مصاحبه با آقای دکتر قاسم زاده
س: آقای دکتر لطفاً در مورد سوابق تحصیلی خود توضیح دهید؟
من در یک دبیرستان دولتی به نام "دکتر نصیری" واقع در خیابان نواب تحصیل کردم لیسانس را در دانشگاه صنعتی شریف گرفتم، در تربیت مدرس فوق لیسانس را دریافت کردم به دلیل اینکه دانشگاه صنعتی شریف ارائه نمیکرد و دکترا را از کانادا دریافت کردم و یک سال هم فوق دکتری همانجا بودم در این بین تدریس هم میکردم تا سال 77، سال 77 به ایران برگشتم و از همان اول دو کار را در برنامهی اصلی کار خودم قرار دادم: یکی در واقع این بود که میخواستم یک شرکت مستقل بخش خصوصی ایجاد کنم به دلیل اینکه اعتقاد داشته و دارم به اینکه بخش خصوصی پرچمدار توسعه در هر کشوری هست و اعتقاد داشتم من بیشتر عمرم را کار دولتی کردم تا قبل از ادامه تحصیل در مقطع دکتری در جاهای مختلف در دولت بودم بعد تصمیم گرفتم یک شرکت خصوصی را تأسیس بکنیم و از زمانی که در کانادا بودم این ایده در ذهن من بود زمانی که آمدم ایران شرکت افرانت را تأسیس کردم و در سال 77 به ثبت رسیدتا به الان با موفقیت به کار خود ادامه داده یکی هم تدریس در دانشکده مدیریت بود.
س: ایدهای در مرکز کارآفرینی داریم تحت عنوان "تأسیس شرکتهای دانشجویی" که گروههای فنی را موازی با تحصیل رشتههای خودشان با این مسائل آشنا کنیم نظر شما در مورد آن چیست؟
در کشورهای خارجی میگویند: کارآفرین سرمایهی ملی است و ما باید از سرمایه ملی حفاظت کنیم و سرمایه ملی فقط نرمافزارهای آن نیست، نفت آن نیست مهمترین سرمایهی ملی انسانهای آن است و مهمترین انسانها در یک جامعه کارآفرینان آن جامعه هستند بنابراین تحت حمایت دولت قانوناً نه شعاری در روزنامهها و غیره باید قرار بگیرند بنابراین 2 تا 3 سال تحت پوشش حمایت قرار گیرند که از دو حالت خارج نیست شما باید بلافاصله ریستر استراچریکنی از نظر مالی که تحت پوشش دولت قرار گرفتید و طلبکارها دیگر کاری به شما ندارند بعد باید اگر لازم است همهی پرسنل را بیرون کنید، استراکچر ماکتی، سازمان هزینهها را کاهش میدهی، ری استراکچر ماکتی به تو فرصت میدهد اگر موفق شدی و بازگشتی در این محیط که با موفقیت ادامه میدهی، اگر بازنگشتی چفتتراند میشود چفتتر شدن یعنی؛ اینکه شرکت شما را به حراج میگذارد دولت، خود دولت اینجا پیشقدم میشود تو دیگر ارزهی آن را نداری تو معلوم است که کارآفرین نیستی اگر بودی که به تو فرصت دادیم چفتتر الز کردن به موجب چفتتر الر می آید. و اموال آن شرکت را به حراج میگذارد.
س: آیا پس از موفقیت به حمایت دولت نیاز ندارد؟
دولت حمایت مادی نمیکند، حمایت معنوی میکند.
س: طلبکارها را که دولت پول آنها را داد بعد از آن چه اتفاقی میافتد؟
در بیزنز کار را باید تقسیم کنید همه باید کارکنند شما فکر کنید و بقیه انجام بدهند مدیریت یعنی این یعنی؛ هنر کار یاد دادن به دیگران مدیر باید بیرون بایستد و دیگران باید کار کنند و او (مدیر) باید آنها راهدایت کند.
س: آقای دکتر ویژگیهای یک کارآفرین به نظر شما چیست؟
مهمترین ویژگی کارآفرین این است که باهوش باشد بچههای ما معمولاً با هوش هستند و من هم همیشه سر کلاس میگویم، ببینید هوش معنایش: "سرعت درک مطلب" است، عقل: "قدرت به کارگیری آن است (هوش)." بچههای ما معمولاً بچههای باهوشی هستند آدمهای باهوش بزرگترین مشکلی که دارند طبق یک ضربالمثل این است خیلی از این شاخه به آن شاخه میپرند، خیلی تکرو هستند و ما هم تکرو تربیت میکنیم ما در امتحان به او یاد میدهیم که نگذار کسی از روی دست شما ببیند! در بیزنز یاد میدهیم با هم این مسئله را حل کنید یعنی؛ فرهنگ کار گروهی را یاد میدهیم. دانشجویان بایستی متوجه باشند چند تا از المپیاد ریاضی مدال طلایی ما بیزنز موفقی بودند؟ چند تا از المپیاد مدال طلای ما مدیران موفقی در جامعهی ما هستند؟ اینها که خیلی باهوش هستند پس چطور میشود افرادی خیلی کم هوشتر از اینها در مدیریت و بیزنز موفقتر باشند؟ علت آن را گفتم: عقل باهوش فرق میکند یکی ممکن است کندتر یاد بگیرد ولی خوب یاد بگیرد اگر میخواهید کارآفرین باشید باید سختکوش باشید، به نظر من ایده را خیلی بها ندهید و اینکه صد برابر آن باید کار کنید، بیزنز مادل داشته باشید از شکست نه تنها نهراسید بلکه استقبال کنید و عوامل شکست را بشناسید.
منبع : مرکز کارآفرینی دانشگاه صنعتی شریف
