسب وكارمي شوند.بعضي باگرفتن وام ازبانكهايادوستانشان كارراشروع ميكنند.اماآنهانمي دانندكه ممكن است ماه هاياسالهاطول بكشدتابه سوددهي برسندوهنگامي كه وام دهنده بفهمدكه اين كاربه اندازه كافي سودده نيست پولش راپس خواهدگرفت ويابراي دفعه بعد ازدادن وام خوداري مي كند.بعضي وقتها مردم مجبورمي شوندتابراي بازپرداخت وامهاازمسكن ياكارت اعتباري استفاده نمايندكه اين باعث ميشودخانه يااعتبارشان درخطربيفتد.

راه درست اين است كهتاآنجا كه ممكن ميباشدهرچه بيشترپول موردنياز راپس اندازكرد.

2-ازبندكفش آغازكنيد:

كوچك فكركنيد(باهزينه كم شروع كنيد)اگرمي توانيدكارتان رابدون دفتركارانجام دهيدپس درآغازسعي كنيدجااجاره نكنيد.تاوقتي كه كاري نداريدكارمندي رااستخدام نكنيد.

كساني كه كارشان راارزان شروع ميكنندمثلادريك گاراژازاين فرصت برخوردار مي گردندكه اشتباهات ناشي ازتازه كاربودن رادرمقياس كوچكترانجام دهند.

3-ازدارايي هاي شخصي خودمحافظت كنيد:

وقتي واردكسب وكارمي شويد،اين شخص خودتان هست كه مسئوول قروض بوجودآمده نظيروام ها،ماليات،پول مالكان وغيره مي باشدلذا اگرازخودمحافظت نكنيد،بستانكاران باحكم دادگاه مي توانندبه سراغ دارايي هاي شخصي شمامانندماشين ياخانه بروند.

اگروام هاي شمادرحال افزايش است سراغ تشكيل يك بنگاه ياشركت بامسئووليت محدودبرويد.

4-ببينيدكه چگونه مي خواهيدپول دربياوريد:

شمابايدبتوانيددرچندجمله بيان كنيدكه چگونه طرح كسب وكارتان سودمعقولي درپي خواهدداشت.تازه كارها لازم است بدانندكه چه هزينه هايي دارند،چقدر صرف خريداري كالامي شود،اجاره،پاداش كاركنان و...چقدراست؟آنگاه ميتوان فهميدكهچقدربايددرماه فروش داشته باشندوبه چه قيمتي بفروشندتااينكه آن هزينه هاراجبران كنندودركنارآن سودكافي نيزايجادكنند.

5-يك طرح كسب وكارتهيه كنيد،هرچندكه كوچك باشد:

پيداكردن مقداري سودوايجاديك نقطه سربه سراولين گام دراين راه است.دراكثرشركت هاي كوچك،بخش هاي اصلي طرح تجاري،تجزيه وتحليل نقطه سربه سر،پيش بيني سودوزيان وبرآوردگردش جريان نقدينگي هستند.بابرآوردگردش نقدينگي وسودوزيان شماميتوانيدايده كسب وكارخودرابهبودببخشيد.

تهيه يك طرح تجاري به شما اين اجازه را مي دهد كه تعيين كنيد چه چيزهايي هزينه هاي شروع كار هستند و استراتژي بازار يابي شما چه هست. اگر محاسبات شما روي كاغذ درست نباشد،در دنياي واقعي نيز درست نخواهد بود.

6-يك حاشيه رقابتي پيدا كنيد و آنرا ادامه دهيد:

درست كردن يك حاشيه رقابتي در ساختار كسب و كاربراي موفقيت دراز مدت خيلي اهميت دارد.بعضي روشهايي كه مي توان اين حاشيه هارابدست آوردعبارتنداز:بيشترازرقباي خودبدانيد،محصولي راتوليدكنيدكه تقليدازآن خيلي سخت ياغيرممكن باشد،توليد ياپخش آن راكاراتركنيد،مكان بهتري راانتخاب نماييدوياخدمات بهتري به مشتريان بدهيد.

ازاسراركسب وكارتان محافظت كنيد.اينهااطلاعات محرمانه اي هستندكه براي شمامزيت رقابتي دربازار ايجادميكنند.

بايدكاري كنيدكه اطلاعات شمامحرمانه بمانند.مثلا اسنادراباكلمه"محرمانه"علامت بزنيديابراي رايانه هارمزورودبگذاريد.

عكس العمل سريع دربرابرخبرهاي بديكي ديگرازاين روشهاست.وقتي كه مي بينيدكسب وكارتان بامشكل مواجه شده است بايدبايك طرح جديدبه سراغ آن برويد.مثلا محل دفتركارتان راتغييردهيديامحصول وخدمات جديدمعرفي كنيدويايك راه بهتربراي ارتباط بامشتري پيداكنيد.

7-كليه توافقنامه هارامستندومكتوب سازيد:

بعنوان يك قاعده شمابايدبرخي ازقراردادها وتوافقنامه هارامكتوب سازيد مانند:

-قراردادهاي بيش از1سال

-قراردادهاي فروش به ارزش 500دلاريابيشتر

-قراردادهاي مربوط به مالكيت حق كپي رايت

حتي اگرازنظرقانوني لازم نباشد،عاقلانه است كه تقريباهمه چيزرامكتوب كنيدزيراكه توافقات شفاهي رابندرت ميتوان اثبات كرد.

8-اشخاص شايسته رااستخدام كرده وبدرستي ازآنهانگهداري كنيد:

الويت شمااين باشدكه كاركنان شايسته رااستخدام كنيد.يك كارمندقوي حداقل 2يا3برابريك شخص بامهارت معمولي ميتواندارزش داشته باشد.

براي ايجاديك نيروي كارثابت وشاد،نه تنهابايدباكارمندان بطورعادلانه رفتاركردبلكه بايدكسب وكارشمانيزلايق آنهاباشد.كاركنان بايدكارشان رادوست داشته باشند.مشتريان نيزبه احتمال قوي به كسب وكارروبه رشدوفادارترخواهندماندوآن رابيشتربه دوستانشان توصيه مي كنند.

9-به وضعيت حقوقي كاركنانتان توجه كنيد:

هنگامي كه كارگري رابصورت قراردادي اجير مي كنيد مطمئن شويد كه ازاونبايدمانند يك كارمندرسمي ماليات كسرشود.

10-صورتحساب ها وماليات هاي خودراسرموعدبپردازيد:

دردنياي واقعي،به قول خودعمل كردن يك شهرت تلقي مي شودويك دارايي مهم محسوب مي گردد.لذا يك راهبرد واستراتژي اساسي آن است كه صورتحساب هاي خودراپيشاپيش وزودترازموعدبپردازيداين امرباعث كسب وجهه واعتبار براي شماخواهدگرديد.بيشترين اهميت راپرداخت بموقع ماليات بردرآمدمي تواندداشته باشدمخصوصا سهمي راكه شمابعنوان ماليات تكليفي ازفيش حقوقي كاركنان تان كسر مي نماييد.



مرجع: خانه کارآفرینان



سه شنبه دوم مرداد 1386-9:18 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
شش كلمه مهم در كارآفريني

شش كلمه مهم در كارآفريني
وقتي كه شما به عنوان يك كارآفرين شروع به كار مي‌كنيد، كمي كه جلو مي‌رويد با چالش‌هايي رو به رو مي‌شويد كه حسابي كلافه‌تان مي‌كنند و حسابي پريشان مي‌شويد. اين حالت طبيعي و عاديست و هر كارآفريني در مرحله‌اي از كارش با آن مواجه مي‌شود. گاهي اوضاع آنقدر دشوار است كه اصلاً پشيمان مي‌شويد و به خود لعنت مي‌فرستيد كه اصلاً چرا دست به كارآفريني زده‌ايد! به خود مي‌گوييد كه فقط يك آرزو دارم. مي‌خواهم كارمند كسي باشم.
من نشستم و فكر كردم كه من به عنوان يك كارآفرين چه چيزهايي را ارزش مي‌دانم و چه چيزهايي در كار و زندگي شخصي برايم مهم هستند. پس از قدري تامل شش كه پيدا كردم كه همه آن‌ها با حرف F شروع مي‌شوند. پس از اين كلمه به اين لغات توجه كردم و در كار و زندگيم آنها را لحاظ نمودم، توانستم ازدواج كنم، به فرزندان و همسرم عشق بورزم و در عين حال كسب و كاري موفق هم خلق كنم. اميدوارم اين شش لغت به شما هم كمك كنند.
1- Faith به معناي ايمان. من به خودم،‌ توانايي‌هايم و كارم ايمان داشته آنها را به تمامي باور دارم. علاوه بر اين ايمان دارم كه براي موفقيت حتي در لحظات دشوار و پيچيده هم ابزار مورد نياز را در دست دارم. اگر به هدفتان، خودتان و كسب و كارتان ايمان نداشته باشيد، چطور مي‌خواهيد موفق شويد؟
2- Family به معناي خانواده، همسر و دو دخترم تمامي زندگي من هستند و شروع يك كسب و كار مستقل باعث شد كه من بيشتر به آنها توجه كنم و در مركز زندگيم قرار گيرند. من سخت كار مي‌كنم ولي با وجود اين سه نفر كار و تلاشم هدفمند شده است.
3- Friends به معناي دوستان. هيچ كارآفريني نمي‌تواند به تنهايي موفق شود. تمامي شركت‌هايي كه در ليست ثروتمندترين‌هاي مجله Fortune قرار مي‌گيرند، هيئت مديره دارند و هرگز رئيس شركت به تنهايي تصميم نمي‌يگرد. يك كارآفرين دوستان زيادي دارد. وقتي هيچ كس نمي‌خواهد حرفتان را گوش كند يا كالا و ايده شما را ببيند، دوستان شما اين كار را مي‌كنند و علاوه بر اين هنگامي كه دچار مشكل شده‌ايد و كار و كاسبيتان كساد شده، اين دوستان بدون هيچ چشمداشت مالي، به شما مشاوره مي‌دهند.

4- Finances به معناي هزينه‌ها. بياييد روراست باشيم و به اين مقوله جدي هم بپردازيم. بيشتر ما كارآفرينان چون مي‌خواهيم بيشتر پول دربياوريم، از وظيفه كارمند بودن استعفا مي‌دهيم و كسب و كاري از خودمان راه مي‌اندازيم. اما بايد توجه كنيم كه پول درآوردن كار راحتي نيست و موانع بسياري سر راه وجود دارند. اگر به اين لغت چهارم توجه داريم بايد از خود بپرسيم : «امسال چقدر مي‌خواهم پول در بياورم؟» نمي‌توان هيچ پاسخي به اين سوال داد بلكه بايد پرسش ديگري پرسيد : «چقدر مي‌خواهم تلاش كنم و اصلاً چقدر كارم را دوست دارم؟»
5- Focus به معناي تمركز. خيلي قشنگ و خوشايند است كه ديگران بگويند كه فلاني يك كسب و كار از خودش دارد و آقا رئيس خودش است. اما تعيين هدف به تنهايي كافي نيست. مهم اينست كه اين اراده و خواسته به عمل درآيد و موفقيت خلق كند. بايد به كارتان بچسبيد و با تمام توان كار كنيد. حتي در مواقع سختي و دشواري كه با تنش و چالش روبرو هستيد هم تمامي قوايتان را بر اين كار متمركز نماييد.
6- Freedom كه معناي آزادي را مي‌رساند. در اصل اين بهترين و زيباترين هديه‌ايست كه كارآفريناني به خالق آن مي‌دهد. اما به ياد داشته باشيد كه اين F آخر در صورتي نوشته مي‌شود كه آن پنج F قبلي به درستي محقق شوند. بسياري در جستجوي همين آزادي،‌ كارفرمايشان را ترك كرده به كارآفريني روي مي‌آورند اما نمي‌دانند كه ارزش‌هايشان كدام‌ها هستند و همين‌طور گيج و بي‌هدف كار مي‌كنند كه مسلماً موفقيتي در پي نخواهد داشت. صد البته كه اين شش لغت تمامي ارزش‌هاي كارآفريني نيستند اما اگر در وضعيت گيج‌كننده و دشواري قرار گرفتيد، يادآوري اين شش F به شما كمك خواهد كرد تا بدانيد كه اولويت‌هاي توجه در اين لحظات چه چيزهايي هستند.
By : Paul Furiga
مترجم : آذين صحابي


سه شنبه دوم مرداد 1386-9:16 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
تاثیر محیط بر فعالیتهای کارآفرینانه

تهيه و ترجمه: عليرضا حاجي علي محمدي

کارآفرینان منابع را مدیریت می کنند تا چیز تازه ای بسازند اعم از شغل تازه یا کالا یا خدمت یا حتی بازار تازه. آنچه کارآفرینان موفق را از کارآفرینان دیگر متمایز می کند سرعت توسعه فعالیت اقتصادی آنان است. آنهایی بیشتر موفق هستند که فعالیت اقتصادیشان را بتوانند به سرعت رشد دهند. آنها موقعیت هایی را که در بازار دیگران به آنها توجهی نمی کنند می یابند و همین ایده بهره برداری کردن از این موقعیت ها را در ذهن آنها شکل می دهد. آنها خودشان را بخوبی در بازاری که در حال انتقال و تغییر است جا می اندازند که از این نظر مبتکر و مخترع شناخته می شوند. آنها به دقت پیش بینی می کنند که جهت بازارها در حال تغییر است و سپس آماده می شوند که بازارها را به راه بیندازند که دین کار را قبلاً کسی انجام نداده بود.

مردم اغلب فکر می کنند کارآفرینان در ابتدا موفق هستند چون آنها کالا یا خدمات تازه ای ابداع می کنند مثل موتور جستجور یاهو. اما اینطور نیست و اغلب کارآفرینان موفق کار خود را با افزایش در کیفیت یک کالا یا محصول ایجاد می کنند بدون اینکه چیز تازه ایجاد کرده باشند. آنها اطلاعات کوچکی روی آنچه دیگران انجام می داده اند ایجاد می کنند.

کارآفرینان پس از شروع کار خود به مشتریان توجه می کنند و با آرامی با اصلاحات دیگر خود را مطرح می سازند. سپس آنها به سرعت آنچه انجام می دهند را متعادل می سازند و این فرایند را بارها تکرار می کنند پیشنهاد بهبود کیفیت مطرح شده از طرف Jerry Greenfild Ben cohen منجر به موفقیت برای آنها شد. آنها شروع به ساختن بستنی با قیمت بالاتر با قطعاتی از میوه روی آن کردند این بستنی ها برای پاسخ به نیاز مشتریانی ساخته شد که بستنی های ساده را دوست نداشتند در آن زمان تولید کنندگان بزرگ بستنی در بازار بستنی میوه ای جدید وجود نداشتند و این بازار جدیدی بود که توسط این دو نفر ایجاد شد.

Jack Burton کار آفرین دیگری است که از Vermont شروع کرد. او با بهبود طراحی کالایی که اولین بار در 14 سالگی با آن آشنا شده بود توانست به موفقیت دست یابد با گذشت مدت کمی ا ز فارغ التحصیلی از نیویورک نقل مکان کرد و تخته اسکی های Burton را درست کرد. او می گوید ? بسیاری از مردم فکر می کنند من تخته اسکی جدیدی اختراع کرده ام در حالی که این درست نمی باشد?

طرح اولیه تخته اسکی ها بوسیله شرکت Brun swick ساخته شد در حالی که این شرکت هیچ گاه پیشرفتی در تخته اسکی های ساخته شده ایجاد نکرد. فلسفه Burton بهبود آنچه جا دارد بر اساس نیازهای واقعی مشتریان بود. Burton این مساله را به همگان یاد داد که: اگر محصولات اصلی برای مردم کسالت آور باشد آنها حاضرند با پرداخت پول بیشتر کالای با کیفیت تری بخرند.

طی ده سال اخیر کارآفرینان میلیونها فرصت شغلی تازه در جهان ایجاد کرده اند. از هر شش دانشجوی رشته مشاغل یک نفر می گوید هدف شخصی اش تاسیس یک شرکت اختصاصی است و کارشناسان پیش بینی می کنند در آینده سازمانهای بسیاری متولد شوند. به ویژه افزایش فعالیتهای جسورانه ( venture creation ) در بین زنان، مهاجران و اعضای گروههای کوچک و رده پایین پیش بینی می شود. سهم شغل های ایجاد شده بوسیله زنان کارآفرین از 24% در سال 1975 به 40% در سال 2000 افزایش یافته است.

آیا این رشد بیانگر جهش ناگهانی در تولد کارآفرینان است؟

پاسخ منفی است چون سرعت کارآفرینی با شرایط محیط کم یا زیاد می شود. در ایالات متحده سرعت فعالیتهای کارآفرینان در دهه 1920 افزایش یافت و پس از آن در دهه 1930 کاهش یافت و پس از آن و بعد از جنگ جهانی دوم افزایش و پس از آن کاهش چشمگیری از سال 1950 تا 1980 داشت دهه اخیر دوره دیگری از رشد کارآفرینی به علت اختراعات انجام گرفته در تراشه ها، کامپیوترها و وسایل ارتباط جمعی راه دور و تکنولوژی ارتباطات می باشد.

کاهش سرعت سودها و افزایش سرعت مهاجرت ها ب افزایش سرعت فعالیت های کارآفرینانه می انجامد هرچه افراد بیشتری تبدیل به کارآفرینان موفق می شوند ایجاد ساختارهای اجتماعی بهتر دیگران را مجبور می کند تا کارآفرین باشند. همچنین فاکتورهای سیاسی و اقتصادی نقش مهمی ایفا می کنند. به منظور ایجاد تحریک و انگیزه برای انجام کارآفرینی بسیاری از کشورهای آسیایی و اروپایی تسهیلات ویژه ای مهیا کرده اند و مالیات هایشان را کاهش داده اند.

هدف دولتها از این سیاست حصول اطمینان در این زمینه است که کشورشان از جهش کارآفرینانه ای که دست یابی به تکنولوژی های جدید آنرا ممکن می سازد عقب نمانند.

به سازمانهایی که کارآفرینان را حمایت می کنند incubator organization گویند. آنها به مشاغل جدید یا کسانی که می خواهند شغل ایجاد کنند به اصطلاح فضا .. می دهند.

یک شرکت حمایت کننده کار آفرینان می تواند یک روز کامل را سپری کند بدون اینکه نیازی به خرید تلفن یا اجاره دستگاه فتوکپی یا استخدام کارمند داشته باشند. حامیانی که هیچ نفعی برای کارآفرینان نمی توانند به همراه داشته باشند این خدمات را رایگان به کارآفرینان می دهند اما اغلب کارآفرینان بخشی از سود خود را با شرکت حمایت کننده که به موفقیت آنها کمک کرده تقسیم می کنند. در شهر نیویورک کارخانه های سرمایه گذاری روی فعالیتهای جسورانه فضای حمایت کننده را برای کارآفرینان ایجاد می کنند تا سرمایه گذاری آنها را پرورش دهند.

برخی سرمایه گذاران این زمینه معتقدند سازمانهای حمایت کننده راههای بدون خطر برای شروع فعالیت کارآفرینانه هستند. که بوسیله آنها می توان دید که آیا این کار در ابتدا توسعه می یابد و پس از آن تصمیمات بهتری در مورد سرمایه گذاری روی این کار گرفته شود.

صاحبان مشاغل کوچک؛

برخی از مردم به اشتباه واژه کارآفرین را در معنی صاحب مشاغل کوچک به کار می برند. در ایالت متحده مشاغل کوچک به کارخانه هایی که کمتر از 500 کارمند دارند گفته می شود بنابراین واژه صاحب مشاغل کوچک به شخصی که صاحب حق مالکیت کارخانه با زیر 500 کارگر است گفته می شود.

اداره مشاغل کوچک ( SBA) (small business administration ) یک نهاد دولتی است که مسئول حمایت از فعالیتهای مشاغل کوچک است. این نهاد منابع سودمند زیادی برای کسانی که چنین مشاغلی را ایجاد کرده و آنرا به خوبی مدیریت می کنند ارائه می دهد. بر اساس آمارهای سازمان SAB در سال 2000 در آمریکا 24 میلیون شغل کوچک وجود داشته که این تعداد 40% کارخانه های آمریکا و 75% تمام مشاغل جدید ایجاد شده است.

بسیاری از کارآفرینان برای مدت کوتاهی صاحبان مشاغل کوچک هستند. اما تمام صاحبان مشاغل کوچک کارآفرین نخواهند شد به عبارت دیگر همه صاحبان مشاغل کوچک وارد یک فعالیت شغلی جدید نمی شوند. افراد با خرید کارخانه ها صاحب مشاغل کوچک می شوند اما بسیاری از این صاحبان مشاغل تمایل دارند مشاغل خود را کوچک نگه دارند و آنطور که کارآفرینان عمل می کنند شغلشان را توسعه ندهند. این طبیعی است که اعتقاد داشته باشید کارکردن برای خودتان ممکن است بهتر از کارکردن برای دیگران باشد اما حتی اگر شما صاحب شغل نباشید کارکردن در یک کارخانه کوچک متفاوت از کار کردن برای یک کارخانه بزرگ است. یک اختلاف بزرگ در میزان رضایت است. در رأی گیری اخیر انجام شده، کارخاه هایی با کمتر از 50 کارمند دارای کارمندان راضی تری هستند. مشاغل کوچک ضررهایی شامل حقوق کم و امکانات پزشکی و بیمه ای کم یا صفر دارند. اما برای اکثر افراد این زیان ها با رضایت ناشی از فضای خوب کاری خنثی می شود. در مشاغل کوچک از افراد انتظار می رود تمام مهارت های خود را به نمایش بگذارند. آنها به راحتی می توانند ببینند چگونه کارشان روی تبلیغات شرکت اثر میگذارد و یا چگونه عمل آنها روی سود آوری شرکت موثر است.

مشاغل فامیلی؛

مردم اغلب فکر می کنند مشاغل کوچک، مشاغلی فامیلی هستند ولی در واقع مشاغل فامیلی می توانند کوچک یا بزرگ باشند ممکن است شغل فامیلی در اثر فعالیت کارآفرینانه به سرعت رشد کند یا اینکه رشد کندی داشته باشد.

برای دولت تعریضی برای مشاغل فامیلی وجود ندارد ولی اغلب این عنوان برای توضیح دادن شغلی که صاحب و مدیریت آن در دست افرادی است که با یکدیگر رابطه فامیلی دارند به کار می رود. اغلب این مشاغل مسیر اولیه خود را تغییر می دهند. یک نمونه آن کارخانه Kohler ، 125 سال پیش به عنوان مخترع وانهای حمام به سبک مدرن شناخته شد پس از آن کارخانه ساده او تبدیل به کارخانه ای با محصولات متنوع از جمله مبلمان، موتورهای کوچک و زمین های گلف می باشد. و هنوز هم بوسیله یک فامیل کنترل می شود و بسیاری از افرادی که با هم رابطه فامیلی دارند استخدام می کنند.

همانطور که در آینده خواهیم گفت فشارهای توسعه یک شغل می تواند یک استرس بزرگ برای کارآفرینان و افرادی که با ریا برای آنها کار می کنند ایجاد کنند. بویژه گره های کور در اینجا افزایش می یابند برخی مشاغل فامیلی با واگذار کردن مدیریت شروع کارشان به افراد با مهارت به این فشارها غلبه می کنند. فامیلی های دیگر به دنبال راههایی هستند که رشد شغلشان را همراه با کنترل مالکیت و مدیریت نگه دارند.

منبع: Essentials of Organization Theory



دوشنبه یکم مرداد 1386-9:33 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
رموز موفقیت در زندگی و کار

به نظرم یکی از مهمترین رموز موفقیت در زندگی و کار «برخورداری از اطلاعات بیشتر» است. وقتی دانش و اطلاعات شما بیشتر باشد، تصمیم درست تری اتخاذ می‌کند که این هم به نفع شماست و هم به نفع سازمان یا شرکت شماست. سی سال پیش، تلفن همراه وجود نداشت، فکس وجود نداشت، اینترنتی در میان نبود و کامپیوترها به این اندازه نبودند که فقط روی یک میز فضای کمی به خود اختصاص دهند یا حتی قابل حمل باشند. اما سی، پنجاه یا حتی یکصد سال پیش می‌توانستید افرادی را بیابید که در کار و زندگی‌شان موفق بوده اند: آنها چه می‌کردند که به موفقیت دست می‌یافتند؟ آیا در اتاق پشتی فروشگاه یا شرکت‌شان، یک دستگاه کامپیوتر نوت بوک داشتند که به شبکه‌ی اینترنتی مخفی آن زمان متصل بود؟ نه! چنین چیزی آن زمان امکان پذیر نبود. ما داریم حتی در مورد زمانی صحبت می کنیم که روزنامه‌ها آنقدرها هم فراگیر نشده بودند و صنعت چاپ یک صنعت مدرن و مکانیزه مثل امروز نبود. اما اگر در مورد افراد موفق تحقیق کنید خواهید دید که موفق‌ترین آنها دارای شبکه‌ای قوی از ارتباط با افراد موفق دیگر بودند. افراد موفق در کار و زندگی فقط اجازه می‌دادند که افراد موفقی چون خودشان دور و برشان باشند، با آنها معاشرت می‌کردند و از آنها چیز می‌اموختند. این خودش یک راز موفقیت است که نسل به نسل و سینه به سینه این راز را به یکدیگر انتقال می‌دادند.

تحقیق کنید و ببینید که افراد موفق کسانی بودند که اطلاعات و اخبار و دانش و تجربه ی دیگران را به سوی خود جذب می‌کردند. چگونه؟ خیی ساده : آنها جویای علم و دانش و اطلاعات بودند. به راحتی و بدون خجالت و رودربایستی آنچه نمی‌دانستند را از آگاهان و ناظران می‌پرسیدند. پس یک راز موفقیت دیگر همین است که اگر چیزی را نمی‌دانی بپرسید و بعد در باره آنچه به دست می‌آورید،‌ پرس و جو کنید و اطلاعات خودتان را افزایش دهید.

افراد موفق، افراد موفق دیگر را زیر نظر می‌گیرند و منابع خبری و اطلاعات و تجربه‌های آنها را شناسایی می‌کنند و خودشان در صدد این برمی‌آیند که با آن منابع ارتباط برقرار کنند. در قدیم، زمانی که این تکنولوژی نوین کنونی در اختیار نبود، مثلاً در دوره ی کشاورزی، پدران به فرزندان (اکثراً پسران) این دانش و اطلاعات و تجربیات را منتقل می ساختند، در دوره ی صنعتی، پدران دیگر توانایی این را نداشتند که همه ی اطلاعات را به فرزندانشان بدهند بنابر این آنها را راهی کارگاهها و دانشگاهها می‌کردند تا مهارت های لازم را از استادان فرابگیرند. ما اکنون در عصر و دوره‌ای هستیم که به آن عصر اطلاعات و ارتباطات می‌گویند، عصری که من آن را عصر گرداب گسترده گیتی می‌دانم (که ماهیت جذب کردن دارد و بی چون و چرا همه را در نهایت به سمت و سوی خود جذب می‌کند.) در این عصر، افراد موفق، افرادی هستند که خیلی سریع و حرفه‌ای مهارت‌ها را به صورتی خودآموخته فرا می‌گیرند و به کار می‌بندند. پدران و دانشگاه‌ها واقعاً و در عمل نمی‌توانند همه ی آنچه افراد به آن نیاز دارند را بدهند، پدران اگر بتوانند فقط می‌توانند حمایت کنند و تشویق، استادان فقط می‌توانند راه را نشان بدهند و فرزندانی که جویای علم و دانش و موفقیت هستند باید اقدام کنند به جستجو و کاوش در منابع عظیم اطلاعات موجود و فراگرفتن آنچه باید بدانند.

پس یکی از دیگر رموز موفقیت این است جستجو کنیم و خودمان، خودمان را آموزش دهیم با استفاده از منابع علمی و کاربردی موجود (مواد و مطالب و کتب آموزشی و منابع انسانی آموزشی). اینترنت، امروز فضایی است که شما می‌توانید در آن همه‌ی این کارها را انجام دهید. من این را معجزه‌ی موفقیت می‌دانم. بگذارید یک مثال بزنم. در اینترنت در حال حاضر میلیونها سایت موجود است با میلیاردها صفحه اطلاعات، هزاران هزار نفر از بهترین استادان و دانشمندان به آن متصل هستند که هریک منابع خاص و تخصصی خود را یافته‌اند و خود را با استفاده از آن منابع به روز می‌کنند. دقیق که نگاه کنیم، آنها را افراد موفقی خواهیم یافت و طبق آنچه در بالا گفتم کافی است خودمان را به آنها و نیز به منابع آنها نزدیک کنیم و از این ارتباط و اتصال برای دستیابی به موفقیت‌های خود استفاده کنیم.

تکنولوژی
RSS یکی از بهترین ابزارها برای موفقیت شماست و این حرف مرا تحقیق کنید و ببینید که موفق ترین شما کسی ات که در این روزها بیشترین استفاده را از تکنولوژی RSS دارد. با استفاده از نرم افزارهای جمع آوری کننده اخبار و اطلاعات و خبرخوانهای RSS
اطلاعات، به محض آنکه از سوی منابع خبری، ‌سایت‌ها یا وبلاگها به روز رسانی می‌شوند در اختیار شما قرار می‌گیرند و شما می توانید خیلی راحت متوجه شوید که افراد موفق (یا رقبای کاری و تجاری) مورد نظر شما بر روی اینترنت از چه منابعی استفاده می‌کنند، کافی است مسیر موفقیت آنها را دنبال کنید و شما نیز با افرادی یا شرکتها و موسساتی ارتباط برقرار کنید که آنها می‌کنند. اخبار و اطلاعات را دریافت کنید و با آنها به روز باشید و مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید. این هم راز دیگری است از موفقیت. به این ترتیب بعد از مدتی می‌توانید با رقبا به رقابتی سالم بپردازید چرا که ممکن است تحلیل شما از قضایا درست تر باشد به خاطر تنوع بیشتری که از منابع اطلاعاتی و اخبار خود داشته اید.
امروزه با استفاده از روشها و تکنیک های بسیار ساده و عملی می توان در تامین بهداشت روانی و کسب موفقیت در زندگی گامهای مثبت و سازنده ای برداشت کشفیات جدید روان شناسی معتقد است که رمز موفقیت , برخورداری از هوش و ذکاوت و یا شانس نیست بلکه در استفاده از توانایی و مهارت در عمل است . استفاده از تواناییهای جسمی و روانی که دراعماق وجود هر فرد به صورت دست نخورده باقی مانده است می تواند فرد را در راه رسیدن به هدف یاری کند و آنچه که موجب تفاوت میان فرد عادی و فرد موفق می شود , نحوه استفاده از این تواناییها است که به صورت ویژگیهایی نمایان می شود . این ویژگیها به فرد نیرو می دهند تا برای رسیدن به موفقیت فعالیت کند.

1- انگیزه : هر فرد موفق انگیزه نیرومند دارد که پیوسته او را به دنبال خود می کشاند و موجب پیشرفت او می گردد فرد برای حرکت فعالیت و تلاش خود دلیلی یافته که موجب می گردد , از تواناییهای بالقوه خود استفاده نمود و استعدادهای درونی خود را شکوفا کند.وجود انگیزه افراد موفق را از افراد عادی متمایز می کند و سبب می شود که زندگی رنگ و روی خاصی بگیرد. هیچ عظمتی بدون انگیزه بزرگ به دست نمی آید , خواه در زمینه ورزشی باشد خواه هنری و علمی ….
2- ایمان : ایمان نیروی محرکه ای است که وجود را به سوی ترقی و تعالی حرکت می دهند حضرت علی (ع)در نهج البلاغه آمده است : (( ایمان , عبارت است از معرفت و یقین قلبی و اقرار داشتن به زبان و عمل کردن بر طبق آن)) .
ایمان انسان را امیدوار بار می اورد و دل را به خداوند و رحمت او مطمئن می سازد. قانون زندگی , قانون اعتقاد و ایمان است . در جزر و مد زندگی, نگرانیها و هیجانات روحی , اتکاء به خداوند و ایمان به تعالیم الهی , بهترین پناهگاه است . افراد موفق کسانی هستند که ایمانشان محکم است و توجهات دلشان به ساحت قدس الهی زیاد است .

3- استراتژی : برای رسیدن به موفقیت تنها داشتن نیروی محرکه و منابع کافی نیست بلکه باید از منافع به موثرترین وجه استفاده نمود و مسیرو جهت مشخصی را نیز تعیین کرد . استراتژی روشی است که با آن امکانات را در جهت هدف تنظیم می کنند . استراتژی شناخت این واقعیت است که با هوش ترین و نیرومندترین فرد هم برای پیشرفت , نیاز به پیدا کردن راه صحیح دارد. اگر فرد بداند که برای تصمیم گیری ها چه قدمهایی را باید بردارد و نحوه برداشتن قدمها چگونه است , هر زمان که دچار بی تصمیمی گردد , می تواند خود را به فرد مصممی تبدیل کند . همه انسانها منابع و امکانات یکسانی را در اختیار دارند ام استراتژی یعنی نحوه استفاده از آن منابع و امکانات را نمی دانند . برای رسیدن به هدف , کافی است , استراتژی خاص آن را دانست .
4- درک ارزشها: ارزشها سیستم خاص عقیدتی برای تشخیص درستیها از نادرستی ها هستند. شناخت این ارزشها است که زیستن را توجیح می کند چیزهایی مانند تقوا حب وطن , ایمان به خدا عشق به آزادی , نوع دوستی ارزش نامیده می شوند . ارزش , قضاوتی اساسی اخلاقی و عملی در مورد چیزهایی است که دارای اهمیت هستند. ارزشها , نوعی داوری است درباره آنچه که زندگی را برای ما ارج دار می کند . بسیاری از مردم در مورد این که چه چیزی در زندگی آنها مهم است قضاوت روشنی ندارند و اغلب کارهایی را می کنند که بعدا موجب ناخوشنودی آنان می گردد و دلیل آن هم این است که به طور ناخود آگاه اموری را برای خود و دیگران صحیح می دانند اما مطلب برای خودشان روشن نیست . هنگامی که موفقیت های بزرگ از نظر
می گذرانیم , تقریبا همیشه به کسانی بر می خوریم که به روشنی می دانند چه چیزهایی واقعا مهم هستند , به عبارت دیگر از ارزشها درک روشنی دارند
5- انرژی : انرژی به صورتهای مختلفی خود را نشان می دهد , گاهی به صورت خروش و هیاهوی شادمانه و زمانی به صورت میل به سازندگی است . حرکت به سوی زندگی بهتر و موفقیت , با حالت سستی و افسردگی تقریبا غیر ممکن و محال است . افراد موفق , همیشه به دنبال فرصتها هستند . آنان معتقدند که انسان هیچ وقت به اندازه کافی وقت ندارد . موفقیت های بزرگ را نمی توان از شور و انرژی جسمی و معنوی که سبب می شوند تا فرد از همه توان خود استفاده کند , جدا نمود. بنابراین هر چه انرژی فرد بیشتر باشد بدن کارایی بیشتر و روحیه بهتری داشته و بهتر می تواند , استعدادهای نهفته خود را برای رسیدن به نتایج عالی به کار گیرد .

6- تسلط به فن ارتباط: قدرت ایجاد رابطه یکی از مهم ترین مهارتهایی است که هر فردی می تواند داشته باشد . امروزه دانشمندان علوم رفتاری به این نتیجه رسیده اند که ارتباط مایه قدرت است و کسانی که این فن را به نحو موثر به کار می گیرند می توانند جهان را به گونه ای متفاوت درک کنندو جهان نیز آنان را به گونه ای متفاوت درک می کند . کسانی که بر اندیشه ها , احساسات واعمال اکثر انسانها تاثیر می گذارد افرادی هستند که می دانند چگونه از ابزار قدرتمند ارتباطات استفاده کنند .
هر فردی از طریق برقراری دو نوع ارتباط , تجربیات زندگی خود را شکل
می دهند :
الف ) ارتباطات درونی یعنی گفتن یا احساس تصورات درونی .
ب) ارتباط بیرونی یعنی استفاده از کلمات , لحن صدا و تغییرات چهره برای برقراری ارتباط با دنیای خارج .
مساله مهم و قابل توجه این است که زندگی افراد موفق نشان می دهد که اتفاقات روزانه تعیین کننده کیفیت زندگی نیست بلکه عکس العمل های انان در برابر این اتفاقات تعیین کننده است .

7- نیروی صمیمیت : افرادی که بتوانند رشته های مودت و صمیمیت را با مردمی که دارای عقاید و فرهنگ متفاوت هستند مستحکم کنند , بزرگترین موفقیت را در زندگی خود به دست آورده اند . تقریبا تمام افراد موفق قدرت فوق العاده در جلب دوستی دیگران دارند و می توانند با افرادی که خصوصیات و اعتقادات گوناگون دارند ایجاد صمیمیت کنند . افراد موفق همچنین دارای نرمش , انعطاف پذیری و جاذبه خاصی هستند و بدین ترتیب می توانند , توجه افراد کثیری را به خود جلب کنند . چنانچه بتوان با افراد مناسب , رابطه صمیمانه و دوستانه برقرار ساخت می توان هم نیاز آنان را برطرف نمود هم آنان احتیاج فرد را بر طرف سازند.


مرجع:
www.modirha.com



مرجع: به نقل از کارآفرینی دانشگاه شریف



دوشنبه یکم مرداد 1386-9:31 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
بهره گيري از آموزه هاي دراكر

بهره گيري از آموزه هاي دراكر

 

اندیشه های پيتر دراكر بهانه اي شده است تا آنها كه با «علم مديريت» و «مديريت كسب و كار» سر و كار دارند به مرور آثارش بپردازند و انديشه هايش را بررسي و احيانا نقد كنند، هر چند كه كمتر كسي به خود جرأت مي دهد كه آموزه‌هاي كسي را به چالش بكشد كه عنوان " پدر مديريت نوين" را از آن خود كرده است. اين نوشته شايد از حيث بهانه مشابهتي با سايرين داشته باشد اما بر سر تبيين انديشه هاي دراكر نيست بلكه به دنبال ترسيم شرايطي است كه دراكر و امثال او فرصت توسعه و ظهور مي يابند.

مهم ترين خدمت دراكر«شناساندن مديريت به عنوان يك حرفه قابل احترام و اعتنا» بود. او به مديران و دانشجويان علم مديريت مي آموخت كه سازمانها چگونه مــوفق مي شوند و چگونه شكست مي خورند. انديشه هاي او حاصل تعامل با رهبران كسب و كار و مديران شركتهاي بزرگ در سراسر دنيا و حتي بخش غير انتفاعي بود. او زماني كه از چالشهاي قرن آتي سخن مي گفت پيشگويي نمي كرد بلكه با مدل سازي و مفهوم سازي از آنچه در واقعيت شركتهاي تجـــاري و در عرصه اقتصاد و اجتماع مي گذشت به ترسيم وضعيت سازمانها مي پرداخت.

دراكر مديريت را يك تمرين (
practice) مي دانست از آن جهت كه نتايج آن تئوري نيست بلكه واقعياتي است كه رخ مي دهد. از ديدگاه او علم مديريت به مديران كمك مي كند تا با ابزار هاي مناسب به نتايج مطلوب دست يابند اما به‌كارگيري اين ابزارها علم نيست بلكه تمرين است. اين ديدگاه است كه از او نه يك تئوريسين بلكه يك كارگزار (practitioner) مي سازد. او در عرصه رسانه ها به عنوان روزنامه نگار و نويسنده كتاب و مقاله، در عرصه دانشگاه به عنوان معلم و پژوهشگر ، و در عرصه صنعت و بنگاههاي تجاري به عنوان مشاور فعاليت مي كرد . همه نوشته هاي او در حيطه مديريت عملي و كاربردي است. به عبارت بهتر او در واقعيتي ريشه دارد كه در بنگاههاي تجاري زمان خودش جاري بوده است . او اين فرصت را يافته است كه در شركتهايي كه در شرايط رقابتي سخت و دشوار ، شكست يا پيروزي راتجربه مي كرده اند حضور داشته و تجارب دست اول را پشتوانه نظرات و ايده هاي خود كند.

در شرايط رقابت بنگاههاي تجاري پيشرو به تجارب نو و ابتكاراتي در مديريت و اداره سازمانهاي خود دست مي‌زنند تا رقباي خود را از ميدان به در كنند و تمام مفاهيم رايج در جامعه مديريتي دنيا نظير «انواع ساختارهاي سازماني»، «سازمان ناب» ،« برون سپاري» و «توليد به هنگام» و نظاير آن حاصل ابتكارات مديران در عرصه رقابت است كه توسط پــژوهشگران مشاوران و استاداني نظير دراكر غني تر شده و به صورت مدل هاي كاربردي ارائه شده اند. پس مي توان گفت كه افرادي نظير دراكر ضمن اينكه تاثير بسزايي در توسعه بنگاهها و جامعه كسب و كار داشته اند محصول آن نيز تلقي مي شوند.

در ايران نيز بنگاههاي تجاري با تاخيري قابل توجه در حال تجربه كردن رقابت هستند و شايد بتوان گفت كه همه آنچه را كه كشورهاي پيشرفته در زماني نسبتا طولاني تجربه كرده اند به يكباره تجربه مي كنند. آنها در اين عرصه با مشكلات فراوان مواجه هستند. مشكلات مربوط به كيفيت ، هزينه ، نيروي انساني، و در يك كلام رقابت آنهم با رقباي قوي جهاني .مشكلاتي كه با پيوستن به سازمان تجارت جهاني افزايش خواهند يافت. روي آوردن شركتهاي ايراني به ابزارهاي مديريتي نظير مدل هاي تعالي سازماني مانند
MQFE مهندسي مجدد فرآيندها ، برنامه هاي كاهش هزينه، برون سپاري و ... همه نشانگر آن است كه اين بنگاهها به ضرورت افزايش توان رقابت پذيري آگاهي پيدا كرده اند. آنها از مشاوران و پژوهشگران و بعضا استادان دانشگاهي انتظار دارند كه با به كارگيري اين ابزار ها مشكلات رقابت را حل كنند و زماني كه نتيجه دلخواه خــود را به دست نمي آورند يا حكم به بي كفايتي طرف مقابل مي دهند و يا بي اثري و "علمي نبودن" و "كاربردي نبودن" مدل ها و ابزارهاي مورد استفاده را به نقــــد مي كشند. در يك دور تسلسلي ميزان روي آوردن بنگاهها به مشاوران و پژوهشگران كاهش مي يابد و آنها فرصت حضور در بنگاهها ، كمك به آنها و افزايش توان خود را پيدا نمي كنند.آمار حجم فعاليتهاي مشاوره اي در كشور (كمتر از 100 ميليون دلاردر سال)گواه اين مسئله است. اگر به تجربه دراكر و صاحبنظراني نظير او نگاه كنيم آيا مسيـــري بر عكس را نمي پيماييم؟ دعوت از مشاوران براي به كارگيري ابزار ها و استفاده از تجربه ديگران بسيار مفيد است و لازم ولي كافي نيست. بايد توجه كرد كه تمام رقبا اين ابزار ها را به كار گرفته اند و براي جلو زدن از آنها اين ابزار ها كفايت نمي كنند . لازمه موثرتر كردن رقابت، به كارگيري ابتكارات نوين مديريتي در سطح بنگاههاست . بايستي به پژوهشگران و مشاوران فرصت داد تا ضمن حضور در بنگاهها به تسهيل طرح و اجراي اين ابتكارات كمك كرده و در پايان مدلي كاربردي از آنها بسازند و توسعه دهند . اين پژوهشگران و مشاوران مي توانند از طريق اين حضور و به كارگيري آنچه كه در دانشگاه يا ساير بنگاهها تجربه كرده اند ضمن كمك به پيدا كردن راههاي نوين رقابت ، دانش و تجربه خود را نيز افزايش و مفاهيم جديد را توسعه دهند و اين بار در دور ديگري قوي تر به كمك بنگاههاي صنعتي و تجاري بيايند. به ياد داشته باشيم كه در عرصه كسب و كار آمريكا، فقط دراكر فعاليت نمي كرده است - از ميان هزاران نفر پژوهشگر و نويسنده يك نفر نامي در حد دراكر پيدا كرده است.

نظام كسب و كار كشور اگر به دنبال كار آمدي و تعالي است بايد به عنصر موثر و عامل تغيير «پژوهش و مشاوره» توجه كند، براي توسعه آن سرمايه گذاري كند و به جاي طلب كردن بازده و دستاورد هاي كوتاه مدت به دنبال نظامي باشد كه در بلند مدت موجب ارتقاي توان توليد دانش و مدل سازي و در نهايت توان رقابت پذيري بنگاهها شود. از اين رهگذر هم كسب و كار و هم «پژوهش و مشاوره» تقويت خواهند شد و هم شايد اين فرايند محصولي نظير دراكر به وجود آورد ولي دراكري از نوع ايراني آن.


مرجع: مجله تدبیر


چهارشنبه سوم آبان 1385-3:26 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
بعد از ظهر جمعه

داداش كوچيكه من اقا مصطفي كه 13 سالشه وبلاگ منو ديد و خواست سال جديدرو به همه تبريك بگه


جمعه نوزدهم فروردین 1384-17:50 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
تبريك سال نو

سال جديد بر همه ايرانيان علي الخصو ص آذربايجانيها مبا رك باد.


چهارشنبه هفدهم فروردین 1384-20:14 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
**

اگر چرخ وجود من از اين گردش فرو ماند بگرداند مرا آنكس كه گردون را بگرداند


سه شنبه یازدهم اسفند 1383-2:8 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
شعر

در ميان پرده ي خون عشق را گلزار ها عاشقان را با جمال عشق بيچون كارها عقل گويد:شش جهت حدست و بيرون راه نيست. عشق گويد:راه هست و رفته ام من بار ها


دوشنبه دهم اسفند 1383-23:25 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
شعر

منده صيغار ايكي جهان من بو جهانه صيغمازام گوهر لا مكان منم كون و مكانه صيغمازام عرشيله فرش و كاف و نون منده بولوندي جمله چون كس سؤزوني اوزاتما كي شرح و بيانه صيغمازام كون و مكان دور آيتيم ذاته گئدر بدايتيم سن بو نشانيلن مني من بو نشانه صيغمازام كيمسه گمان و ظن ايله اولمادي حقيله بيليش حقي بيلن بيلير كي من ظن و گمانه صيغمازامصورته باخ كي معني ني صورت ايچينده تاني كي جسميله جان منم ولي جسميله جانه صيغمازام


یکشنبه نهم اسفند 1383-1:11 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
شعر

از هر كجا آغاز كني زود است و به هر جا فرود آيي دير دلتنگ از گريوه ميگذري دلواپس از دره سرازير مي شوي تا به ويرانه اي برسي كه ترنج هايش را برده اند و رنج ها يش را برا يت گذاشته اند


یکشنبه نهم اسفند 1383-0:54 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته
سلام

يك شب هواي گريه يك شب هواي فرياد امشب دلم هواي تو كرده است سلا م دوستان من از اينكه امكان هم صحبت شدن با شما را يافته ام بسيا ر خوشحالم.


شنبه هشتم اسفند 1383-22:44 |   |  لطفي | گروه  |لینک به نوشته